تبلیغات
هه‌ورامان هانه‌به‌رچه‌م
هورامان هانه به رچه م
جه ژنو ره مه زانی؛

جه گردۆ ئازیزا ووینه را و په لیانوو هورامان هانه به رچه می پیرۆزه بۆ.
عید سعید فطر؛
وجشن یک ماه مهمانی وبندگی خالصانه خدای متعال؛

برهمه ی عزیزان وبازدیدکنندگان ارجمند وبلاگ هورامان هانه به رچه م خجسته ومبارک باد.



طبقه بندی: تبریکات، دینی ومذهبی، فرهنگی و هنری،
برچسب ها:هورامان-هورامان هانه به رچه م- کتابخانه هه ورامان- یانه ۆ کتێبۆ هه ۆرامانی-هه ورامان -هۆرامان-دزآور(زاوه ر)،لهون- نوسود-هورامان تخت- ژاورود- پاوه-نودشه- رێژاو(ریجاب)-کندوله-ته وێڵه-بیاره- شارۆ هورامانی- مریوان- سروآباد- کرمانشاه- کردستان- دالانی-ایلام-کامیاران-روانسر-جوانرود-اورامانات-چهارقلعه عبدالملکی –زاغمرز-هورامی های شمال ایران،
نوشته شده در تاریخ شنبه 28 مرداد 1391 توسط همایون محمدنژاد

هورامان هانه به رچه م

هورامان؛دیـن در گستره تاریخ

پیوند دین و انسان، پیوندی دیرین و پایدار بوده بر اساس نظریه پژوهشگران دین پس از ملیت، دومین عامل احساس هویت در جهان به شمار می‌رود. تاریخ نشان میدهد که تمدن درهورامان ریشه دراعماق قرون واعصاردارد. یعنی قبل از ورود آریایی ها به ایران این منطقه دارای تمدن وزندگی اجتماعی بشری بوده است.وبا حضور انسان در این منطقه ، دین هم وجود داشته است.

با توجه به غنای تاریخی ودینی وفرهنگی هورامان،می توان تاریخ دین درهورامان را به مراحل مختلفی  تقسیم کرد:

1-ادیان باستانی قبل از ورود آریایی ها

2-  آئین میترائیسم وزردشتی ومانوی دردوران مادها وهخامنشیان

3- تفکرات واندیشه های یونانی وتاثیر هلنیزم پس از حمله اسکندر

4- نفوذ مسیحیت در دوره اشکانیان

5-دین زردشتی وزند اوستای پیر شهریار

6-دین اسلام

۱-ادیان باستانی قبل از ورود آریایی ها

همانگونه که در منابع تاریخی مسطور است، قبل از ورود آریائیها به ایران، چهار تمدن دراین سرزمین وجود داشته اندکه عمدتاً در نواحی کوههای زاکرس زندگی کرده اند : عیلامیها درنواحی جنوب غربی(خوزستان) ، کاسیها درنواحی لرستان وکرمانشاه  ، لولوبیها در کرمانشاهان وایلام، وبالاخره گوتیها در کردستان. این تمدنها تاثیر گرفته از تمدنهای بین النهرین دارای غنای سیاسی وفرهنگی بودند. هورامان در مقاطع تاریخی به یکی از این تمدنها تعلق داشته وگاهی نیز آشوریان که از تمدنهای بین النهرینی بشمار می روند، تاخت وتازهایی به این منطقه داشته اند. طبیعتاً اندیشه وتفکرات دینی این ملل در هورامان تاثیر گذار بوده است. امیر امینی در کتابش بنام فرهنگ آرام درباره دین هورامیها دراین دوران می نویسد:« کاسی ها که در کوه های زاگرس و بویژه اورامان می زیستند خدایان متعددی روی قله ی کوه ها به صورت بت طلا یا سنگ داشتند که می پرستیدند مثل خدای سوریاش که در نزدیکی پاوه محلی به نام سریاس(۱) شاید بازمانده از نام این خدای کاسی ها باشد و خدای دیگر آن ها کاژو نام داشت که در شمال پاوه کوهی به نام کاژه(۲) که احتمالا بنام همان خدای کاسی است که هنوز سینه به سینه نامش آمده و به له بزان(۳) در اوستا به معنی مکان ستایش ایزد مقدس آمده و پروفسور مینورسکی نام Naisana نیسانه(۴)را آشوری دانسته و می گوید : خدای نیسان که امروزه به لفظ رومی و یهودی هم نیسان گفته می شود، در دوره ی آشوریان به همراه خدای شمش یهود پرستش می شده اند و در شمال نوسود(۵) و نودشه (۶)هنوز نام خدای شمش قوم یهود و آشوری و بابلی بنام که لو شه مشی(۷) پابرجا بوده چون این اقوام بت خدایان خود را روی نوک کوه های بلند گذاشته و مراسم سالیانه ی شکرگذاری بر پای می داشتند.»

۲-آئین میترائیسم وزردشتی دردوران مادها وهخامنشیان

آثار فراوان به جامانده حاکی از زردشتی بودن مردم هورامان است مردم هورامان به نور وروشنایی اعتقاد داشتند وآن را مقدس می شمردند ومظهر قدرت اهورامزدا می دانستند. در اکثر روستاهای هورامان آثار بجا مانده از آتشکده ویا معبد زردشتی دیده می شود. کوه آتشگاه در پاوه نمادی از تقید مردم هورامان به آیین زردشتی وآتش پرستی بوده است. درکوه آتشگاه آتشکده ای قرار داشته که حدود هزار سال آتش مقدس فروزان بوده که با آمدن اسلام درهمان قرون اولیه اسلامی بوسیله مسلمان تخریب شده است. با این حال هنوز بقایای آتشکده موجود است.

مردم هورامان به سه عنصر آب وخاک وآتش اعتقاد داشتند. مرده را نمی سوزاندند وآن را در خاک دفن نمی کردند ودر آب نمی انداختند تا مبادا سه عنصر مقدس  آتش وخاک وآب را آلوده کنند.بلکه مرده را به بالای کوهی می بردند تا پرندگان وحشی وکرکسها ولاشخورها گوشت اورا بخورند وپس از از بین رفتن گوشت، استخوانها را دفن می کردند. معمولاً کوه « دالانی »(۸)جایگاه خوبی برای این کار بود. دالانی به معنای مکان دالها یا کرکسهاست و در نزدیکی دالانی محلی دیگر هست که به آن « کله به ره ودالا »(۹) یا گذرگاه کرکسها می گویند وگمان می رود این مکان نیز محلی برای گذاشتن لاشه مردگان بوده است.

امیر امینی نظریه های جالبی دارد اگر چه خالی از ایراد نیست اما با مقایسه گفته های او درباره گذشته وآنچه که امروز وجود دارد ومتداول است، پی به تاریخ کهن روستاهای هورامان ووجه تسمیه آنها خواهیم برد:

"اوستا کتاب دینی زرتشت در اورامان و پاوه به ویژه (Roware- رووه ری)در شمال پاوه و اورامان تخت و که مالاو(۱۰)- وه یسیا (اوستای دوم زردشت) هنوز سراییده می شود و نوشتن کتاب اوستا بار اول در مشکین شهر فعلی آذربایجان که نام اولیه اش اورامی بوده و بار دوم در ئاویسه ر(۱۱) Awesar) در شمال شهر اورامی (ته ویله   (Tawele در غرب پاوه که روی پوست آهوی زرد حکاکی و نوشته شده و در آتشکده ی فروزان پاوه به همراه 300 جلد کتاب پوست نوشته پزشکی و نجوم نگهداری می شده، لیکن در حمله ی اعراب در سال23 هجری به پاوه و کشته شدن سکنه ی بومی، تخریب و همه ی کتابها به آتش کشیده شدند و حتی مانی پیامبر کرد اورامانی در سال265میلادی  کتاب «باینگام» را که امروز باینگان (۱۲)گفته می شود و به معنی شعله ی نور می باشد به آتشکده ی پاوه هدیه کرده و خود در هیروی(۱۳ ) که به معنی هیربد است به پرورش مغان و موبدان و هیربدان می پرداخته و در محل نه یسانه و به له بزان معابد زردشتی برای ستایش اهورامزدا و خدای نوریا به قول مانویان نروی(۱۴) وجود داشته اند که یکی از این معابد آثار آن با همان نام زردشتی در روستای نه روی در شمال غرب پاوه هنوز به چشم می خورد.چون مردم اورامان به خورشید اعتقاد داشتند به آن جایگاه خورشید پرستان یا هورامان می گفتند. اوریعنی ئاهیر یا آتشین ومان یعنی خانه  . ووقتی کسی می مرد مردم با گریه وزاری به اطرافیان می گفتند باوکه رو یعنی پدرم به خورشید یا نور یا اشعه خورشیدکه مقدس بود ملحق شد.ویا برا رو یعنی برادرم به رو(ray ) یا اشعه پیوست این کلمه درزبان اورامانی وانگلیسی وارمنی به یک معنی همان اشعه یا پرتو معنی می دهد.ومردم می گویند روچن یعنی سوراخی درپشت بام دراورامان که نور را به داخل خانه هدایت می کرد تابتوانند درخانه تاریک وبدون پنجره بهتر ببینند. رو یعنی اشعه وچن(chn) یعنی جذب کننده وگیرنده نور پس رو همان (ray ) به معنی پرتو است ومردم هنوز درهورامان می گویند برا رو یعنی برادرم به جانب اهورامزدا یا خورشید شتافت واین زردشتی بودن مردم این سامان را درقدیم واکنون که زوال یافته نشان می دهد.

