هه‌ورامان هانه‌به‌رچه‌م    
                    
این مقاله در شماره21، 22 و 23 هفته نامه روژان چاپ شده است

از مکتب آکسفورد تا مکتب هورامان

(به بهانه انتشار ترجمه کتاب گویش هورامی از مکنزی، توسط دکتر محمد صدیق زاهدی)

کورش امینیamini.koorosh@yahoo.com   

در آمد

جای بسی خوشحالی است که تاریخ نگارش کتاب مورد بحث بیش از نیم قرن گذشته (1966) بوده و در آن زمان با درک و درایت و شمۀ تیز زبانشاسی مکنزی، تحریر شده است. امید است ترجمۀ این کتاب جهت شناخت گنجینۀ پرگهر زبان باستانی هورامی کمکی هر چند اندک و راهنمایی توصیفی برای زبانشناسان باشد. در این جستار کوشش شده است که مطالب نقل شده و مثال­های داده شده، همان مثال مکنزی در کتاب اصلی باشد و لاغیر، به استثنای چند مورد انگشت شمار که جهت واکاوی بیشتر بحث بوده و به خواننده امکان مقایسه بیشتر می­دهد. کتاب مورد بحث در قطع A5 و 182 صفحه و حاوی 5 فصل مقدمه، واجشناسی، ساختواژه، متون و یادداشت­ها می­باشد. مترجم کتاب آقای دکتر محمد صدیق زاهدی PHDی زبانشاسی می­باشند که افتخار حضور ایشان، شبی در منزل یکی از دوستان در شهر نودشه نصیبم شد. سعی بر آن است که خارج از مقدمه چینی و حواشی بی پایه و اساس و بعد از تشکر از آقای زاهدی جهت ترجمه کتاب (چه بسا اگر همت والا و ستودنی ایشان به ترجمه کتاب حاضر نبود، چنین منبع و مرجع عظیمی هم، تا کنون به کتابخانة هورامان اضافه نشده بود)؛ موارد زیر بصورت تیتر وار جهت خوانندگان ریزبین و تیز فهم و در صورت قبول توسط اصحاب قلم، اهالی زبان و مترجم کتاب جهت اصلاح در چاپ­های بعدی ارائه گردد.

عموم صاحبنظران را اتفاق نظر است که نقد و روی‍ه نقد ادبی، بازجست سره از ناسره و تعیین معیار و محکی است که صحت و سقم نوشته­ای را بررسی و در حد وسع راهکاری ارائه نماید. اندکی تغییر این تعریف جهت مدخل پیش روی نیز درست می­نماید. یعنی در کار ترجمه نیز، اثر بوجود آمده نباید نسخه برداری کمرنگ و یا درهم و آشفته­ای باشد که از اصل خود پست­تر باشد.  به باور راقم این سطور، نقد اصولی، درست و منصفانه تکیه­گاه محکمی است که با تکیه بر آن تفکر و اندیشه منسجم و استوار شده و کاستی­های اثر چکیده و رفع می­گردند. قلم حاضر با این نگاه به کتاب حاضر پرداخته است. با توجه به سوابق و تحصیلات مرتبط آقای زاهدی انتظار می­رفت؛ اثر حاضر جامع­تر و پخته­تر عرضه گردد (خالی از خطا و اشتباه در زمینه زبان شناسی محض) و توضیحات و حواشی جالب و درخوری هم به سبب آشنایی مترجم به زبان هورامی بصورت پاورقی یا حتی فصلی جداگانه به آن اضافه می­شد، که با کمال تأسف نه تنها چنین نشده است، فصل لغات هم از آن حذف شده است. 

