بنچاق هورامان/قبالەهای هورامان ،سندی بر هویت تاریخی هورامان. قدیمی ترین سند مالکیت جهان/گردآورندە:همایون محمدنژاد 

در اوایل قرن حاضر در سال ۱۳۰۵ شمسی حسین نامی از مریدان (شیخ علاءالدین نقشبندی) در غاری در دره تنگیور خمره ای پر از دانه ارزن پیدا كرد كه در میان آن نوشتەای به خط پهلوی اشكانی بر پوست آهو وجود داشت . این نوشته كه به (بنچاق هورامان ) مشهور شد قراردادی است میان دو نفر برای خرید و فروش زر ستانی به ۴۵ درهم كه شاهدان معامله نیز نام خود را در آن نوشته اند . این بنچاق به سال ۱۲۰ پیش از میلاد مسیح تعلق دارد . در حال حاضر این بنچاق در موزه برلین نگه داری می شود .
دو سند از این سه سند، به خط و زبان یونانی است. هر دو تاریخ سلوکی دارد که یکی معادل ۸۸/۸۷ ق.م. و دیگری معادل ۲۱/۲۲ ق.م. است و در پشت یکی از آنها چند کلمه ای به زبان پارتی نوشته شده که خلاصه متن یونانی است و احتمالا تاریخ نگارش آن نسبت به متن یونانی جدیدتر است. سند سوم فقط به خط و زبان پارتی است و تاریخ اشکانی دارد که معادل سده اول میلادی (احتمالا ۵۲ یا ۵۳ م) است. خط پارتی این متن به خط سفالینه های نسا شباهت دارد. 
آدرس :غاری در دره تنگیور روستای تاریخی پالنگان  هورامان از توابع شهرستان كامیاران

****************
بُنْچاقِ اورامان‌، سه سند ملكی بازمانده از سدة نخستین پیش از میلاد.

این سندها دربارة فروش‌ دو تاكستان‌ بوده كه‌ بر روی‌ پوست آهو نوشته‌ شده‌ و در نزدیكی روستای اورامان (كردستان) كشف‌ شده است‌. دو سند آن‌ به‌ زبان‌ و خط‌ یونانی‌ با تاریخ‌ سلوكی‌، یكی‌ معادل‌ 87/ 88 پ‌م‌ و دیگری‌ معادل‌ 21/ 22 پ‌م‌ است‌. در پشت یكی‌ از سندها كلماتی‌ به‌ زبان‌ و خط‌ پارتی‌ نوشته‌ شده‌ كه‌ خلاصه‌ای‌ از متن‌ یونانی‌ است‌ و تاریخ نگارش‌ آن‌ به‌ احتمال از متن‌ یونانی‌ جدیدتر است‌. سند سوم به‌ زبان‌ پهلوانیك‌ (پارتی‌) است‌ و تاریخ اشکانی منطبق با سدة نخست میلادی دارد.1 این‌ سندها اكنون‌ در موزة‌ بریتانیا نگهداری‌ می‌شوند. خط‌ پارتی‌ این‌ متن‌ به‌ خط ‌سفالینه‌های‌ نسا نزدیك‌ است‌.2

این‌ سندها گواهی‌ می‌دهند كه‌ درهمان‌ سدة‌ اول‌ میلادی‌ زبان‌ پهلوانیك‌ جانشین‌ زبان یونانی‌، در دیوانی‌ شاهنشاهی‌ اشكانی‌ شده و از نظر ساختار دستوری‌ جمله‌ها، نشان‌ دهندة‌ زبان‌ پهلوانیك‌ است‌. واژگان‌ ایرانی‌ آن‌ محدود و بیشتر واژه‌ها آرامی‌ است‌. بر روی‌ هم این‌ سند 23 واژة‌ ایرانی‌ میانه‌ دارد كه‌ 15تای‌ آن‌ها اسم‌ خاص‌ هستند.3
مآخذ:
تفضّلی‌، احمد. تاریخ‌ ادبیات‌ ایران‌ پیش‌ از اسلام‌. به‌ كوشش‌ ژاله‌ آموزگار، تهران‌: سخن‌، 1376، ص‌ 77.همان؛ نیزنک: راشد محصل‌، محمدتقی‌. كتیبه‌های‌ ایران‌ باستان‌. تهران‌: دفتر پژوهش‌های‌ فرهنگی‌، 1381، ص‌ 82.سمیعی‌، احمد. ادبیات‌ ساسانی‌. تهران‌: دانشگاه‌ آزاد ایران‌، 1355، ص‌ 47ـ 48.