 ۳-تفکرات واندیشه های یونانی وتأثیر هلنیزم پس از حمله اسکندر

سپاه اسکندر مقدونی وسپس سلوکیان سلوکی بعد از تسخیر ایران وتسلط برمنطقه درصدد محوکردن آثار تمدن ایران وجایگزینی فرهنگ یونانی برآمدند .تمام آتشکده ها را ویران ساختند ومردم را به پرستش الهه ها واصنام مجبور کردند.اگر چه هیچ نشانه ای از پرستش بت در این منطقه موجود نمی باشد اما گویا بل(۱۵) (الهه بل خدای آبها ) یکی از الهه های یونانی بوده که مورد پرستش قرار می گرفته است. وامروزه هنوز آثاری از آن باقی مانده ویکی از بزرگترین چمشه های آب معدنی دنیا درهورامان به نام چشمه بل نمودی از اعتقاد به این الهه دربین هورامیان است. البته اندیشه  هلنیزم آنچنان که درغرب برجامعه تسلط پیدا کرد،نه تنها درهورامان بلکه درهیچ جای ایران تاثیرآنچنانی از خود برجای نگذاشت. وخیلی زود با انقراض سلوکیان تفکر یونانی واندیشه یونانی از این سرزمین رخت بربست.

۴-نفوذ مسیحیت در دوره اشکانیان

تاریخ مکتوب هورامان به دوران اشکانیان باز می گردد.قباله های هورامان یا سه سند چرم نوشته که درهورامان کشف شده اند قسمتی از تاریخ مجهول اشکانی را برای ما آشکار می سازد.  این اسناد اجاره نامه هایی بوده که یکی از آنها به زبان پهلوی وخط سریانی نوشته شده(88ق.م) . دونسخه دیگر با خط وزبان یونانی نگاشته شده اند ومضمون هردویکی است. این دونسخه درزمان فرهاد چهارم از پادشاهان اشکانی نوشته شده اند.(22  و 21 ق.م) . این قباله ها درواقع خرید وفروش تاکستان می باشد .همچنین این اسناد دلالت براین دارند که درآن ایام منطقه هورامان تحت حکومت ارمنستان  بوده است. با انتشار مسیحیت درهمان قرون آغازین آن درارمنستان ، هورامان نیز که جزئی از ارمنستان بود، به آئین مسیحیت گروید.(البته ارمنستان نیز جزئی از ایران وتابع پادشاهان اشکانی بود ) .

یادداشتهای آقای امینی در کتاب فرهنگ لغت آرام خالی از لطف نیست:

در عهد فرهاد چهارم اشکانی اسقف مطران از ارمنستان همراه فرمانداری ارمنی به نام پاونی برای ترویج کیش مسیح به پاوه واورامانات مهاجرت کردند ونام طایفه میتران یا متران هنوز درپاوه شنیده می شود که بازماندگان آن اسقف مسیحی اندودرمحل فعلی مسجدجامع پاوه کلیسای مرکزی را ساختند ودراطراف این کلیسا سردابه های زیادی برای غسل تعمید ایجاد کردند که دراین  سردابه های مقدس با آب خود را غسل می دادند ونام یک محله پاوه به نام محله سردابه ها هنوز برسر زبانهاست وسه ردی(sarde)می گویند یعنی محل سردابه های مقدس مسیح ودو کلیسای دیگر درهمین زمان که حدود سال 50 میلادی می شد،درپاوه درمحله شیشو(shishow) و پشته(pshta) ساخته شدند که به ترتیب نام یکی از حواریون مسیح وکلیسای محکم گفته می شد.ومردم اورامان برای محکم کردن در خانه می گویند: پشکولش بنیه یعنی چوب پشت در را بگذار.که پشته ازهمین محکمی درعظیم آن گرفته شده وکلیساها برای جمع آوری اعانه وکمک ازمردم که درباغهایشان گردو ی زیادی داشتند تقاضا کردند که برای درآمد کلیساها کمک کنند وهرکس کمی گردو به کلیسا کمک می کرد وحتی درزمستان نان خاصی به نام نیمه فیس (Nimafis) درکلیسا بین مردم تقسیم می شد وهرکس برای جمع کردن گردو به باغ می رفت به ته کیسه خود یک گردو می بست ومی گفت ئینه بنه پیته نهIna bna pitana  واین کلمه هنوز دربین مردم آریایی انگلستان وارمنستان واورامان یک ریشه داشته وبه کار می رود ومعادل انگلیسی وارمنی برای این کلمه  Benefice می باشد یعنی درآمد کلیسایی که کلمه نیمه فیس از همین کلمه ریشه دارد وکلمه بنه پیته از کلمه benefit  ریشه دارد که به معنی سود واحسان کردن می باشد .

۵-دین زردشتی وزند اوستای پیر شهریار

با مقایسه این نظریه امیر امینی مبنی بر انتشار مسیحیت درقرن اول میلادی با کتاب تاریخ کردستان ماموسا مردوخ وسیرالاکراد عبدالقادر بگ بابان اینگونه برمی آید که هورامان قسمت پاوه در طول تاریخ  ساسانیان به دین مسیحیت بوده اند البته این به آن معنا نیست که به یک باره همه اهالی مسیحی شده باشند بلکه قسمت اعظم مردم به آئین آباو اجدادی خود یعنی زردشتی باقی مانده اند.

مغ ها:

دراواخر عهد ساسانی یکی از سپهسالاران ایرانی به نام پاو برای جمع آوری لشکر به منطقه هورامان وشهرزور می آید ومدت چند ماهی در پاوه می ماند ودگر بارمردم را به آئین زردشتی باز می گرداند وکلیساها را خراب وبه جای آنها معبد وآتشکده می سازد وآتشگاه مشهور پاوه را بعد سالها خاموشی باردیگر روشن می کند.البته بعداً به این بحث پرداخته خواهد شد.

مُغان (مفرد آن مُغ) بنا به روایتی در اصل طایفه‌ای از مادها بودند که اجرای امورات مذهبی را بر عهده داشتند. در ایران باستان متولیان رسمى ادیان و مذاهب قبل از زرتشت را مغ مى گفتند. هرودت مى گوید: مغ ‌ها طایفه اى از طوایف ششگانه قوم ماد بوده اند. پادشاهان ماد در اقتدار مغ ‌ها و سلطه آنان كوشیدند. نفوذ و پایگاه اجتماعى مغ ‌ها به حدى بود كه پس از انقراض ‍ سلسله مادها، باز هم این صنف روحانى همچنان مقتدر بود با روی کار آمدن هخامنشیان مغان همچنان تولیت امور مذهبی را حفظ کردند و عرصهٔ فعالیت آنها دیگر منحصر به ماد نبود. در دوران ساسانیان مغ در سلسله مراتب روحانیت زرتشتی جایگاه مخصوص خود راداشت. همانگونه که می دانیم کردها از طوایف ماد هستند وهورامیها ازخالصترین اقوام کرد محسوب می شوند وبا گذشت قرنها از اضمحلال حکومت ماد ، این منطقه همچنان ماد باقی ماند منطقه هورامان مکان مناسبی بود برای زندگی مغها.