دیوید نیل مکنزی (David Neil MacKenzie)

در ۸ آوریل۱۹۲۶ در لندن به دنیا آمد و در ۱۳ اکتبر سال۲۰۰۱ در بنگر چشم از جهان فرو بست. این زبان شناس و پژوهشگر بنام در زمینه ٔزبان‌های ایرانی سرآمد و صاحب نظر و دارای تألیفات برجسته­ای است. در ۱۹۴۳ داوطلبانه به ارتش انگلستان پیوست و در ۱۹۴۵ در هندوستان که در آن زمان مستعمره بریتانیا بود، خدمت نمود. در همانجا بود که زبان پشتو را آموخت و با زبان‌های ایرانی آشنا شد. بعد از جنگ به دانشگاه رفت و به زودی دانش‌آموختهٔ زبان‌های پارسی، پارسی میانه و پارسی باستان از دانشگاه لندن گردید. میان سال‌های ۱۹۶۱-۱۹۶۲ او تز PHD‌اش را در زمینهٔ مطالعات گویش‌های کردی ارائه داد که سبب شهرت و بلندآوازگی او به عنوان یک زبان‌شناس و ایران‌شناس گردید. در ۱۹۷۵ کرسی زبان‌شناسی دانشگاه گوتینگن آلمان را به دست آورد. در ۱۹۹۴ بازنشست شد و در بنگر در ولز شمالی سکنی گزید. در این زمان او به عضویت آکادمی بریتانیا درآمده بود و تا زمان فوتش در بنگر ماند.

مکنزی به بسیاری از زبان‌های ایرانی چون پشتو، کردی، گورانی (هورامی)، خوارزمی، پهلوی و زبان سغدی آشنایی داشت. کتاب فرهنگ کوچک زبان پهلوی او که در ۱۹۶۱ نوشته شده و مهشید میرفخرایی هم به فارسی ترجمه نموده‌است، از کارهای ماندگار او و منبعی برای مطالعهٔ متن‌های پارسی میانه‌است. فرهنگ زبان خوارزمی وی با مرگش نیمه تمام ماند. گویش هورامان (هورامانی لهون) نیز که در این جستار به آن پرداخته خواهد شد؛ از دیگر کارهای شاخص اوست که تسلط بی مثالش را در این زمینه نشان می­دهد. برخی دیگر از آثار او در زمینۀ زبان کردی عبارتند از: جنس دستوری در کردی (1954)، زبان مادها (1959)، ریشه­های زبان کردی (1961)، بررسی گویش­های کردی (1961) و ...

            زبان هورامی

زبان هورامی جزو زبان های هند و اروپایی و یكی از شاخه­های اصلی ایران باستان است. این زبان مجموعه­ای به هم پیچیده و کمتر شناخته شده  از دل تمدن باستانی و شگفت انگیز بین النهرین در دو سوی جلگه های سرسبز و كوه های سر به فلك كشیده زاگرس شمالی می­باشد. این زبان كهن تاكنون به صورت شفاهی و گوشه­هایی هم هر چند اندك، به صورت نوشتار از دل دوران­های گذشته به صورتی پویا و زایا ره به در برده و تا حد امكان به دور از گزند عوامل خارجی باقی مانده است و از گذشته­های باستان تا کنون زبان بومی ساکنان هورامان (بیشتر منظور جغرافیای فرهنگی هورامان می­باشد. از شاهراه خانقین تا جنوب و جنوب شرقی زاگرس) بوده است. (دلیل و مدارک معتبر این ادعا جاینام­های زیادی به زبان هورامی است که هنوز هم در این مناطق دیده می شوند). هورامان سرزمینی است در دو کشور ایران و عراق که بصورت جزیره­ای در میان مناطق کردنشین واقع شده‌است. گویشوران هوارمی در ایران در دو استان کرمانشاه و کردستان و در عراق در استان حلبجه اقلیم کردستان و بصورت جزایر کوچکی در شمال ایران، اطراف موصل، خانقین و ... حضور دارند. در مورد ماهیت این زبان و جایگاه آن در زبان‌های ایرانی دیدگاه‌ها گوناگون است. ارانسکی این زبان را گونه‌ای از گویش‌های کردی گورانی دانسته، وی بر این باور است که تفاوت چشمگیر گویش‌های گورانی و زازا با دیگر گویش‌های کردی از لحاظ زبانی بسیاری از محققان را بر آن داشته‌است که این گویش‌ها را از کردی جدا و مرتبط با گویش‌های مرکزی ایران و یا کرانه خزر بدانند. از دیدگاه مکنزی گویش اورامانی مانند دیگر گویش‌های گورانی، دارای برخی مشخصات آوایی است که آن را از گویش‌های کردی جدا می‌کند و از آن نظر، به گویش‌های مرکز ایران نزدیک‌تر است. اما با این حال از دیدگاه دانشنامه بریتانیکا هورامانی به عنوان یکی از گویش‌های گورانی، گویشی از زبان کردیمی‌باشد .اما تازه­ترین منابع موجود در این زمینه که در خصوص زبان هورامی توضیحاتی ارائه داده­اند؛ دو کتاب ارزشمند 1) راهنمای زبانهای ایرانی تألیف 17 تن از برجسته­ترین زبانشناسان جهان با ویراستاری رودیگر اشمیت که از ص 555 تا 563 توسط جویس بلو به زبان گورانی (زازا و هورامی) اختصاص یافته است. 2) رده شناسی زبانهای ایرانی تألیف دکتر محمد دبیر مقدم جلد دوم که از ص 794 تا 862 به توصیف زبان هورامی پرداخته است.