نیز نك‌: زرشناس‌، زهره‌. زبان‌ و ادبیات‌ ایران‌ باستان. تهران‌: دفتر پژوهش‌های‌ فرهنگی‌، 1382، ص‌ 35.
ابوالقاسم رادفر

قبالەی هورامان /صباح جباری
یکی از 3 قبالەی هورامان که به خط و زبان اشکانی است (دو قباله ی دیگر خط و زبان یونانی است) متنی است در باره ی فروش باغی که در هشت سطر نوشته شده است.
تلاش بر این است ابتدا حرف نوشت و آوا نوشت آن ارائه گردد و سپس در حد توان واژه ها بررسی شوند.
حرف نوشت قباله ی هورامان:
1) ŠNT IIIC YRH’ ’rwtt MZBNW ptspk BRY tyryn
2) ZY MN bwdy KRM’ ’smk MH ’bykškn PLG y’t
3) W ZBNW ’wyl BRY bšnyn KZY ’HY KL’ ZWZN XXX/XXX IIIII
4) MH MN bwmhwt[y] ’(py)h(w)z hmy ’KLW QDMTH
5) ŠHDYN tyrk BRY ’pyn (m..g) BRY ršnw ’rštt
6) B(RY) ’bny grypnhy B(RY) mtrpry synk BRY m’tbwg
7) [ ] (.) KRM’ ’smkn KRM’ ZBNt ’wyl MN
8) ptspk (K)L’ ZWZN XXX/XXX IIIII
آوا نوشت قباله ی هورامان:

1)Sarδ 300 māh awartat frawaxšēd patispak puhr tīrēn
2) čē až bōdi raz asmag čē abēkašgān nēm yād
3)ud xirēnēd awil puhr bašnin čē brād harw zozin 65
4)čē  až bōmxwad āphōz(?)  hamē xwarēd prawān
5)wigāhān terak puhr āpēn (m..g) puhr rašnaw arštat
6)Puhr abān garēpanāh puhr mihrfar sinag puhr matbog
7)…raz asmagān raz xirēnēd awil až
8)Patispak hamē 65 zozin
متن قباله ی هورامان بخش 1
پیش از پرداختن به متن لازم است توضیح کوتاهی در مورد هُزوارش ها در زبان پهلوی داده شود.در خط پهلوی بسیاری از واژه ها به همان صورت پیشین آرامی نوشته میشدند اما به زبان پهلوی خوانده می شدند، این واژه ها را به نام هُزوارش می شناسیم.
دلیل اصلی هزاورش نویسی شاید حفظ سنت آرامی نویسی بوده باشد.تا جاییکه میدانیم زبان دیوانی هخامنشیان آرامی بود و به احتمال زیاد زبان دیوانی مادها نیز آرامی بوده باشد چرا که زبان آرامی زبان دیوانی بسیاری از فرمانروایی های باستان بوده است. 
در زمان هخامنشیان فرمانها به زبان پارسه داده میشد ولی چون زبان رسمی و دیوانی آرامی بود، کاتبان دربارمتن فرمان را آرامی مینوشتند و پس از ارسال فرمان به ساتراپی ها (استانها) کاتبان  ولایات فرمان ها را به زبان همان منطقه میخواندند( متن آرامی بود اما ترجمه ی آن را برای مردم قرائت میکردند).
پس از آنکه خط پهلوی را ازروی خط آرامی به وجود می آورند، بسیاری از کاتبان واژه ها را به همان شکل آرامی خود مینوشتند و در هنگام خواندن، واژه را به صورت پهلوی تلفظ میکردند . این شیوه نوشتن به " سنت آرامی نویسی" مشهور است  .اگر بخواهیم  معرفی کوتاهی از آرامی داشته باشیم میتوان گفت: مادر زبانهای اکدی و بابلی و مادر بزرگ زبان عربی است.
برای مثال: اولین واژه ای که در قباله ی هورامان هست به صورت هزوارش آمده است.بدین معنی که در متن  اینچنین آمده: ش ن ت. 