پیرشالیار:

یکی از مغهای مشهور  پیر شالیار یا پیر شهریار زردشتی است كه در دوران ساسانیان (احتمالاَ دراواخر این سلسله)درمنطقه هورامان می زیسته است. كتابی دارد به نام (ماریفه تو پیر شالیاری ) یا معرفت پیر شالیار كه نوعی زند اوستا بوده وبه زبان هورامی نگاشته شده است.این كتاب شامل پند واندرز وجملات حكمت آمیز درقالب شعربوده وپیشگوییهایی نیز در آن یافت می شود. مردم هورامان قرنها اشعار پیرشالیار را حفظ بوده اندوبه كتابش احترام فوق العاده ای گذاشته اند .

این احترام به پیر وکتابش قرون بعد وحتی قرنها بعد از اسلام همچنان پابرجا بوده بطوری که نقل است مردم هورامان تخت (موطن پیرشالیار)برخلاف پاوه خیلی دیر به اسلام گرویدند .زیرا موقعیت جغرافیایی باعث شده بود که سپاه غازی اسلام از آن منطقه عبور نکند وقرنها همچنان برآئین زردشتی باقی بمانند. وکتاب ماریفت برای آنان درس زندگی وبرنامه زندگی وشریعت بوده است. نقل است مولانا گشایش( از اجداد ماموسا مردوخ)که یکی از مبلغین اسلام بوده ،درقرن 8هجری به هورامان می آید ومردم را بسوی قرآن می خواند. مردم ساده وبدور از هرآلایشی چنان به ماریفت معتقد وپایبند بوده اند وچنان نسبت به آن تعصب داشته اند، هنگامیکه یکی از جوانان از ریش سفیدی می پرسد  : ((قوئان قه دیما یا ماریفه توو پیرشالیاری؟)) فرآن قدیمی تر است یا معرفت پیرشایار.پیر جواب می دهد : (( ماریفه توو پیرشالیاری قه دیما قوئان هیزگه گوشایشه کوری ئارده نش))معرفت قدیمی تر است، قرآن به تازگی توسط (گوشایش کور) آورده شده است.( گویا مولانا گشایش یکی از چشمانش نابینا بوده است).

کتاب معرفت به صورت منظوم بوده وبعد از هردوبیت این بیت  تکرار شده است: 

گۆشت جه‌ واته‌ی پیرشالیار بۆ           هوشت جه كیاسته‌ی زانای سیمیار بۆ

(‌به گفتارپیرشهریار گوش فرا ده ، و ذهن وهوشت را برای درک تعالیم زردشت به کار ببر)

 از نوشته های حکمت آمیز پیر شالیار:

داران گیان‌داران ، جه‌رگ و دل به‌رگه‌ن

 گاهی پر به‌رگه‌ن گاهی بی به‌رگه‌ن


كه ره‌گه جه ‌هیله  ، هیله جه كه‌رگه‌ن

رواس جه رواس ورگه‌ن جه ورگه‌ن

درختان جان دارند ،‌ جگر و دلشان برگ است (عمل فتوسنتز دربرگ گیاه همانند کار کرد جگر وقلب است)

(درختان)گاهی پر برگ و گاهی بی برگ هستند(فصول سال وتغییرات آن) .

مرغ از تخم مرغ  است ، و تخم مرغ از مرغ (یکی از حکمتهای آفرینش)

روباه از روباه است و گرگ از گرگ(سرشت وطبیعت هرچیزی به  اصل خودش برمیگردد.)

*     *     *        *
از پیشگویی های مشهور

وه‌رویوه‌وارو ، وه‌روه‌وه‌رینه

وریسه ، بریو چوارسه رینه

كه‌رگی سیاوه هیلیه چه‌رمینه

گوشلی مه میریو دوی درینه

( برفی می باره كه برف خوره است ، و رسن كه پاره شود چهارسر پیدا می‌كند ، ماكیان سیاه ، تخمش سفید است ،‌دیگچه كه سوراخ شد ، دودر پیدا می كند )

نکته هایی از کتاب معرفت پیر شالیار

+محل زندگی و خانه باید تمیز باشد و گرنه فرشته نور به آن خانه وارد نمی شود.(اعتقاد به نور وروشنایی)

+هنگام خمیازه با پشت دست جلو دهان را بگیرید.(منطبق با آموزه های اسلامی)

+در ظرف بسته و شکسته چیزی نخورید

+برای کفش و لباس هرگز از رنگ سیاه استفاده نکنید، رنگ سفید و سبز آبی بهترین رنگها هستند

+در هر شرایطی هرگز آب را کثیف نکنید.(اعتقاد به عنصر آب)

+سعی کنید برای تهیه لباس و زیر انداز از پشم حیوانات استفاده کنید، نه از پوست شان

+سعی کنید هر جا که هستید محل زندگی تان را روشن نگه دارید.(اعتقاد به روشنایی)

سعی کنید در شبانه روز یا در هفته حداقل یک بار با سر دادن ترانه یا سرود مذهبی آنچه در درون دارید بیرون دهید..(رقص وسماع)

+سعی کنید موقع ازدواج، برگشتن مسافر از سفر، تولد فرزند، باران به موقع، محصول خوب، شفایمریض و به هر بهانه ای جشن بگیرید و در هر جشن و سرور پایکوبی (هور پرای) را فراموش نکنید.

مطالب فوق درمورد پیرشالیار اول بود اما یك پیرشالیار دیگر نیز وجود داشته كه به پیرشالیار دوم مشهور است. ایشان درقرن پنجم هجری می زیسته وهم عصر شیخ عبدالقادر گیلانی موسس طریقت قادریه بوده است.گفته می شود كه از نسل پیرشالیار اول بوده ودارای دین زردشتی كه بعداَمسلمان می شود ونام خود را به مصطفی تغییر می دهد وكتاب معرفت رانیز دستكاری كرده وهر آنچه با دین اسلام سازگارنبوده را برداشته است.

مراسم جشن عروسی پیر شالیار مربوط مربوط به پیر شالیار دوم است كه ماجرای ازدواجش با حكایاتی جالب وعجیب وغریب همراه است.اما آنچه قابل توجه است اینست كه این جشن باگذشت حدود نه قرن همچنان هرساله در اواسط بهمن ماه در روستای هورامان تخت از توابع مریوان ودرخانه اش كه همچنان باگذشت قرنها دست نخورده باقی مانده است برگذار می گردد وهزاران نفر از سراسر ایران دراین جشن شركت می كنند. این جشن سه روز به طول می انجامد ومردم روستا به قدر توانایی خود در فراهم كردن خورد وخوراك جشن وپذیرایی از میهمانان سهیم هستند.

درآخراین مقاله نظر یکی از نویسندگان مشهور کرد را در مورد پیر شالیار می آورم:بابا مروحانی درکتاب تاریخ مشاهیر کرد می نویسد: برخی دانشمندان کرد معتقدند که پیر شالیار دراواخر زندگی دین اسلام را قبول کرده وکوشیده است مردم این سامان را با این آیین مبین آشنا سازد  اما توفیقی حاصل نکرده  ودراواخرقرن پنجم رودرنقاب خاک کشیده است. اما ازقرائن این پیرشالیار دراواخر قرن اول می زیسته وبرهمان عقیده وآیین کهن تا واپسین دم حیات باقی مانده است. زیرا اولاً در قرن پنجم وپنجم وحتی قرن سوم دین اسلام درسراسر منطقه اورامان گسترش پیدا کرده وهمه اهالی این دیار گرویده دین مقدس اسلام شده اند. من (نویسنده وبلاگ) نیز براین عقیده هستم که داستان مولانا گشایش شاید ساختگی باشد وشاید آنگونه نباشد که نقل شده است

۶- اسلام

ان شاءالله درمورد دین مبین اسلام درهورامان درآینده به تفصیل خواهم نوشت.

پی نوشتها:

۱-سریاس: محلی ییلاقی وبسیار باصفا دردامنه کوه عظیم شاهو درده کیلومتری پاوه کنار جاده پاوه – کرمانشاه  که اکنون روستایی به همین نام درآن محل واقع شده است.

۲-کاژه: کوهی در شمال شهر پاوه از سلسله کوههای شاهو.

۳- به له بزان: روستایی در جنوب غربی پاوه . سر راه دوآب به مرخیل .در دامنه جنوبی  کوه آتشگاه (کله قندی )واقع شده است واز توابع بخش نوسود به شمار می رود.