 

مواردی قابل اشاره در خصوص کتاب حاضر

1)       عنوان کتاب «گویش هورامان» است و پایین همین عنوان، داخل پرانتز «هورامانی لهون» می­باشد. بصورت The Dialect of awroman (HAWRÂMÂN – Î LUHÔN) و نه عنوان ارائه شده در ترجمۀ آقای زاهدی.

2)       در نگارش کلمات هورامی علاوه بر عدم رعایت رسم الخط رایج کردی و بزوین گذاری واژگان، از نیم فاصله هم در قریب به اتفاق موارد استفاده نشده است. قه ن................قه­ن

3)       توضیح پاورقی در تمام متون به نشانۀ توضیحی اضافه جهت تفهیم بیشتر موضوع مطرح شده می­باشد. توضیح کلیۀ پاورقی­های کتاب حاضر که در اصل کتاب آمده­اند در انتهای کتاب و بصورت فصلی جداگانه آمده­اند. همین امر امکان مقایسه و برآورد را از خواننده گرفته  و سهولت دسترسی به توضیحات و تطبیق آیتم مورد نظر با توضیح داده شده را با مشکل مواجه کرده است. در ضمن در همین قسمت شماره گذاری پاورقی در هر صفحه از شماره یک شروع شده است؛ این در حالی است که در فصل مربوطه از کتاب ترجمه مورد بحث (فصل 5) شماره گذاری پاورقی­ها از یک شروع و تا n ادامه دارد. 

4)       تلفظ و کتابت e خفیف که در متن کتاب اصلی با علامت (ε)مشخص شده است، در هیچ کدام از واژگان کتاب ترجمه (به استثنای متن داستان­ها و حکایات که آن هم کپی متن اصلی کتاب می­باشند) نیامده است. همین امر موجبات سردرگمی و اشتباه مخاطب در تلفظ صحیح واژگان و جملات هورامی کتاب شده است.lūεبه معنی رفتند..............در ترجمهlū ، āmεne به معنی آمدند............در ترجمهāmne، ص 26 ترجمه در بند مثال­ها «روستا/روستاها را بخر!» علامت مذکور که بعنوان جمع آمده است بعد از dag بصورت dagεموجود است، در حالیکه در متن ترجمه dagبه تنهایی آمده ، ص 27 صورت اصلی مادر بصورت adεاست در صورتی که در ترجمه ad باز هم تنها آمده که فاقد معنا و مفهوم می­باشد و صدها مثال دیگر از این دست.

5)       در توضیح راهنمای نقشه روستای Berwāz به صورت Brwāzنوشته شده است.

6)       در صفحۀ 6 کتاب ترجمه، تمام حروف šها بصورت s نوشته شده­اند. در همین صفحه بنروی، ییلاقی از ییلاق­های فصلی نودشه در محلی به همین نام بوده، که به عنوان روستا آمده است. تقسیم بندی روستاهای مناطق مختلف هورامان هم در کتاب اصلی هم اشتباه می­باشد. از جمله روستاهای hirwe، komaďra، dīša، grâĽa، njâr، daribar، dâryân جزو جوانرود!! آمده­اند.  ­

7)       ص11 سطر 5 که در مورد آوای d از متون آندریاس و بندیکتسون توضیح می­دهد؛ فونیم مذکور را بصورت    (جای خالی) نشان داده است. در صورتی که در متن کتاب انگلیسی مکنزی بصورت (δ) نشان داده شده است. در همین صفحه قبل از de علامت خط تیره – به معنی اینکه قبل از حروف مذکور کلمه­ای وجود دارد آمده است، در حالیکه در ترجمه تنها نوشته شده است.