این واژه ،واژه ای آرامی است که بعدا در عربی با "سنه" آمده است به معنی سال.معمولا واژه هایی که در آرامی واج "ش" دارند، وقتی به عربی رسیده اند "ش" به صورت "س" رسیده است.مانند: شنت (شنة) که به سنة تبدیل شده است یا شمش( خدای روشنایی) که در عربی به صورت شمس رسیده است. (نام شمش هنوز بر قله ی پشت شهر نوسود مانده است).
اگرچه این واژه شنة نوشته میشد اما در اشکانی با سَرِذ و در ساسانی با سال تلفظ میگردید.خود واژه ی سال از تبدیل خوشه همخوان rdبه alرسیده است. یعنی اینکه واژه ی سال از واژه ی سرد رسیده است.احتمالا پیشتر دوره ی زمانی را ازآغاز فصل سرما تا آغاز دوباره ی فصل سرما حساب کرده اند.به بیان ساده تر تعریف سال برای پیشینیان معادل بوده است :از سرما(سردا) تا سرما(سردا).
متن قباله ی هورامان بخش 2
ŠNT 
(شنة) واژه ای آرامی به معنی : سال
IIIC
 عدد برابر 300
YRH’
 واژه ای آرامی که در عربی به صورت شهر رسیده.به معنی :ماه
 ’rwtt
 (ئەروەتەت)( هۆروەتەت) به معنی :خرداد
MZBNW
 واژه ای آرامی به معنی معامله.خرید و فروش.در متن پهلوی با فروخشد آوا نویسی شده است.(فرە وەخشێد).فروخشد از ریشه 
vak
 سخن گفتن.داد زدن. خود واژه ی فروختن(ورەتەی.فرۆتن.فرووتن)از ریشه صدا زدن و داد زدن آمده است.
 ptspk
 اسم خاص: پتسپک/بتسبگ/پاتسبگ
BRY
 واژه ای آرامی به معنی فرزند، پسر.این واژه با بن رسیده است.
 tīrēn
 اسم خاص: تیرین (تیرآگین).پتسبگ بَری تیرین به معنی پتسبگ پسر تیرین
متن قباله ی هورامان بخش 3
حرف نوشت
 ZY MN bwdy KRM’ ’smk MH ’bykškn PLG y’t
آوا نوشت
čē až bōdi raz asmag čē abēkašgān nēm yād
ZY
آرامی است که "زی" نوشته شده و "چه" خوانده میشد. 
čē
چه به معنی : که. چه در اشکانی هم حرف تعریف است هم یکی از شیوه های ساخت ترکیب اضافی است.
MN
 až
آرامی است که در عربی هم به صورت من رسیده است.به معنی" از".از hača باستان.حرف اضافه "از".
 bwdy
 که آوانوشت آن 
 bōdi یا  bōd
نام مکان است.بتسباگ پسر تیرین از اهالی بود
KRM’
واژه ای آرامی به معنی باغ.در اشکانی رز گفته شده است.رز در اصل به معنی باغ است اما اکنون بیشتر به باغ انگور رز گفته می شود.
 ’smk
 asmag
نام باغ مورد معامله: اسمگ
MH
čē
در اینجا چه در ترکیب اضافی آمده است. 
 ’bykškn
abēkašgān
این واژه را دکتر رضایی باغ بیدی به "کنار زمین های کشت شده" ترجمه کرده است.به نظر بنده این واژه از پیشوند ابی+ کَش+کان تشکیل شده به معنی : بدون کوه.چنانکه میدانیم بسیاری از باغات در هورامان پشت باغ هم قسمتی از کوه متعلق به مالک باغ است و در این معامله آنچه برداشت بنده است اینکه: تنها قسمت باغ خرید و فروش شده بدن کوه پشت آن. اسمگ بی کوه
 PLG
nēm
واژه ای آرامی به معنی نیم.
 y’t
yād
 به معنی سهم.
ترجمه قباله تا اینجا:
سال 300 ماه خرداد.میفروشد بتسبگ پسر تیرین از اهالی بود، نیم سهم از باغ اسمگ را بدون کوه.