۴-نیسانه: روستایی در 5 کیلومتری شهر نوسود برسر جاده نوسود به پاوه.

5-نوسود: یکی از بخش های شهرستان پاوه که درمجاورت مرزعراق واقع شده است.

۶-نودشه: یکی از شهرهای شهرستان پاوه که دارای طبیعتی بسیار بکر وزیبایی مثال زدنی است.

۷- شه مشی: کوهی است در شمال نودشه  ودرمجاورت مرز هورامان عراق

۸- دالانی:تفریحگاهی بسیار باصفا که درارتفاعات کوه بلند تخت ودرسر راه جاده پاوه به مریوان قرار گرفته وهرساله درفصل بهار صدها نفر برای تفریح وحتی برگزاری مجالس شادی وسرور در اینجا گردهم می آیند.

۹-کله به ره ودالا : گردنه ای است در نزدیکی دالانی مشرف بر روستاهای کیمنه وهانی گرمله ودشت شهرزور

۱۰-که مالا: از روستاهای هورامی زبان شهرستان مریوان

۱۱-ئاویسه ر: محلی ییلاقی وخوش آب وهوا  در شمال شهر هورامی ته ویله (خاک عراق)در غرب پاوه

۱۲-باینگان : یکی از بخشهای شهرستان پاوه که دارای طبیعتی زیباست.

۱۳-هیروی: روستایی در 20 کیلومتری غرب پاوه درکنار رود سیروان

۱۴-نروی : روستایی در 7 کیلومتری شرق نوسود واز توابع این بخش

۱۵-بل: چمشه بزرگ آب معدنی در کنار رود سیروان درنزدیکی روستای هجیج. قبلاً این چمشه دارای آسیاب بود وبه آسیاب بل اشتهار داشت. اما بعد از آزمایشهایی که روی آب قرارگرفته مشخص شده است که یکی از بزرگترین وخالصترین آب معدنی های دنیاست واکنون کارخانه آب معدنی درکنارچشمه به بسته بندی آب می پردازد.

منابع:

۱- تاریخ  کردستان : ماموسا مردوخ

۲- سیر الاکراد :عبدالقادر بن رستم بابان

۳-  فرهنگ  آرام: امیر امینی

۴- تاریخ مشاهیرکرد :بابا مردوخ روحانی 

 ۵- یادداشت های خودم

ابراهیم شمس -پاوه




طبقه بندی: فرهنگی و هنری، اجتماعی، تاریخ، جفرافیا، دینی ومذهبی، ئێبراهیم شه‌مس،
برچسب ها:هورامان-هورامان هانه به رچه م- کتابخانه هه ورامان- یانه ۆ کتێبۆ هه ۆرامانی-هه ورامان -هۆرامان-دزآور(زاوه ر)،لهون- نوسود-هورامان تخت- ژاورود- پاوه-نودشه- رێژاو(ریجاب)-کندوله-ته وێڵه-بیاره- شارۆ هورامانی- مریوان- سروآباد- کرمانشاه- کردستان- دالانی-ایلام-کامیاران-روانسر-جوانرود-اورامانات-چهارقلعه عبدالملکی –زاغمرز-هورامی های شمال ایران،شه ره کان،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 24 مرداد 1391 توسط همایون محمدنژاد
هورامان هانه به رچه م

شه‌و‌و جه‌ژنێ....    

ڕوێو چنی پیه‌یوی که‌ سیپاڵێ کۆنێش پۆره‌ بێنێ،چاشت خانه‌نه‌ نیشته‌بێناره‌. ڕواڵه‌تی پیاکه‌ی پاسه‌ دێ چه‌مۆ که‌ ئه‌رک و مه‌راره‌تی فره‌ش کێشته‌ بۆ.پۆسوو ڕوێش پاسه‌ کیشیابێ که‌ ئه‌جێ گه‌ره‌کشا چانه پێشێو پڕتافیۆ‌ به‌ر،چرچێ ورذێ و گۆلالێ دیمه‌نش پۆشنابێشاره‌.هه‌رچن دلێ ئا جله‌ کۆنانه،فره‌ته‌ر شێوه‌ نه‌یجه‌ی،به‌ڵام چه‌مێ تێژ و زاقش پاسه‌ نیشان دێ که‌ ژیوایوی دڵ کێشش ویارابۆره‌؛په‌ی ئینه‌یه‌ که بێ تاقه‌ت نه‌بوو، ڕاچنم گێرت که‌ بارووشۆ ده‌نگێ تا جه‌ باره‌و ژیوایشه‌ره‌ باسم په‌ی که‌رۆ.ئاذ که‌ ئه‌جۆ یاوابێنه مه‌به‌ستیم،په‌رساش:گه‌ره‌کتا جه‌ باره‌و ژیوایمه‌ره‌ باست په‌ی که‌روو؟سه‌مه‌ره‌ن ،فره‌ سه‌مه‌ره‌ن،چێش که‌روو مێمانه‌نا و نمه‌تاوو ڕوه‌و ده‌و زه‌مین.ئه‌گه‌ر گه‌ره‌کم بۆ گرذ چێوێت په‌ی گێڵنوه‌وه‌،درێژو تاقه‌ت به‌را. تازه‌ واته‌یچێش هۆکه‌ی"حۆسه ڵه"فره‌ش گه‌ره‌کا،چوون به‌ڕاسی بێ ئه‌ناز ژیوانا.به‌ڵام ئه‌گه‌ر دڵتا پوه‌وه‌ بۆ ته‌نیا هه‌یتێو جه‌ ژیوایم گێڵنوه‌وه‌ په‌یت.هه‌یتێو که‌ فره‌ته‌رمشۆوه‌ سه‌ر‌ئامای.تاقه‌توو ئێژنیه‌یت هه‌ن؟ فره‌ خاسا، به‌ڵام ئیسه‌ که‌ هه‌رمانه‌کێما یاوه‌ینه ئێگه‌:تووش ده‌سوور ده‌ دوێ ئاوجۆوێ بارا. ئاخر زانی ویر که‌رذه‌و ئۆسای جیاوازێوی چامنه‌شه‌ نیا  چنی ئه‌ره‌که‌و‌ته‌ی دڵێ زه‌لکایه‌نه.کاکه‌ گیان!گاهه‌ز سه‌رئاماکه‌م په‌ی که‌سانێو پسه‌و تۆ و یان نوسه‌رێو دڵ کێش نه‌بۆ،به‌ڵام په‌ی وێم ئه‌رێ.هه‌رپێسه‌یچه‌، ئه‌گه‌ر ورذ بیه‌وه‌ وینی که‌ ژیانم فره‌ ساکار بیه‌ن،ساکار و ساکار"ساده‌". به‌هه‌رحاڵ،ڕوێو وه‌ڵێ شه‌وو جه‌ژنێ چنی ڕه‌فێقه‌که‌م ،یاشکا،دلێ کووچه‌و بازاره‌نه‌ گێڵای گێڵێنمێ،و جه‌ ژه‌نا که‌ چێوشا ئه‌سابێ داوا که‌رێنمێ تا ئیزنما دا پنه جه‌ هۆرگێرته‌ی چێوه‌کاشانه که ئه‌سه‌ی بێنێشا ده‌سباریشا"کمک"که‌رمێ. به‌ڵام ئاذێ بێ ئانه‌یه‌ که سه‌ره‌نجێوما دارا سواروو ئه‌سپ کێشی بێنێ و لوێنێ.وینی چن به‌ذشه‌شه‌مسێ بێنمێ؟ بێژگه‌م ئینه‌یه‌، سواڵه‌یچ که‌رێنمێ.هه‌رپاسه‌که‌ ئا ڕوه‌ دالێو زه‌ڕێوما گلێر که‌رذۆ،من ویس و نۆ کۆپکم بێ که دوێ کۆپکش فه‌نتاز"تقلبی" بێ که گه‌ورێو وه‌روو داذگاینه دابێنێش پنه و یاشکا که سواڵه‌نه‌ مه‌ژگێوی سه‌مه‌ره‌ش بێ،یانزه‌ رۆبلێ و حه‌فتاوشێش کۆپکش گڵێرکه‌رذه‌بێوه‌،ئی زه‌ڕه‌ چنی کیف و په‌ڕۆیو ژه‌نێوه‌ دابێش پنه که به واته‌و وێش وه‌شش ئامابێ چنه و دابێش پنه. مزانی که چێوی چێمنه فره‌ قۆمیۆ.وجار هه‌ن ئانزان وه‌روو ڕه‌حم و دڵسۆزی فره‌وه‌، ئاوه‌زش جه ده‌س مذۆ،چوون ئی لۆنه ده‌سباری و زه‌ڕده‌ی‌ یاگۆ ئانه‌یه‌ خاسی کێریۆ حه‌قوو یۆیه‌نه‌،ورذوهانش که‌رۆ.         