8)       در ص 36 واژۀ برنج فاقد حرف j می­باشد. در همین ص در کتاب اصلی ترجمۀ جملۀ داده شده، «یک کپه تختۀ شکسته شده» درست و واقعی است. در حالیکه در کتاب ترجمه، واژگانkom‚ w و در maŕi با در نظر گرفتن حتی تلفظ ā جهت دومین حرف واژۀ maŕiمعنی آن در کتاب ترجمه بصورت «اگر یک کپه تخته بشکنی درآمده است».

9)       در ص 37 کتاب ترجمه و 20 اصلی عمه یا خاله مؤنث بوده و بایستی صفت آن نیز به تبعیت از آن مؤنث باشد؛ matiaxāse و نه matiaxasa. در همین صفحه در کل بند 11 در زبان هورامی وجود ندارد و تنها حالت دوم آن موجود است. به همین ترتیب در خصوص: māmoyxās و mamoxāsa. در صورت در نظر گرفتن a مورد دوم به ā و در نظر داشتن xāsa به عنوان اسم خاص درست می­نماید.

10)    ص 38 ، ŕoĽa به معنی فرزند (ترجمه انگلیسی مکنزی: child) است و نه فرزندم!. درصورتی که خطابی هم صورت نگرفته است.

11)    در ابتدای ص 38 جملۀ مورد نظر جهت جنس مؤنث نمی­باشد، و باید برای جنس مذکر به کار رود. اما در کل چنین جملاتی در زبان هورامی به چنین سبک و سیاقی فاقد کاربرد می­باشند و می­توان گفت، چنین جملاتی با چنین ساختار دستوری جهت زبان مورد نظر ساختگی بوده و از اصول ساخت اصلی و بومی هورامی دور شده­اند. چیزی که در همین اواخر هم در زبان سورانی رایج شده است. جملاتی مانند: بوونی نیه. در هورامی: بیه­یش په­ی نیا. که در اصل باید بصورت نییه در سورانی و نیا در هورامی باشد.

12)    در تمام کتاب حرفی (دو یا چند حرف)از کلمه­ای از بقیۀ حروف جدا نوشته شده­اند. در صورتی که در کتاب اصلی (مکنزی) بصورت پیوسته (شکل صحیح و املایی کلمه) می­باشند. این امر از نظر زیباشناسی به کلیت فرم و ساختار کتاب ضربه زده و هم از منظر درونی در برخی موارد کمله­ای را از هم جدا کرده و معنی متفاوت و جدایی برای آن درست کرده است. بگونه­ای که در برخی موارد چنین به ذهن متبادر می­کند که واژگان مورد نظر جدا از هم نوشته شده و در نتیجه در خیلی از موارد فاقد معنا و مفهوم خاصی می­باشند. از دید زیبایی شناسی و رعایت قواعد نگارش و ویراستاری، نوع فونت به کار رفته و فواصل سطور هم به همین نحو می­باشد. به عنوان نمونه در صص 39 و 40 بند صفت­هایی که قبل از اسم قرار می­گیرند؛ قسمت 18 الف در کتاب ترجمه از یک صفحه فراتر است، در حالیکه همین زیر عنوان در کتاب اصلی 3 تا 3.5 سانتیمتر است. مقایسۀ صص 72 تا 84 کتاب ترجمه و همان صفحات مرتبط در کتاب اصلی با در نظر گرفتن اختلاف زمان چاپ آنها که بیش از نیم قرن می­باشد و در این مدت تکنیک­ها و فنون طبع و چاپ کتاب تغییرات چشمگیری رو به رشد و تعالی برداشته است؛ تفاوت امر را دو چندان نمایش می­دهد. جداول مرتب و منظم کتاب اصلی و کلمات درهم ریخته و از شکل و قوار افتادۀ کتاب ترجمه.نمونه­ای از هزاران مورد از این دست:

ŕoĽ  a . a  dā . h  ama . tama  Ľ . Ĵ  a . taw  ane . raqtarā . xāstarā. mī d ayd eو ...