متن قباله هورامان بخش 4
حرف نوشت
W ZBNW ’wyl BRY bšnyn KZY ’HY KL’ ZWZN XXX/XXX IIIII
آوا نوشت:
ud xirēnēd awil puhr bašnin čē brād harw zozin 65
W
در پهلوی به صورت ud (اُد) تلفظ گردیده به معنی " و".حرف عطف
 ZBNW
واژه ای آرامی به معنی خرید و فروش، معامله.صورت اشکانی آن:
xirēnēd
می خرد.(خرید) از ریشه kʷrei- هندو اروپایی.این ریشه به هورامی نرسیده است اما در دیگر گویش های کردی با "کرین" و در فارسی با خریدن  رسیده است.
 ’wyl BRY bšnyn
awil puhr bašnin
اویل پسر بشنین. در اشکانی پسر را پوهر گفته اند.اکنون در فارسی با "پور" رسیده است.
 ’HY
brād
واژه ای آرامی که اَهی نوشته شده و براد خوانده میشده.به معنی برادر.این واژه در عربی به صورت اخی رسیده است.
awil puhr bašnin čē brād
ترکیب اضافی  است.به معنی اَویل پسرِ برادرِ بشنین.
KL’ 
harw
واژه ی آرامی به معنی همه.در عربی به صورت کُل رسیده است.در اشکانی به صورت هَرو(هەرو)خوانده می شده است.
zozin 65 
65 زوزین.
زوزین بایستی واحد پول بوده باشد.
ترجمه قباله:
سال 300 ماه خرداد.میفروشد بتسبگ پسر تیرین از اهالی بود، نیم سهم از باغ اسمگ را بدون کوه و میخرد(خرید)اویل پسر برادر بشنین همه را به 65 زوزین.
متن قباله هورامان بخش 5
حرف نوشت:
MH MN bwmhwt[y] ’(py)h(w)z hmy ’KLW QDMTH
آوانوشت:

čē  až būmxwad āphōz(?)  hame xwarēd prawān
واژه ها:
MH
čē
"چه" حرف تعریف  به معنی : که
MN
až 
حرف اضافه به معنی : از
bwmhwt[y] 
būmxwad
به معنی مالک.
’(py)h(w)z
این واژه بر اثر خرابی متن خوانا نیست.هرتسفلد آن را AT.XRV و دانشنامه ایرانیکا آن را ’(py)h(w)z بازسازی کرده است. و معنی ای برابر سوگند برای آن داده اند.بدین معنی که  اویل پسر برادر بشنین هنگام خرید در مقابل گواهان سوگند خورده است.
به نظر بنده این واژه نبایستی به سوگند ربط داشته باشد.آنچه بنده از متن برداشت میکنم این است: اویل باغی را میخرد که قبلا توسط خود او خورده میشده است.یعنی اینکه باغ بتسبگ به صورت اجاره یا شراکتی در اختیار اویل بوده است و خوردنی  که در متن هست منظور خوردن ثمر باغ هست نه سوگند خوردن.
hmy
 hamē
همه
 ’KLW
xwarēd
واژه هزوارش نوشته شده است.اکلو که در اشکانی خوَرِد خوانده میشده است.در عربی به صورت اکل رسیده است.
 QDMTH
prawān
هزوارش است .واژه ای آرامی که در عربی به صورت : قدم رسیده است.در اشکانی پروان خوانده میشده.به معنی مقابل، پیش، جلو 
ترجمه قباله:
سال 300 ماه خرداد.میفروشد بتسبگ پسر تیرین از اهالی بود، نیم سهم از باغ اسمگ را بدون کوه و میخرد(خرید)اویل پسر برادر بشنین همه را به 65 زوزین از مالک زمین و نیز سوگند میخورد در برابر(شاهدان). ترجمه ای که داده شده است بدین صورت آمده است.اما به نظر بنده ترجمه به این شکل است:
سال 300 ماه خرداد.میفروشد بتسبگ پسر تیرین از اهالی بود، نیم سهم از باغ اسمگ را بدون کوه و میخرد(خرید)اویل پسر برادر بشنین همه را به 65 زوزین که پیشتر همه ی آن را از طرف مالک در اختیار داشته واز آن خورده است.
