همایش بزرگداشت سیدعبدالله بلبری ،عارف، عالم و شاعربزرگ هورامان در مهرماه۱۳۹۷برگزار می شود
هه‌ورامان هانه‌به‌رچه‌م

به گزارش'هه‌ورامان هانه‌به‌رچه‌م:  انجمن فرهنگی ادبی بیسارانی هورامان با همکاری دانشگاه پیام نور مرکز مریوان و پشتکار ادارەی فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان سروآباد، دهیاری روستای بلبر و همت خاندان سیدعبدالله بلبری در نظر دارند در مهر ماه سال جاری همایشی تحت عنوان بررسی آثار سید و معرفی این شخصیت برجسته برگزار نمایند.

محورهای همایش
- بیوگرافی شخصی و خانوادگی و اوضاع اجتماعی، فرهنگی و سیاسی عصر سید
- بررسی آراء و اندیشه های دینی. ادبی، عرفانی و علمی سید
- کتاب شناسی و نسخه پژوهی سید
- جایگاه سید در ادبیات هورامان با تاکید بر شعر هورامی
- تعامل سید با عرفا، شعرا، فقه ها و بیگ زادگان در هورامان
- جایگاه سید در گسترش علوم اسلامی در هورامان با تاکید بر فقه، نحو، منطق، عرفان و تصوف سید و .............

روز:   ۱۹ـ۷ـ۱۳۹۷     
مکان:دانشگاە پیام نور مریوان

هه‌ورامان هانه‌به‌رچه‌م
یانه‌و فه‌رهه‌نگ وئه‌ده‌بو بێسارانی هۆرامانی(یاهۆر)
انجمن فرهنگی ادبی بیسارانی هورامان




دەسوەشی جە کاکە سه‌رکه‌وت عه‌زیزی(نه‌به‌ز)
 و
خاتووشه‌یدا باسامی پەی کیاستەو هەواڵەکەی