در قسمت فعل و رابطۀ زمانها ص 56 بند لازم و متعدی هم در کتاب اصلی؛ بند زمان­ها در چهار ستون گذشته، حال و خود اصل فعل لازم داده شده با معنی انگلیسی آن در چهار ستون مجزا و بصورت مرتب و منظم نوشته شده­اند. در حالیکه در ترجمه نامنظم و درهم برهم می­باشند. در قسمت استثناها هم، آخرین سطر ستاک فعلی در کتاب اصلی مکنزی da می­باشد در صورتی که در ترجمه به dā تبدیل شده است. 

13)    معنی بند اول جملۀ ص 42 قسمت پ؛ (گدایی آنچنان) است و نه (چنین گدایی).

14)    ص 43 یعنی ادامۀ شمارش اعداد اصلی؛ panja به معنی پنجه و مشت گره کرده می باشد و نگارش 50 به صورت panjā می­باشد.

15)    در ص 52، اولین جملۀ اصلی نارسا و ناقص است و در نتیجه فاقد معنا و مفهوم خاصی.معنی اصل جملۀ هورامی سطر یکی مانده به آخر (قبل از مبحث ضمایر انعکاسی)؛ «آن کتاب­های سیاه را هم برایم بیاور» می­باشد و نه «آن چاقوهای تیز را هم بیاور»!!.

16)    ص 52 قسمت ضمایر انعکاسی، اینطور آمده است: «تنها ضمیر انعکاسی we(خود) است که هرگز به صورت مستقل ظاهر نمی­گردد». دقت و ظرافت کار مکنزی ستودنی و شایان سپاس است؛ اما در کلماتی بسان وئ راس weŕās به معنی مستقم (به معنای مجازی زنده هم) که در کردی میانه بصورت راسته­وخؤ ŕāstawxoدر آمده یا در کلمات دیگری مثل بئ وئbe we (بی خود) که بیشتر به معنای مجازی نا خود آگاه و ناآگاه از خود، سه­ر وئsarwe به معنی بی توجه و خود سر و... می­آید؛ وئ به تنهایی هم به کار می­رود.

17)    در تمام کتاب حرف غ (Γ)نیامده است. همین امر به تنهایی باعث بروز اشتباهات متعددی در خوانش متن­های موجود در کتاب شده است. غریبه (Γariba در کتاب اصلی) و ariba در ترجمه.

18)    ص 61 ترجمه و 31 اصلی در خصوص پیشوندهای فعلی؛ awawārday به مفهوم نوشیدن (هم در کتاب اصلی مکنزی و هم در ترجمه) ترجمه شده است؛ در حالیکه پیشوند awa در زبان هورامی بیشتر و در واقع به استثنای مواردی انگشت شمار به معنای دوباره و توجه به کار می­رود. یعنی با آمدن این پیشوند فعل معنی دوباره می­گیرد:

awadāy دوباره زدن. Awadonay دوباره آشتی کردن، دوباره باهم حرف زدن.Awawārday دوباره خوردن (نوشیدن).Awaāmay دوباره آمدن (منظور بازگشت).Awaxūay دوباره خندیدن

19)    در خصوص اشکالی از فعل پی چسب که بعد از واکه می­آید؛ ص 68 سطر 14 یعنی مثال اسب/کتاب/ خانه است. همانطور که در زبان هورامی معمول و مرسوم می­باشد و در کتاب اصلی هم آمده است؛ فونیم آخر واژۀ اسب ā می­باشد و نه a. مواردی از این دست تسلط، مهارت و آگاهی مکنزی را از زبان مورد بحث نشان می­دهد. تفاوت همین واکۀ a و ā زمانی بیشتر آشکار می­گردد که به 2 مثال بعدی یعنی مثال­های اول ص 68 توجه گردد. یا در ص 96 در مورد مفهوم زمان­های مستمر هم با استادی و مهارتی مثال زدنی با آوردن تکیه در بخش اول یک جمله، تفاوت معنایی آنها را دریافت کرده است:

ردیف

مثال

معنا

توضیحات

1

q's̀ekarū

صحبت خواهم کرد/می­کنم

عنصر غیر فعلی برای نشان دادن مفهوم مستمر با آمدن تکیه بیانگر استمرار خواهد بود

 

q'sekarū

دارم صحبت می­کنم

 

20)    موردی دیگر از این دست، تبدیل garakā در متن اصلی به garākā در ترجمه شده است. باز هم تکرار این اشتباه (تبدیل a به ā یا برعکس) سبب پیدایش و خلق کلمات بی معنا و مفهوم یا در یک حالت خوشبینی با معنای متفاوت شده است. از همین دست: تبدیل garaktā به garakta ، تبدیل garakā به garākā ، تبدیل due به dūeو ...

21)    ص 70 باز هم فونیم ε بعد از واژۀ ām سه سطر مانده به آخر نیامده است. در همان، صفحه عنوان مبحث 30 یعنی stress precedence یا همان ارزش تکیه نیامده است!!

22)    عنوان مبحث 31 ص 71 هم (regular conjugation) هم یعنی صرف افعال باقاعده نیامده است.در همین مدخل و همین صفحه و صفحات 71 و 72 صرف فعل (دادن) در کتاب اصلی واج (ذ) ď هورامی بصورت مشخص و ď نوشته شده است، در صورتی که در ترجمه به همان صورت د نوشته شده است. در همین مورد در ص 85 آقای زاهدی بجای افعال بی قاعده که مرسوم و معمول در زبان فارسی است؛ از اصطلاح نامنظم استفاده کرده­اند.

23)    در صرف افعال قسمت 6 (گذشتۀ شرطی از ستاک گذشته) ص 76، در صرف خوابیدن wīt‚εne و دادن d'εne باز هم در ترجمۀ زاهدی ε نیامده است. همین امر خود به تنهایی باعث سردرگمی و ایجاد اشکال در تفهیم متن حتی برای خوانندۀ هورامی زبان شده است.

24)    عنوان مطلب بند 32 ص 78 (صور متفاوت صرف فعل) یعنیvariant conjugation کتاب اصلی نیامده است.

25)    در تنها موردی که در ترجمۀ کتاب واج ď را بصورت اصلی که در کتاب مکنزی نوشته شده؛ آورده است ص 79 و آن هم تنها چهار سطر آخر ص در صرف گذشتۀ شرطی  و کامل اخباری «آوردن» می­باشد. که در اینجا هم متأسفانه همان اشتباه صفحات قبل تکرار و از آوردن صدای ε خودداری شده است. بعنوان مثال صرف ماضی بعید در کتاب مکنزی ص 44 و ترجمه آن در ص 84 ترجمه و اختلاف ترجمه بصورت زیر است:

 

ردیف

مثال در کتاب مکنزی

مثال در کتاب ترجمه

1

ništabiεra

nistabera

2

wārďabiεwa

wārdabewa

این در حالی است که نگارش آوانگار بین المللی (IPA) که در بین تمام زبان­ها مشترک و به نوعی نسبت به نیم قرن گذشته علم زبانشناسی پیشرفت زیادی داشته است، بایستی در ترجمه آقای زاهدی نمود بیشتری می­داشت.

26)    در تمام صفحات 80، 81، 82، 83، 84، 92 و 93 بجای فونیم š ، s نوشته شده است. (کل متن موجود در صفحات 80 تا 84 صرف فعل نشستن در زمان­های مختلف می­باشد). بطور مثال در صفحات نامبرده بجای نشستن، نسستن؛ بجای کشتن، کستن، بجای ئیشنای، ئیسنای صرف شده است:

ردیف

مثال در کتاب مکنزی

مثال در کتاب ترجمه

1

araništay

aranistay

2

Kuštay. (kws)

Kustay. (kws)

3

Ešāy. (eš)

Esāy. (es)