متن قباله هورامان بخش 6
حرف نوشت:
5) ŠHDYN tyrk BRY ’pyn (m..g) BRY ršnw ’rštt
6) B(RY) ’bny grypnhy B(RY) mtrpry synk BRY m’tbwg
7) [ ] (.) KRM’ ’smkn KRM’ ZBNt ’wyl MN
8) ptspk (K)L’ ZWZN XXX/XXX IIIII
 آوا نوشت:
5)wigāhān terak puhr āpēn (m..g) puhr rašnaw arštat
6)Puhr abān garēpanāh puhr mihrfar sinag puhr matbog
7)…raz asmagān raz xirēnēd awil až
8)Patispak hamē 65 zozin
واژه ها:
 ŠHDYN
wigāhān
واژه ای آرامی به معنی گواه.در عربی به صورت شاهد رسیده است.
پس از این واژه بقیه ی متن نام شاهدان است.تیرک پسر آپین،م..گ پسر رشنو،ارشتاد پسر آبان،گرپناه پسر مهرفر، سیناگ پسرمتباگ.
در سطر 7 و 8 نام باغ دوباره آمده و اینکه اویل این باغ را کلا به 65 زوزین خرید.
واژه ی شاهدان را در ترجمه به سطر پیشین مربوط دانسته اند بدین گونه که اویل در جلو گواهان سوگند خورد.اما به نظر بنده این سطر ارتباطی با سطر پیشین ندارد و دارد شاهدان را معرفی میکند.
ترجمه قباله بنابه صورتی که داده شده است:
سال 300 ماه خرداد.میفروشد بتسبگ پسر تیرین از اهالی بود، نیم سهم از باغ اسمگ را کنار زمین های کشت شده می خرد(خرید)اویل پسر برادر بشنین همه را به 65 زوزین از مالک زمین و نیز سوگند میخورد در برابر شاهدان.
ترجمه بنا به آنچه بنده از متن برداشت کرده ام:
سال 300 ماه خرداد.میفروشد بتسبگ پسر تیرین از اهالی بود، نیم سهم از باغ اسمگ را بدون کوه و میخرد(خرید)اویل پسر برادر بشنین همه را به 65 زوزین که پیشتر همه ی آن را از طرف مالک در اختیار داشته واز آن خورده است.
شاهدان: تیرک پسر آپین،م..گ پسر رشنو،ارشتاد پسر آبان،گرپناه پسر مهرفر، سیناگ پسرمتباگ.
اویل همه باغ اسمگ را به 65 زوزین خرید.
قبالەی هورامان بخش پایانی
چنانچه در چند پست پیشین متن قباله مورد بررسی قرارگرفت و واژه ها بررسی شدند میتوان گفت:
هرچند این نوشته در هورامان بدست آمده است اما متاسفانه از نظر زبان کمک قابل توجهی به شناسایی زبان هورامان در 2000 سال پیش نمی کند چرا که خط و زبان آن اشکانی است و پیداست  به زبان دیوانی و زبان اداری آن هنگام نوشته شده است.
این را نیز باید گفت: هرچند این نوشته از نظر زبانی کمک زیادی نمی کند اما از نظر اینکه در آن دوران خرید و فروش به صورت مکتوب بوده است حائز اهمیت فراوانی است.چرا که نشانه ی یکجا نشینی هورامان  و از نظر باستان شناسی و بررسی تمدن یکی از آثار باارزشی است که متخصصین حوزه مطالعات تمدن و تاریخ می توانند از آن بهره ی زیادی ببرند.
هورامانات یا هەورامان یا هورامان، (اکنون فقط هورامان)منطقه‌ای کوهستانی در غرب ایران و شرق عراق است. ساکنان این روستا به زبان هورامی سخن می‌گویند. هورامان یک واژۀ باستانی، به معنای سرزمین اهورایی (سرزمین پاک) است. هوری‌ها از اقوام باستانی ایرانی هستند که در این منطقه زندگی می‌کرده‌اند.
جغرافیای هورامان
بخش بزرگی از منطقه هورامان از کوه‌های بلند و پربرف تشکیل شده است. اما در ارتفاعات پائین‌تر و در دامنه همین کوه‌های انبوه جنگلهای متراکم و گاه وسیعی وجود دارند. پوشش گیاهی جنگل‌های این ناحیه همچون سایر نقاط رشته‌کوه زاگرس بیشتر از درختان بلوط است. درختان دیگری از جمله گلابی‌وحشی و زالزالک نیز به تعداد بسیاری در این منطقه دیده می‌شود. این جنگلها از گذشته‌های دور تأمین‌کنندۀ سوخت زمستانی اهالی این ناحیه بوده‌اند.