     به‌هه‌رحاڵ،یاشکا لوه‌ینه په‌له‌ش بێ:ده‌ی کرژبه!بێ داواکاری ئاذێچ،ئێمه‌ خه‌ریک بێ  ڕه‌مه‌ی ڕه‌مێنمێ.ئاذ ئه‌واڕه‌م دیه‌ی دیێ پیلاو پۆلاشه‌ره‌ وجه‌ باره‌و ئا ژه‌نێ قسێ که‌رێ و ڕه‌نگا پی جۆره‌ گه‌ره‌کش بێ ده‌س وه‌شی که‌رۆ جه‌ خاسیه‌کاش. به‌ڵام من به گرذوو هازیمۆ ڕه‌مه‌ی ڕه‌مێنێ و گه‌ره‌کم بێ هه‌رپۆسنه که بیه‌ن وێم یاونوو یاگێوی گه‌رم. ڤه‌رڤه‌ وارێ.هه‌وا فره‌ سه‌رذ بێ.دیمه‌نم بیابێ وملم که پسه‌و چێوێ وشکه بێ و ته‌رسوو مڕیایش لوێ دلێراسه‌و پێڵه‌کام‌ شاریابێوه‌. ڤه‌رڤه‌ که نێشێره‌ سه‌روو ملیمۆ، ئه‌واڕوه‌م تاویێوه و به‌ذه‌نمۆ ئه‌ی چکیێره‌.هیچ کاما سیپاڵی زمسانیما نه‌بێ پۆره‌.یاشکا جه زه‌ڕێو که به‌ده‌سش ئارذه‌بێ وه‌شحاڵ بێ،ساتێوه‌نه‌ که من جه‌ سه‌رذا و به‌خێڵیێنه‌ له‌رزای له‌رزێنێ.زانی که من ئانزانێوی به‌ذشه‌مسه‌نا.چی شه‌مسا نمه‌یا سۆراخوو من، ته‌نیا که‌ڕه‌تێو سه‌ماوه‌رێوشا به‌خشانێ پنه که ئاوێوه‌ قۆڵ به قۆڵه‌ش بێ و گرذوو لاشه‌یم سۆته‌ره‌و ده‌ ڕوێ وسنانێشا....هه‌رپاسه‌ که ڕه‌مێنمێ،یاشکای وات:شه‌وێوه‌ فره‌وه‌شه‌ما هه‌نه‌،خاس شاذی که‌رمێ! یان واچێ:کرایه‌کێچما مرذه‌یمێ.ماچمێ:پیره‌ژه‌نی قیزه‌ونه‌ بۆ گێره‌ ئینه‌یچه‌ به‌شوو تۆ! ڕاسی چنی مه‌شرووبی چه‌ینه‌نی؟پاسه‌ زانوو چنی گۆشتوو کۆڵۆکوو  کۆنسێروێ،چێوێوی خراپ نه‌بۆ.به‌ڵام خواگیان، ئه‌سێح زانوو گرانا،پاسه‌ نیا،نرخوو کۆڵۆکی ئینا ده‌سته‌نه‌؟ جه‌ نرخوو گۆشتی خه‌به‌رم نه‌بێ. ڕاچنما گێرت په‌ی ئه‌سای بلمێ وره‌شگه‌یوی گه‌وره‌.چوون ئێژنیه‌بێما چی وره‌شگایا گرذ چێو تاوی بسانی.یاشکا ئه‌واڕه‌م بۆقه‌ نیێ خه‌ڵکیه‌ره‌،په‌ی وێش ڕا که‌رێوه‌ و یه‌کبین واچێ:تۆخوا گۆشته‌ کۆنسێروه‌کێتا نیشانه‌م ده‌یدێ!لته‌ گه‌وره‌ و عاله‌که‌ش گه‌ره‌کێمه‌نێ! یان واچێ:چێشتا هه‌ر نه‌قیزم مره‌یدێ ونه؟من ئانزانێ ماقوڵوو ئێگه‌یه‌ خاسته‌ر جه‌ شمه مێشناسوو،به‌ڵام مزانوو ئێگه‌ که‌س سانه‌روو ماقوڵی نیا. ئاذهه‌ر پاسه‌ قسێ که‌رێ:چێش بی؟ده‌سم که‌وته‌وه‌ باخه‌ڵێت؟ من چ تاوانێوم هه‌ن که ئێگه‌ ئێننه‌ قه‌ره‌بالقا "شلوغ". ‌چنه‌م ویه‌ره‌ گه‌ره‌کم بێ ده‌س که‌روو باخه‌ڵوو وێمه‌ره‌ که که‌وته‌وه‌ باخه‌ڵوو تۆ..... ئاخر چێشتانا؟چی پێسه‌ ڕه‌وتم که‌ردێ چنی؟مه‌گه‌ر من زه‌ڕ مه‌ذه‌و؟شمه چێشتا زیاذا چنه‌م؟... یاشکا پاسه‌ ڕه‌وتێوێش بێ که‌ ئه‌جێ گه‌ره‌کشا یه‌ره‌سه‌ذ قوتوێ کۆنسێروی بسانۆ.به‌هه‌رحاڵ ساتێو که شیشێوه‌ مره‌با،شیشێوه‌ ڕوه‌ن زه‌یتوون و دوێ به‌سێ کاڵباسی گه‌ورێما ئه‌سه‌ی، یاشکا به وه‌شحاڵیه‌وه‌ واتش:ئیسه‌ بێ خه‌مێ بیه‌یمێ.تاومێ خاس جه‌ژنه‌ گێرمێ! خاس شاذی که‌رمێ! واچینی یاشکا وه‌شیه‌نه‌ باڵێش به‌رئارذه‌یبێنێ.دیمه‌نش شاذیه‌نه‌ سوور و سنج بیه‌بێ،چه‌مش برێقه‌ دێنێوه‌. منیچ وه‌شحاڵ بێنێ.مزانی بڕێو جارا گۆشت وارذه‌ی په‌ی ئه‌رامه‌ننا له‌زه‌تی و شاذی مه‌رگا. به‌ڵێ کاکه‌ گیان!که‌وتیمێ ڕا په‌ی یانه‌ی.ڤه‌رڤه‌و واگژه‌ په‌شتیۆ فه‌لاقه‌ما دێره‌. یانێو که چانه ژیوێنمێ جه پیره‌ژه‌نێوه‌ به       باوه‌ره‌ گێرته‌بێما کرایه‌.ئیلاو ئه‌ولاو یانه‌که‌ی چۆڵ و هۆڵ بێ.سه‌عات شێشوولا که‌س چانه ئامه‌ و شۆ نه‌که‌رێ و ئه‌گه‌ر ناچار پی هه‌رمانێ بیه‌یا به‌ دزیۆ ویه‌رێ. عانوو ڕه‌مه‌ینه تووشوو پیه‌یوی مه‌سی ئامه‌یمێ.ئاذ فره‌ مه‌س بێ و ئه‌واڕه‌م ڕه‌تێ پێکێ.یاشکا تا چه‌مش که‌وت ئا پیایه‌ یه‌واشێو واتش: بذیه‌ په‌ی پاڵتاوه‌که‌یش! مزانی چی وه‌شحاڵ بێ؟ چوون پاڵتاوه‌که‌ قۆڵۆپچه‌ش نه‌بێ و ڕه‌حه‌ت تاوینی ڤه‌ژیش چنه.به‌هه‌رحاڵ شۆنوو پیا نه‌شناسه‌که‌یره‌ ده‌سما که‌رذ ڕه‌مای و چوون یاوه‌یمێش پنه زاناما که ئاذ پیه‌وی زلام و‌ به‌هێزا.ئاذ خه‌ریک بێ وه‌روو وێشه‌ره‌ قسێ که‌رێ و ئینه فره‌ته‌ر سه‌ره‌نجوو ئێمه‌ش هۆرنیا. ناکانه پیا نه‌شناسه‌که‌ مرذا و پاسه‌ سه‌ره‌ش گێڵناوه‌ که مه‌حه‌ڵ بێ لووته‌ش ماڵیۆ دیمه‌نمه‌ره‌. پیاکه هه‌رپاسه‌که قاچێش وه‌ڵه‌ی که‌رذێبێنێوه‌ به‌ ده‌نگی به‌رز نه‌ڕا: که‌سی گه‌ره‌ک نیه‌نا! ئی بنجکه"جمله" پسه‌و گرۆڵیێ ده‌مشه‌نه‌ پڕتافیا و ئێمه‌ش ته‌رسنه‌یمێ. هه‌رپاسه‌ که پیه‌وی ژیرو وریا بێ، گۆرج  یاوانه ئاژه‌یما"وضع" و ساتێو که وڕ بیه‌بێنه دیمه‌نیما واتش:شمه‌ کێندێ؟چه‌تێندێ؟ یاشکا به‌ نتمۆ"فروتنی" داواچش داوه‌:سواڵ که‌رێنمێ! ئاذی وات: ده‌ی فینناره‌وه‌،ئیسه‌ که هیچ له‌یوێم نیا بلوو، چنی شمه سواڵ که‌را مه‌و!ئه‌گه‌ر به‌ردم چنی وێتا مه‌شرووبتا مذه‌و،نانه‌تا مذه‌و.به‌یدێ عالێ بیدێ چنیم،په‌نام ده‌یدێ! یاشکا یه‌واشێو واتش:خۆڵکه‌ش که‌ره‌!