27)    در ص 98، همانطور که قبلا" هم جهت پیشوند awa ذکر آن رفت؛ پسوند wa هم، معنی تکرار و دوباره­گی را می­رساند. یعنی در همان مثال wārdšāwa به معنی دوباره (خوردند، از نو خوردند، باز هم خوردند) نوشیدند و نه آن را نوشیدند، بدون اشاره به مفهوم فرکانس و تواتری آن. که عین ترجمه داده شده به هورامی چنین می­شود: wārdšā

28)    در ص 103، واژۀ wakāza به معنای عصایی است که سر آن به شکل صلیب باشد و نه چماق! هر چند waqāza است و به نظر نمی­رسد که واژۀ مذکور هورامی اصیل باشد.در خود متن جمله هم؛ بنظر می­رسد اسم در اینجا هم برای جنس صرف می­شود و بجای wakāzawarab̀iana می­بایست wakāzawarab̀iena می­بود.

29)    در خصوص حروف اضافه پیشین و پسین داده شده در انتهای ص 104 هم، معادل­های داده شده جهت حروف مذکور در تمام حالات به صورت داده شده نبوده و در واقع گسترۀ معنایی بیشتری از موارد ذکر شده، دارند.

30)    در ص 105 که čani به معنی (همراه)، با ترجمه شده است، در واقع čni می­باشد و هر چند در برخی از لهجه­های هورامی čani به همین معنا و به معنای چگونگی هم بکار می­رود. ست، اما این واژه در اصل به معنی چگونگی و کیفیت بوده وčniبه معنی همراهی و با می­باشد. واژه اول اگر تکیۀ آن بر هجای اول بیافتد به معنی چطور؟ نیز به کار می­رود. Jabonaw به صورت babonaw هم به کار می­رود. در واقع در این مورد، گزینه دوم بهتر است و در واقع در ابتدای خیلی از جملات (به استثنای مواردی انگشت شمار) هورامی، آوردن و نیاوردن jaتأثیری در معنی آن ندارد. یا ana که در عرض ترجمه شده است؛ بیشتر پیشوندی است که معنی به درون، به داخل، توی چیزی معنا می­دهد: anakarday ، anačaqnay ، ananiyay ، anaqopnay و...

31)    در مبحث قید ص107 سه سطر مانده به آخر؛ «پس از اسم­های مختوم به ā (نه  -ε) به ye تبدیل می­شود». که باز هم –ε نوشته نشده است. در ص 108 هم سطر 6، nayāw نوشته شده (با معنی نرس) در حالیکه می­بایست بصورت nayāwε باشد. با همین طرز نگارش معنی جمله بصورت: اگر آب به او نرس!!! از تشنگی کور می­شد. (اگر آب به او نمی­رسید از تشنگی کور می­شد). در ادامۀ همین مبحث ص 109 مثال یکی مانده به آخر صفحه: agar pesat̀anīwist با ترجمۀ (اگر چنین نوشته بودی...)؛ در اصل به صورتagar peset̀anwistε است. و گرنه ترجمه جمله اول (اگر چنین نوشتی) صحیح است و نه ترجمۀ داده شده.