قسمت وسیعی از هورامان متعلق به ایران است و جزئی از استان های کرمانشاه و کردستان محسوب می‌شود. اما بخشی از آن در خاک استان حلبچە دراقلیم کردستان عراق است. از شهرهای مهم هورامان می‌توان به پاوه، نوسود، نودشه، بیاره ،طویلە،خرمال و حلبچه اشاره کرد. هورامان اکنون به طور کلی به چند بخش تقسیم می‌شود که عبارتند از: هورامان لهون، هورامان تخت و هورامان ژاورود.

البته برخی از مردم هورامی زبان از هورامان مهاجرت کرده و در شهرهایی نظیر مریوان، کامیاران، سنندج، کرمانشاه، روانسر ،دماوند ،سروآباد و تهران ساکن شده‌اند.
هورامان تخت
هورامان تخت یک دهکدۀ تاریخی است که اکنون شهر محسوب شدە و بخشی از شهرستان سروآباد محسوب شدە و در جنوب‌شرقی شهرستان مریوان، از توابع استان کردستان واقع شده است. این دهکده پیشینه‌ای ۱۰۰۰ ساله دارد.
از میان این دهکدۀ زیبا رودخانه‌های سیروان و لیله می‌گذرند. جریان این دو رود طراوت این ناحیه را صدچندان کرده است. این دو رودخانه در دروله که مرز مشترک میان ایران و عراق است به هم متصل می‌گردند. در همین حوالی چشمه‌ای بی‌نظیر به نام بل نیز وجود دارد که سرسبزی و زیبایی مضاعفی به منطقه می‌بخشد.(کە اکنون سد داریان در نزدیکی آن ساختە شدە و طبیعت بکر زیبا و محل تاریخی آن تغییرکردە، ودر بالای محل قبلی فوران کردە و هدایت شدە است.
هورامان در ایران باستان
بر اساس تحقیقات باستان‌شناسی، قدیمی‌ترین ساکنین غرب ایران، مردمانی به نام کرتو بوده‌اند. هورامان نیز جزئی از این منطقه است. این مردمان که در حدود هزارۀ هشتم قبل از میلاد می‌زیسته‌اند، معیشتی مبتنی بر دامداری و زندگی کوچ‌نشینی داشته‌اند. بعدها، در حدود هزارۀ دوم قبل از میلاد، اولین دستۀ آنان یک‌جانشین شدند. آن‌ها اولین شهر هورامان را پدید آوردند. این شهر معروف باستانی ئاتوور نام داشت. اکنون این شهر باستانی در زیر تلی از خاک مدفون است.
بنچاق هورامان
در سال ۱۳۰۵ شمسی، در درەی تاریخی تنگیور روستای پالنگان هورامان از توابع کامیاران کنونی، خمره‌ای پر از دانۀ ارزن پیدا شد که در میان آن نوشته‌ای به خط یونانی و پهلوی اشکانی بر پوست آهو وجود داشت. این نوشته که به بنچاق اورامان مشهور شد، نشان از قدمت طولانی‌ترپالنگان نسبت به کل مناطق هورامان دارد و بیانگر آن است که قدیمی‌ترین ساکنین پالنگان زبانی شبیه مردم حاشیه دریای خزر، یعنی پارتی اشکانی داشته‌اند. در واقع ریشه‌های تمامی مردم هورامی زبان کنونی ساکن در خطه هورامان که شامل شهرهای پاوه و مریوان تا نوسود و نودشه و هورامان تخت و غیره هستند به منطقه پالنگان برمی گردد که در حقیقت اجداد تمامی مردمان هورامی زبان کنونی ساکن در آن منطقه بوده‌اند که بعدها و به مرور زمان در سرتاسر خطه هورامان پراکنده شدند.
معماری و فرهنگ در هورامان
در هورامان معماری با کوهستان انطباق یافته است. خانه‌ها بر روی دامنه‌های پر شیب صخره‌ها از سنگ و به صورت پلکانی ساخته شده‌اند. در این منطقه اغلب خانه‌ها دو طبقه هستند. از طبقۀ پایین یا همکف به عنوان انبار یا محلی برای نگهداری گله استفاده می‌کنند. مردم این ناحیه برخی باغ‌دار و کشاورز هستند و برخی دام‌دار، به حتم تفاوت در شغل و معیشت سبب تفاوت در نوع زندگی و نیاز و منجر به تفاوت در نوع خانه می‌شود.