      ده‌نگوو پیا نه‌شناسه‌که‌ینه،زایێڵه‌و"انعکاس"نه‌سه‌ق و مه‌راره‌توو ئانزانی ئه‌رامه‌ننه‌ به‌ ته‌رزیوی ڕووپێویا"وازێح"ئێژنه‌ویێ.ئاخر زانی ماوێو قسه‌که‌روو ته‌ماشاخانه‌ی بیه‌نا و کرژ یاووه‌نه داماگی و ئه‌رامه‌ننی ئانزانا.به‌ڵێ،من ئاڕوه خۆڵکه‌و‌ ئانزانێویم که‌رذ که ئه‌وپه‌ڕوو داماگی و هه‌ژاری بێ و ئاذ هه‌ر پاسه‌ که ئاخێ هۆر کێشێ داوه‌تش قه‌بووڵ که‌رذا:مه‌و!به‌ڵێ سواڵ که‌را،من خۆڵکه‌تا قه‌بووڵ که‌روو! ساتێو که که‌وتیمێ ڕا ناوامه واتش: مزاندێ من کێنا؟خاس،وێم مشناسنوو پنه‌تا.من ئارۆ جه‌ شه‌وو جه‌ژنێ به‌رشیه‌نا. چه‌م پێک"درواقع" وێمم ڕزگار که‌رذه‌ن!و یرکهای دیمتری،گرنجایۆف....ویندێ گرذوو ئی ئانزانا مشناسوو،به‌ڵێ من پێسه‌ ئانزانێوه‌نا!ژه‌نیم هه‌نه‌،دوێ کۆڕم هه‌نێ،سه‌رته‌ر چنیشا هه‌روێم گه‌ره‌کێنێ.به‌ گۆڵێ یانه‌شا ڕازنانه‌وه‌ په‌یم،پۆخته‌ کۆمێده‌نه‌ کتێبێشا هۆرچنیه‌نا، یانێوی گه‌رم و ڕه‌حه‌تم هه‌ن.هه‌رچێو که واچدێ هه‌نم.ڕاسی خاسته‌ر نه‌بێ گرذوو ئی چێوا هینوو شمه بیه‌یا؟!به‌ زه‌روو ئی چێوا تاوێندێ مه‌شرووب وه‌ردێ،هه‌رچێو که دڵتا پوه‌وه‌ بۆ وه‌ردێ.به‌ڵام شمه دوێ هه‌شێندێ،که خۆڕیێندێ.ئیسه‌ منیچ مه‌سه‌نا به‌ڵام ئه‌ڵکۆڵی نیه‌نا،خۆڕیچ نیه‌نا.په‌ی ئینه‌یه‌ مه‌سم که‌رذه‌ن که خه‌ریکا خنیکیه‌و.هه‌میشه‌ ڕۆ چه‌ژنێ ئی حاڵه‌تمه‌ هه‌ن.ئه‌وه‌جه‌م به هه‌واو به‌ریا،هه‌وای ئازاذ،یاوودێنه مه‌به‌ستیم؟ چڵی"درد"گه‌وره‌و من ئینه‌نه‌،ئێشوو من هه‌ر ئینه‌نه‌. به حه‌زی فره‌وه‌ گۆشم شل که‌رذه‌ بێ په‌ی قسه‌کاش و ئاذ یه‌کبین قسێ که‌رێ:هه‌میشه‌ ساتێو که‌،ئانزانی به ڕواڵه‌ت ساق و سه‌لیم وینوو، وه‌روو وێمه‌ره‌ ماچوو:ئانزانێو سیا به‌ختا.ژیوای هینوو ئانزانانی ساق نیا،به‌ڵکووم هینوو ئانزانانی بێ هێز و گۆلاله‌یا.شمه ماساوی گه‌وره‌،پسه‌و نه‌هه‌نگێو وزدێدێشه‌نه‌ دلێ زه‌لکاوێو،خێرا خنیکیۆ.ساتێویچه‌نه‌ که قوورواقی،چه‌مچه‌قۆڵێ و ئه‌و گیانه‌وه‌ره‌ قیزه‌ونێ،نمه‌تاوا دلێ ئاوێ پۆختێ و زه‌راڵه‌ درێژی‌ دا به ژیوایشا. به‌ڵێ ئی ئانزانه پا ده‌نگه‌ قایم و ئه‌ره‌ یاواشه‌ فره‌ دڵ کێش بیه‌بێ په‌یم. به‌هه‌رحاڵ،پیا نه‌شناسه‌که‌ما برذۆ یانه مه‌به‌ست جه‌ یانه‌ی،چێرزه‌مینێو بێ که چانه ژیوێنمێ.ساحیب یانه‌که‌ما فره‌ ته‌رسه‌ی بێ.ئه‌جێش ئاذما ئارذه‌ن تا ڕووته‌ش که‌رمێوه‌.به‌هه‌رجۆرێو بێ ناسما بلۆ پازگا و حاڵیه‌ما که‌رذه‌ که ئانزانێ لاواز و هه‌ژار پسه‌و ئێمه‌ نمیارا پا ئانزانه‌ گه‌وره‌ و به هێزیه‌ و ئاذ پا مشته‌کۆڵه‌ ئاسنیناشه‌ و پا وارشه‌"هیکل"زلامه‌یشه‌ ڕه‌حه‌ت تاڤۆ ورذوهانێما که‌رۆ. ساتێو  که ڕازیه‌ بیه‌،کیاسه‌ما مه‌شرووب خانه‌ و بیه‌یمێوه‌ وێما ته‌نیه‌ی. وه‌ره‌وه‌ره‌ی وێش ئاماذه‌ که‌رێ که‌ ساڵه‌ تازێ بۆوه‌.پیا نه‌شناسه‌که‌ پاڵتاوه‌که‌ش وه‌ته‌بێ. ئاذ بێ په‌سه‌ک،وته‌نیا به‌ گیجیێو وه‌راوه‌رماوه‌ نیشته‌ره‌ و هه‌ر بۆڵێش ئه‌ینێ: ئه‌جۆم هه‌روێتا چه‌تێندێ.بێوێ وێتا مه‌رذه‌یدێ سواڵ که‌ریه‌ره‌،هه‌رزه‌کارێ پسه‌و شمه نمه‌تاوا سواڵه‌ که‌را.چه‌م وسه‌یتا پیس و بێ نتمانه‌ن. به‌ڵام جیاوازوێش نیا په‌ی من!چێوێو که یاواناشه‌نه‌ ئینه‌نه‌ که جه ژیوه‌ینه ته‌رێقێ نمه‌بیدێوه‌،و ئینه فره‌ تانپه‌ڕا!ساتێوه‌نه که من ته‌رێق بوه‌وه‌!بۆنه‌و ئینه‌ینه‌ که یانه‌نه‌ به‌رشیه‌نا....ئازیزا،داخۆم تائیسه‌ زانابۆتا نه‌وه‌شی چێمنه‌یچه‌ هه‌ن؟فرێ هه‌نێ که ئه‌راگێڵوو هۆرپڕای ویتایێنێ،چه‌م پێک نه‌وه‌شیشا ئینه‌نه‌.منیچ ئی نه‌وه‌شیمه هه‌ن. یانه‌و منه‌نه‌، گرذ چێو ڕێکوپێک و سپۆرکا "کامل".گرذچێو ئینا یاگۆ وێشه‌نه‌. وه‌روو ئینه‌ینه‌ که قینیمه‌نێ‌ چنه. ژیوای به‌ینوو ئی ئامرازا که پاک وپۆخته‌ هۆرچنیه‌‌ینێ و یان دیوارۆ ئالۆچیه‌ینێره‌،بێ تام و نکوونیا. گرذچێو یاگۆ وێشه‌نه‌ لێکیانه‌ره‌.وێنێ،سه‌نه‌ڵیێ،مۆبلێ... ته‌نانه‌ت بمه‌له‌رزه‌یچ نمه‌تاڤۆ ڕێکوپێکی ئی چێوا شێونۆ پێوه‌ره‌. ئی ڕێک و پێکیه‌ دلێ دڵ وگیانوو ژه‌نه‌کێمه‌نه‌ ڕێخێش پێکه‌ینێ. ده‌روونوو گرذیمانه ڕێخێش پێکه‌ینێ.