32)    قسمت متون یعنی فصل چهارم که در این بخش هر جا از متن صحبت می­گردد، منظور متن اصلی هورامی آوانگار در کتاب ترجمه می­باشد. (مقایسه با متن اصلی کتاب). ص 116 جملۀ اول ناقص و در کل اشتباه است. جملۀ 26 ص 118 waresake و نه waresaka. صورت درست جملۀ 27 ص 119، bīřiayšnāřaћatā است و نهbīřiaysnāřaћata که در کتاب ترجمه آمده است. در جملۀ 33 و 34 هم بجای «خارش» از غلغلکxītle استفاده گردد مناسب­تر است. جملۀ 51 و 60 ص 121 در آخر فعل باز هم فونیم ε فراموش شده است. (نقص یا تغییر در معنا). جملۀ 61 همانطور که در ترجمۀ به انگلیسی (him) کتاب اصلی مشاهده می­گردد، این جمله «دوستش دارم» برای جنس مذکر است؛ که در اینجا مشخص نشده است. معنی جملۀ 81 هم « آن را در جیبم گذاشتم» و نشانه تکرار در جملۀ داده شده وجود ندارد و نه «آن را دوباره در جیبم گذاشتم». جملۀ 87 باز هم ننوشتن ε. در جملۀ 95 هم فونیم غ (Γ) در ابتدای ayrū و ε در میانۀ teĽwi نیامده است. جملۀ 101، kašakàra یعنی از بالای کوه به طرف پایین آمدن، در حالیکه در معنی جمله آمده است که از کوه بالا رفت و از آن طرف پایین آمد. این جمله هم در کتاب اصلی و هم در ترجمه اشتباه نوشته شده است. صحیح آن بدین صورت می­باشد که: 1) اگر از پایین به طرف بالا رویم kašakawr. 2) اگر از بالا به پایین بیاییم kašakara. و 3) اگر در سطحی همتراز حرکت کنیم kašakana. نکتۀ جالب اینکه مکنزی در ادامۀ همین جمله (یعنی جملۀ پیرو) lūāra یعنی سرازیر شد (از بالا به پایین) را که شکل درست آن می­باشد، آورده است. جملۀ 118 ترشته tīrešta، همانطور که مکنزی در ترجمه انگلیسی آورده است، تیشه می­باشد و نه چکش!! جملۀ 120 گوشش به فریاد بود، رساتر است تا ترجمه داده شده. در جملۀ 140 همانطور که علامت ؟ نشان می­دهد و در ترجمۀ مکنزی هم مشخص است، «این کلمه گفته شود؟» صحیح می­باشد و نه ترجمۀ داده شده. در جملات 159، 160، 161 و 162 ص 132 هم حرف ε نیامده است. در جملۀ 163 šawena (مؤنث مجازی) در مقابل řona و نه šawana . جملۀ 165، زمین سخت و آسمان بلند (با ارتفاع) و نه دور!!

33)    در خصوص تک بیت­های داده شده هم علاوه بر اشتباهات نگارشی و رسم الخط (IPA)ی مذکور، معانی ابیات و اشتباه در برداشت تصاویری که از جغرافیای زایش چنین ابیاتی به ذهن متبادر می­گردد، همان بس که معنی یک مصرع مشابه در دو بیت کاملا" متفاوت به صورت زیر است (دو ترجمه کاملا" متفاوت و دور از هم):arinanabojabonawtowa

الف) در هر چه که می­بینم، آثار تو می­جویم

ب) از عشق تو می­دانی بر من چه­ها بگذشت؟




طبقه بندی: فرهنگی و هنری، اجتماعی، تاریخ، ادبیات/شعر، جفرافیا، اخبار، زوانی هه‌ورامی، کوورش ئه‌مینی،
برچسب ها:هورامان هه‌ورامان‌هانه‌به‌رچه‌م-کتابخانه‌ هورامان؛یانه‌وکتێبووهه‌ورامانی-هه‌ورامان-هۆرامان-اورامان اورامانات-دزآور(زاوه‌ر)-لهون-نوسود-هورامان تخت ژاورود-پاوه-نودشه(نۆتشه)-رێژاو(ریجاب)-کندوله-ته‌وێڵه(طویله)-بیاره-ساور-نودیجه-حلبچه(هه‌له‌بجه)-خۆرماڵ مریوان-سروآباد-کرمانشاه-کردستان-دالانی-ایلام-کامیاران-روانسر-جوانرود-چهارقلعه‌عبدالملکی(زاغمرز-زینوند-حسین‌آباد-امیرآباد) هورامی های شمال ایران)-عکس-شبک(شه‌به‌ک)-سنجار- کاکه‌یی-یارسان-ساور-نودیجه-زازا-زازاکی)-قلعه قروه-چورژی-هانه‌به‌رچه‌م-هۆمایون محه‌مه‌دنژاد،سه‌فه‌ره‌کێ گالیوێری،همایون محمدنژاد،سفرهای گالیوربه هورامی،کورش امینی،از مکتب آکسفورد تا مکتب هورامان،
دنبالک ها: هفته نامه سۆران، گویش اورامی(هورامی) پروفسوردی.ان.مکنزی استاددانشگاه آکسفورد مترجم:محمدصدیق زاهدی، چالاکی ئەدەبی،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 17 دی 1393 توسط همایون محمدنژاد
.: Weblog Themes By Abdollah Habibi :.