اهالی هورامان معتقدند این ناحیه زمانی شهری بزرگ بوده و مرکزیتی خاص داشته، به همین دلیل از آن به عنوان تخت یا مرکز حکومت ناحیهٔ اورامان یاد می‌کرده‌اند.
هورامان علاوه‌بر گویش و پوشش خاص خود، آداب و رسوم کهن را نیز حفظ کرده است. همچنین، مقبره و مسجد پیرشالیار و جمعیت قابل توجه آن و وجود چشمه‌های پر آب، نشان دهندۀ اهمیت این منطقه در دوران گذشته است.
در ضمن، در دورانی نه چندان دور، زمانی که هنوز پارچه و کفش‌های خارجی و منسوجات داخلی به کردستان وارد نمی‌شد، پارچه‌ها و پای‌افزارهای مورد نیاز به دست بافندگان و دوزندگان محلی بافته و ساخته می‌شد.
جاهای دیدنی کردستان (۲۵ جای دیدنی کردستان)
سفر به هورامان کردستان
هورامان به حتم در گذشته رونق بسیار داشته و از مراکز اصلی فرهنگ و هنر به شمار می‌آمده است. امروزه نیز زیبایی و دل‌انگیزی آن تحسین برانگیز است.
در سفر به هورامان، می‌توانید از گذشته و ایران باستان دیدن کنید. زبان گرم هورامی، کلمات زبان پارتی اشکانی، را بشنوید. می‌دانید که زبان پارتی اشکانی از زبان پهلوی ساسانی بسیار قدیمی‌تر است. احتمالاً در مقایسه با زبان فارسی امروزی، کلمات، مهجور خواهند بود. زیرا زبان فارسی امروز از زبان پهلوی ساسانی، که مربوط به شرق ایران بوده، مشتق شده است.
بهارە رفاهی با کمی ویرایش نوشتەها توسط همایون محمدنژاد

آثار نسا
البته از بنچاق هورامان مشهورتر، آثار سفالی کشف شده در شهر نساءترکمنستان است. قلعه نسا در حدود ۱۵ کیلومتری جنوب غربی شهر عشق‏آباد پایتخت کشور ترکمنستان قرار دارد و در سال ۲۰۰۷ به ثبت جهانی رسیده است. همچنین نسا از شهرهای باستانی ایران در خراسان قدیم بود. در زمان اشکانیان، این شهر یکی از مهم‌ترین شهرهای ایران به شمار می‌رفت و به نظر برخی مورخان، ارگ نسا، نخستین جایی بوده‌است که اشگ اول، بنیانگذار سلسله اشکانی به عنوان مرکز فرمانروایی خود برگزید. پس از آنکه ساسانیان به فرمانروایی اشکانیان پایان دادند، نسا اهمیت خود را از دست داد و رو به زوال نهاد، اما پیروز، پادشاه ساسانی این شهر را دوباره احیا کرد. در شاهنامه فردوسی، دو مرتبه یعنی در داستان لشکرکشی بهرام برای نبرد با خاقان و در داستان جنگ انوشیروان ساسانی با رومیان از این شهر نام برده شده‌است.

در متون تاریخی فارسی و عربی پس از اسلام، پیوسته از نسا به عنوان یکی ازشهرهای مهم خراسان یاد شده‌است. هم‌اکنون از نسا تنها بقایای ارگ کهن اشکانی باقی مانده که در نوع خود از آثار باستانی منحصربه‌فرد جهانی به‌شمار می‌رود و مورد بازدید عمومی قرار دارد. در کاوش‌های باستانی ارگ نسا، دخمه‌ها و پرستشگاه‌های مربوط به آیین مهرپرستی که پیش از همه‌گیر شدن کیش زرتشت در ایران رواج داشته به دست آمده‌است. یک گروه باستان‌شناسی ایتالیایی با انجام کاوش‌های باستان‌شناسی در معبدی در منطقه نساء قدیم که ۱۴ سال به طول انجامید، آثار ارزشمندی متعلق به دولت پارت‌ها را کشف کرده است. در این معبد که دوهزار سال پیش ساخته شده، مجسمه‌های ارزشمندی از جمله مجسمه‌ای از سر تیرداد اول، پادشاه پارت به دست آمده است.