   هه‌رپاسه‌ ته‌نانه‌ت وێچێم،نمه‌تاوو بێ ئاذیشا بژیوو.میاودێنه‌ چێش ماچوو؟ کاتانه که‌رذه‌ی به ئامرازا ئانزانی که‌رۆ پسه‌و  ئامرازی‌. ساتێو ئانزان دڵ به‌سه‌ییش په‌یذا که‌رذ به چێوا، پارێزنۆشا. حه‌زکه‌رۆ چنیشا ته‌نیا بۆ.تف په‌ی ئی ئامرازا،تف په‌ی ئی ژیانیه‌.ئی چێوێ و ئامرازێ ئێننه‌ فرێ با که یاگۆ گرذ چێوی داگیر که‌را. یاگۆ هه‌وای گێرا. پاسه‌ که نمه‌تاوی هه‌ناسه‌یچ کێشی.ویرێ که‌ردێوه‌،ئیسه‌ گرذ جلێ جه‌ژنێشا که‌رذێنێنه،مه‌لێشا که‌رذێنه، سمێڵ وڕیششا تاشته‌ن، ئێننه‌ وێشا ساف و سۆڵ که‌رذه‌ن که برێقه‌ مذاوه‌.ئانزان چی گرذبرێقه‌یه‌ و چی گرذ برووکه‌یه‌ زێڵه‌ شێوه‌ش مه‌ی.ئاذێ لاقرتیم پنه که‌را...به‌ڵێ لاقرتیم پنه‌که‌را.ئی ئامرازێ شه‌یذێنێ که من ئه‌وه‌ڵۆ هیچم نه‌بیه‌ن.جه‌ ماڵوو دنیه‌ی ته‌نیا که‌تێو و سه‌نه‌ڵیێو و لته‌ وێنێوم بیه‌ن، به‌ڵام ئیسه‌ ژماره‌و مۆبله‌کام،ئه‌وه‌ده‌را"بی حد واندازه‌". بیه‌و ئی مۆبلا پاسه‌ یاونۆ،که ئانزان سه‌رشاوه‌ نیشۆره‌. ئانزانانێو که بێژا پی مۆبلا.... په‌ی ئینه‌ینه‌ که ڕۆبه ڕۆ مێمانه‌کێم فرێ با. ئاذ مه‌شرووبه‌که‌و وێش تا ئاخر هۆرقۆڕنا و پێسه‌ درێژه‌ش دا به قسه‌کاش: مێمانه‌کێم گرذ گه‌ورێ و ماقووڵێنێ. گاوێ به باوه‌رێنێ که به عاڵفی شیرینوو وێژه‌و"ادبیات"رووسیه‌ی له‌وه‌ڕیا و زلێ با. ساتێو که ئینانا چنیشا،بێ له‌ش گنوو،دڵم ته‌میۆره‌.خنیکیه‌و.قسێشا فره‌ته‌ر خنیکنام.مزانوو جه‌ باره‌و چێشیه‌ره‌ قسێ که‌را، زانوو که گه‌ره‌کشانا وێشا وریا و تانپه‌ڕ دا چه‌مۆ.به‌ڵام هازوو هیچ هه‌رمانیویشا نیا.ئاخ ئاخ!ئی ئانزانێ پاسه‌ ده‌روونه‌نه‌ شیۆیه‌‌ینێره‌ که ئانزان جه‌ چه‌م پنه که‌وته‌یشا زاڵه‌گه‌وا بۆ. به‌ڵام ڕواڵه‌تی ئانزانێ وه‌شحاڵێ و به‌نتمێنێ.قسێشا پسه‌و ته‌وه‌نی هێقم و کاریا. پاسه‌ که پی قسا،تاوا ئانزانی ورذوهان که‌را.....ساتێو که مه‌یا په‌ی یانه‌یم،ئه‌ره‌ویا که‌روو ده‌ورم خشتێشا هۆرچنیه‌ینێ!و به‌ینوو خشته‌کانه ئێسپه‌رذه‌م که‌را. ئاخ چن قینیمه‌نێ‌ چنه‌شا،چن قینیمه‌نه‌.داخی گرانم نمه‌تاوو وه‌رشا گیروو ونازوو به‌یا په‌ی یانه‌یم. په‌ی ئینه‌ینه‌ که ته‌رسووشا چنه. هیچ کامشا،وه‌روومن،که‌ ئانزانێوی قه‌پۆسنه‌نا، نمه‌یا یانه‌م.ئاذێ وه‌روو ئینه‌یه‌ مه‌یا په‌ی یانه‌یم که سه‌روو مۆبلاوه‌ نیشاره‌.داخه‌کێم مه‌شۆ نمه‌تاوو ئی مۆبلا فڕه‌ ده‌و،چوون ژه‌نه‌کێم فره‌ گه‌ره‌کێشه‌نێ.ڕاسه‌تا گه‌ره‌که‌نه‌ وه‌روو ئی مۆبلانه که زینێنه!بۆخوا ڕاس ماچوو!ئیسه‌ ئتر منیچ بیه‌نا پسه‌و مۆبله‌کا! منیچ بیه‌نا ئامرازێو!‌ ئاذ پاڵێش داوه‌ دیواری و به‌ ده‌نگێوی به‌رز قله‌ش دا چنه.یاشکا که به قسه‌کاش شاذی مه‌رگ بیه‌بێ واتش: چی مۆبله‌کا ورذوهان نمه‌که‌ری سه‌ره‌و ژه‌نه‌کێته‌ره‌‌؟ داواچش داوه‌:چه‌نی؟ یاشکای وات:هه‌رمانه‌کێ یه‌کسه‌ره‌ که‌ری، ته‌مامنیش،هه‌رچێو قۆمیا!قۆمیا! پیانه‌شناسه‌که‌ به‌تووڕه‌یوه‌ واتش:بێ ئاوه‌زی نه‌فام! ئاذ ساتێو که سه‌ره‌ش ڤسه‌بێره‌ واتش:دڵم ته‌میاره‌!دڵم مڕیا!ئاخ چن من ته‌نیانا!چن ته‌نیانا!سه‌وای جه‌ژنه‌نه‌،ساتێوه‌نه‌ که من نمه‌تاوو بلوه‌وه‌ په‌ی یانه‌و وێم،به‌ڵێ ئه‌سێح چامنه‌نه‌. یاشکای وات:لاماوه‌ نیشه‌،مێمانما به‌! پیاکه‌ی وات:شمه کێندێ؟ ساتێو که چه‌مش وست په‌ی هۆذه‌که‌یما که شپێرز بێ و په‌ر بێ شه‌خه‌ڵ ومه‌خه‌ڵ و ئامرازی ڕه‌حه‌تیش نه‌ئێستۆ واتش: ئینه که یانه نیا،زه‌لکان،به‌ڵام مزاندێ زاوڵاو ئانزانی که مشۆم چێش که‌رمێ؟به‌یدێ سه‌وای یه‌ره‌یی بلمێ مه‌شرووب خانه، خاس مه‌س که‌رمێ و وینمێ ژیوای چن له‌زه‌تیا،ئاماذێندێ؟بۆخوا ڕاس ماچوو،ئیسه‌ مشۆم نه‌بی ویروو ژه‌نیه‌نه‌!ئینه‌یچتا ویر نه‌شۆوه‌ که شمه دوێ خوڕیێ و دزێندێ. واتم:مزانوو نکوونی هه‌رمانه‌کێ ئینا چکۆ! په‌رساش:تۆ؟تۆکینی؟ واتم:منیچ زه‌مانێو ئانزانێوی ماقووڵ بێنێ.تاموو ژیانی ڕه‌حه‌تیم چه‌شته‌ن.به‌ڵام ژیان مه‌راره‌تش دانێ و جه وێش دوورش وسه‌ناوه‌.ئیسه‌ ده‌روونۆ تێک شیه‌نا و پسه‌و تۆ مات و مه‌لووله‌نا.په‌ی ئینه‌ینه که په‌نام ئارذێنه مه‌شرووبی، وه‌یلان و خووڕی بیه‌نا. به‌ڵام ئیسه‌ هۆسارم ئینا ده‌سوو تۆنه! پیه‌ی نه‌شناس بێ ئانه‌یه‌ قسێوه‌ که‌رۆ،به‌ زه‌رذه‌ خوه‌ وڕ بیه‌نه‌ دیمه‌نیم وبه حه‌زۆ دیه‌م دیێ په‌ی.کت وپڕ یاوانێنه که لووته‌ش چرچێش چنه‌نێ و چیروو سمێڵه‌ زله‌کاشۆ لچێش له‌رزای له‌رزێ،به لاقرتیه‌وه‌ دیه‌ی دیێم په‌ی وواتش:هه‌ر ئینه؟ واتم:به‌ڵێ،هه‌ر ئینه.ساتێوه‌نه‌ که هه‌مته‌ر وڕ بیه‌نه دیمه‌نیم په‌رساش:ده‌ی سا تۆ کینی؟ واتم:ئانزانه‌نا، هه‌رکه‌سێو که هه‌نا،هه‌ر تووته‌ بابێو که‌ هه‌نا،ئانزانه‌نا،ئانزان میاوویه‌نه؟ من که وێم هۆرده‌سوو باسه‌که‌ی زانێنێ ئه‌ره‌ویام که‌رذ که هیچ چێو نمه‌زانوو به‌ڵام ئاذ بێ ئانه‌یه‌ که چه‌مش هۆرگێرۆ چنه‌م واتش:ها!قسێ فیلسووفانێ. یاشکا به سارایوه‌"ساده‌لوح" واتش:ئێمه ئانزانێ ئه‌نه‌ یاوه‌ینمێ،ویرما پسه‌و تۆن.درووسا که ئانزانێ سارای مرذه‌یمێ چه‌مۆ،به‌ڵام ئاوه‌زما هه‌ن، میاوومێنه،ئێمه‌یچ پسه‌و تۆ قینیمانه مۆبلا، قینیمانه جه لووکس و ئاڵتوونی.ئاخر مۆبل ده‌رذه‌و چێشی وه‌رۆ؟به‌یدێ تا بیمێ ده‌سه‌ بره‌یێ،یاوومێنه‌ هه‌نترینی. ئاذ که واچینی نۆزهوور وێش ئێسته‌بێشۆ‌ واتش:من؟ یاشکای وات:به‌ڵێ تۆ،ئێمه سه‌وای لا ڕازوو ژیانیما گێڵنمێوه‌ په‌یت تا....... پیا نه‌شناسه‌که‌ ناکانه یاگۆ وێشه‌نه‌ هۆرستۆ و به مل هۆڕیۆ واتش: ده‌ی پاڵتاوه‌که‌م په‌ی باردێ! ئاذ هه‌ر پاسه‌ که مرذابێره‌،به ده‌نگی به‌رز یه‌کبین قسێ که‌رێ..... په‌رسام: په‌ی کۆگه‌ی ملی؟ داواچش دا:کۆگه؟ ئاذ ساتێوه‌نه که سه‌رذایه‌نه‌ له‌رزای له‌رزێ،و به چه‌مێ زاقش دیه‌ی دیێ په‌یم  واتش: یانه‌و وێم. دیانش په‌ی،به‌ڵام هیچم نه‌وات. ئاذی وات:گیانه‌وه‌رێ ڕێکوو زاتوو وێش،وه‌ڵنیوسشا"سرنوشت"هه‌ن.هه‌رچی هه‌وڵ که‌را،جۆتلێ شانا یێوه‌شا نمه‌بۆ به دوێ،هاها! پیه‌ی نه‌شناس هه‌ر پی بنجکه‌وه‌ "جمله"ئاسیمێش جێگا.به‌ڵام من هێشتار ده‌نگش ئێژنه‌وێنێ که چڕا‌ی چڕێ ئه‌سپ کێشی. هام ده‌نگه‌که‌م،بێ ده‌نگ بی و گۆلمیت گۆڵمیت ده‌سش که‌رذه‌ بێ ئاوجۆ وارذه‌ی. ساتێوکه ئاوجۆکه‌ش د‌مه‌ینه‌ ئارذ‌،به‌ کێلکه‌ش ماڵه‌ی ماڵێ سه‌روو که‌ته‌که‌ی و ده‌سش که‌رذ فیکه‌ که‌رذه‌ی. په‌رسام: شۆنیه‌ره‌ چێش بی؟ داواچش دا:شۆنیه‌ره‌؟ هیچ،گه‌ره‌کتا چێش بۆ؟  واتم:ئه‌ی  جه‌ژنه‌کێتا چێش پنه‌که‌رذه‌؟ واتش:ها!به‌ڵێ نه‌واتم که‌ ئا پیا زه‌ڕش دا یاشکای.به‌ڵێ ئێمه ئا ڕوه‌ ویس و شێش مناتێ و چن کۆپکێ جه‌ژنانه‌ما گێرت....