ماموستاسیدعبداللە بلبری
عارف والامقام سیدالسادات،ماموستاسیدعبدالله بلبری،فرزند سیدابوطالب،از سادات کلجی،در سال1269ه ق.در روستای کلجی هورامان سروآباد دیده به جهان گشود. وی در کودکی ونوجوانی نزد والد ماجدشان به فراگیری روانخوانی قرآن وعلوم(ص231) مقدماتی پرداخته است. پس از آن،برای ادامه ی تحصیلات و تکمیل معلومات به مدارس وحوزه های علمیه زیادی در کردستان عراق وایران به ویژه شهرهای: بغداد،سلیمانیه،کرکوک،بوکان،مهاباد،وسنندج مسافرت نموده است، وتجربیاتی علمی فراوانی اندوخت ودر خدمت علمای بزرگواری، چون علامه مولانا احمد نودشی،شیخ محمد آیه النبی،مولانا عبد العظیم سنندجی تلمذ نموده است.
پس از پایان تحصیلات وتشکیل خانواده واستقرار در روستای کلجی، به نزد حضرت شیخ عمر شتافته ودست بیعت برای تربیت معنوی به این پیر روشن ضمیر دراز نموده، واندکی نپایید که با حسن سلوک خویش ولطف پیرانه ی شیخ ضیاء الدین به درجه ی خلافت نائل گشته است. پس از این لطف الهی وهمت پیرانه، به فرمان مرشد وزینش به روستای بلبر در منطقه ی هورامان رفته و در آنجا با بنای خانقاهی به ارشاد مسلمانان وترویج شریعت غرای نبوی پرداخته است.
مرحوم سیدعبدالله در روز وفات مرشدش حضرت ضیاءالدین در سال 1318ق، در بیاره حاضر بوده اند وبعد از مراسم تعزیه،در حضور مدرس بیاره وعلمای آن مجلس وعثمان پاشای جاف فرمانروای حلبچه،دست حضرت شیخ نجم الدین را بوسیده و(ص232) عمامه ی سفیدی بر سرش پیچیده استوایشان را در محراب نشانده ودست خودش را بر شانه ی حضرت علاء الدین نهاده است ومی فرماید: حضرت ضیاءالدین به من فرموده است که:" شیخ نجم الدین جانشین من خواهد بود وپس از او شیخ علاءالدین رر مسند ارشاد خواهد نشست ودراز عمر خواهد بود"
سید عبد الله عمر درازی داشته اند وتا زمان ارشاد حضرت علاء الدین در قید حیات بوده اند،همچنین با حضرت شیخ حسام الدین رابطه ی نزدیکی داشته است.مرحوم سید عبد الله در باره ی سلوک خود نزد حضرت ضیاءالدین_قدس سره_ در کتاب "راحه الارواح السعید فی توحید کتاب الله المجید" که به قلم خود ایشان تحریر گشته است،چنین می فرماید: این فقیر _رحمه الله الملک القدیر_ در ایام سیر وسلوک خود در ظل حضرت تاج العارفین،سلطان الخافقین، موصل دایره ی حقیقت،شهراز برج معرفت،نایب رسول اکبر،حضرت ضیاءالدین شاه عمر_قدس سره_ به مفاد (اما بنعمه ربک فحدث) به پرتو انعکاس انوار آن بزرگوار، شبی از شب های کثیر البرکات،به نمونه ی آن سر افراز وبهره مند فرمودند. چنان مشاهده کردم که این (ص 233) شرمسار در جنب کعبه ی معظم_زادها الله عزا وشرفا_ که در نور محیط حیران ونالان وسوزانم،در حالت تمامی التهاب وشور وشعف،گاهی کمرنگ آن نور می شدم وگاهی بی خودی وبی شعوری از پروو آن نور اضمحلال در جان وبدن ظهور اثر به تمامی می کرد. گاهی نه بودم ونه بودم وحضرت جبرئیل امین در نزد آن نور همره ودلیل من است،ایستاده بود. و من چنان می دانستم که آن نور تا بالای عرش مجید به غیر از نور محی؟ هیچ در نظر من نمی آمد ومن از غایت بی خودی وشور وشعف که داشتم جدا شدنم از آن نور میسر نبود. وبعد چنان تصور نمودم که آن نور نمونه ی حقیقت مذکور بوده نه حقیقت آن حقیقت. وجبرییل روح شریف پیر روشن ضمیر  بوده باشد وکعبه را که نفیقت کعبه بوده که عبارت از ظهور سرداقات و کبریایی حضرت ذاتیه ی الهی است،_جل سلطانه_ چون روز به من روشن شد.
از برادرهای کرام سوال کردم که از آن معنی بی خبر بودند،تا به سمع شریف حضرت پیر رسانیدم ،فرمودند: الحمد لله من بعد در گلشن فنا نیستی،از تود گل گلزار بقا می چینی ودست به آغوش مطلب آورده می نشینی. وبعضی التفات ها و کرامت ها فرمودند. ولی این فقیر از غایت شرمندگی واتهام با خود دارم،(234)اگر چه این حالات مذکور را استدراج می دانم،وخود را از منافقان دار البوار بسی کمتر دانسته وبر کنج فقر وشرمساری دائم منکوس الراس نشسته:
حالات خود زان تو را گفتم عیان/تا که بر اسرار دل یابی نشان
تا که آن حالت مرا بنموده شد/صد هزاران ساله ره پیموده شد
چند هزاران حالت، ای نیکو سیر!/کشف کردند بر دل این بی خبر
شرح حال اولیا ناید رقم/گر نویسد کاتب چند با قلم
انچه از اسرار مکشوف دل است/گفتن آن با زبان ها مشکل است
- این عارف والا مقام،تالیفاتی گرانبها نیز از خود بر جای گذاشته است،که از جمله ی آن ها می توان به:نجم القواعد، بدیع الهاتف،ریاض الجنان،مشاعر نامه،نفیسه الالفاظ،آداب الایمان(به سبک مکتوبات کاک احمد شیخ) وصحیفه المنور من الشریعه الانور(به زبان کردی) اشاره نمود.
▪️سر انجام این عارف واصل در شب جمعه سال 1361ق،مطابق با 1321ش، در سن 92 سالگی(ص235)،دار فانی را وداع گفت ومقبره ی پر فیض ایشان در همان روستای بلبر  می باشد.(ص236)
- نام کتاب:سلسله ی نور در مناقب مشایخ نقشبندی هورامان
مولف: سیدفاروق (هاشمی)محمدی منش
ناشر: امام ربانی ،مریوان
توضیح این کە اکثر منابع تاریخ تولد ایشان را۱۳۷۰و سال وفاتشان را ۱۳٥٦نگاشتەاند



طبقه بندی: فرهنگی و هنری، اجتماعی، ادبیات/شعر، تاریخ، اخبار، زوانی هه‌ورامی، شهرها و روستاهای هورامان، ئەنجومەنووبێسارانى(یاهۆر) ، سه‌رکه‌وت عه‌زیزی(نه‌به‌ز)، شه‌یدا باسامی،
برچسب ها::هه‌ورامان‌هانه‌به‌رچه‌م-کتابخانه‌هورامان،یانه‌وکتێبووهه‌ورامانی-هه‌ورامان-هۆرامان-اورامان-اورامانات-دزآور(زاوه‌ر)-لهون-تخت-ژاورود-پاوه-نوسودـ نودشه (نۆتشه)زرده-پریان-رێژاو(ریجاب)-شریف‌آباد-زاغه-کندوله-گەورەجوـ ته‌وێڵێ-بیاره-ساور-نودیجه-هه‌ڵه‌بجه-خۆرماڵ-مریوان-سروآباد-کرمانشاه-کردستان-دالانی زاوەرـ سنندج-چهارقلعه‌عبدالملکی(زاغمرز-زینوند-حسین‌آباد-امیرآباد)هورامی های شمال ایران)عکس-شبک-سنجارـ باجلان-کاکه‌یی-یارسان-ساور-نودیجه-زازا-زازاکی-قلعه قروه-چورژی-هومایون موحه‌ممه‌دنژادـ سه‌فه‌ره‌کێ گالیوێری ـ وه‌سیه‌ت په‌ی مه‌زهه‌ری ـ یانەوخەما،همایش بزرگداشت سیدعبدالله بلبری،عارف،عالم و شاعربزرگ هورامان در مهرماه۱۳۹۷برگزار می شود،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 12 شهریور 1397 توسط همایون محمدنژاد
.: Weblog Themes By Abdollah Habibi :.