مقداری ظروف و دیگر اشیای باستانی در این منطقه از جمله نقاشی و تزیینات دیواری در قلعه قدیمی نسا کشف شده که نیاز به تحقیق بیشتری دارد. اما مهم‌ترین چیزی که در این کاوش‌ها کشف شد، سفالینه‌هایی بود که برروی آن‌ها به خط پارتی اشکانی مطالبی نوشته شده بود. تاریخ نگارش این سفال، نوشته‌هایی از سده اول پیش از میلاد است. این نوشته‌ها بر روی کوزه‌هایی بود که برای حمل شراب از آن‌ها استفاده می‌شد و شامل نام‌های اشخاص، مکان‌ها، وزن و تاریخ (روز و ماه و سال) است. بعضی سفال شکسته‌ها به عنوان پیش‌نویس نامه نیز به‌کار می‌رفته است. کشف این مجموعه باعث حل بسیاری از معماهای دوران حکومت اشکانیان شد، به نحوی که این اسناد، دو شاه ناشناخته پارتی را معرفی کرده و گسست زمانی ایجاد شده در بین شاهان این سلسله را که به دلیل نبود مآخذ ایجاد شده بود، رفع کردند.

آثار جنوب ترکمنستان
به جز آثار نسا، در مواضع گوناگونی در نزدیک عشق‌آباد و نیز در مرو باستان نوشته‌هایی بر روی ظرف کاشی و سفال شکسته به دست آمده است. این نوشته‌ها مشتمل بر نام‌های صاحبان این ظروف است. بعضی از آن‌ها سند داد و ستد یا پیش‌نویس‌نامه است و در یکی از این آثار نیز دعایی نوشته شده و دیگری یادداشتی است دال بر مقدار پولی موجود در آن ظرف، همراه با ذکر صاحب آن. این آثار متعلق به زمانی میان قرن اول قبل از میلاد و قرن سوم و چهارم میلادی است.

آثار دورا
شهر دورا در ساحل رودخانه فرات در سوریه کنونی و نزدیک مرز عراق نیز یکی دیگر از مکان‌هایی است که در آن آثاری به خط پهلوی اشکانی کشف شده است. مجموعه‌های خطی پارتی کشف شده در دورا مشتمل بر چند دیوارنگاره، نوشته‌های روی سفال شامل فهرستی از نام اشخاص و نامه‌ای بر روی تکه‌ای پوست است. یکی از دیوارنگاره‌ها تاریخ سلوکی دارد که معادل 211 یا 212 م است، اما بیشتر این آثار متعلق به زمانی است که سپاهیان ایران این شهر را در 252 تسخیر کردند.
****************

برچسب ها:هه‌ورامان‌هانه‌به‌رچه‌م-کتابخانه‌هورامان،یانه‌وکتێبووهه‌ورامانی-هه‌ورامان-هۆرامان-اورامان-اورامانات-دزآور(زاوه‌ر)-لهون-تخت-ژاورود-پاوه-نوسودـ نودشه (نۆتشه)زرده-پریان-رێژاو(ریجاب)-شریف‌آباد-زاغه-کندوله-گەورەجوـ ته‌وێڵێ-بیاره-ساور-نودیجه-هه‌ڵه‌بجه-خۆرماڵ-مریوان-سروآباد-کرمانشاه-کردستان-دالانی زاوەرـ سنندج-چهارقلعه‌عبدالملکی(زاغمرز-زینوند-حسین‌آباد-امیرآباد)هورامی های شمال ایران)عکس-شبک-سنجارـ باجلان-کاکه‌یی-یارسان-ساور-نودیجه-زازا-زازاکی-قلعه قروه-چورژی-هومایون موحه‌ممه‌دنژادـ سه‌فه‌ره‌کێ گالیوێری ـ وه‌سیه‌ت په‌ی مه‌زهه‌ری ـ یانەوخەما،بنچاق هورامان/قبالەهای هورامان،سندی بر هویت تاریخی هورامان. قدیمی ترین سند مالکیت جهان/گردآورندە:همایون محمدنژاد،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 آذر 1398 توسط همایون محمدنژاد
.: Weblog Themes By Abdollah Habibi :.