 

نویسته‌ی:ماکسیم گۆرکی(1868-1936)

هۆرگێڵن:بێهرووز حاجی

 


طبقه بندی: فرهنگی و هنری، ادبیات/شعر، آموزشی، بێهرووز حاجی، تاریخ، اجتماعی، کۆڵه‌داستانه‌و هه‌‌ورامی،
برچسب ها:هورامان-هورامان هانه به رچه م- کتابخانه هه ورامان- یانه ۆ کتێبۆ هه ۆرامانی-هه ورامان -هۆرامان-دزآور(زاوه ر)،لهون- نوسود-هورامان تخت- ژاورود- پاوه-نودشه- رێژاو(ریجاب)-کندوله-ته وێڵه-بیاره- شارۆ هورامانی- مریوان- سروآباد- کرمانشاه- کردستان- دالانی-ایلام-کامیاران-روانسر-جوانرود-اورامانات-چهارقلعه عبدالملکی –زاغمرز-هورامی های شمال ایران،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 مرداد 1391 توسط همایون محمدنژاد

شادی هۆرچنمێ

ڕاسی بێ وه‌شی و شادی چكۆ تاومێ جه كه‌سایه‌تیوی ڕێک و پێك
و له‌ش وه‌شی دومێ؟چكۆ تاومێ جه ئازادی و گه‌شه‌ی دومێ؟

به ده‌س ئارده‌ی و په‌ره‌ دای شادی بێ ڕاز و ڕه‌مزه‌ن،شادی چێوێوه‌ن پێسه ئاوو هه‌وای دۆر و به‌رمانه پژگیان.سوك و ئاسان ده‌س گنۆ.رِێك پێسه خه‌م و مه‌ینه‌تی.مشیۆ هۆرچنم و ئی هۆرچنیایه بڕه‌به‌شو گرد كه‌سیا دو‌دلێ نه‌بیمێ وشادی هۆرچنمێ.شادی یۆن جه بڕه‌به‌شه
بنه‌ ڕه‌تیه‌كاو ئێمه.

كێن نه‌بۆ شۆنۆ  شادیۆ.به‌شه‌ر گیاندارێوا تاوۆ  تا خایته‌ی جمه‌كا وا ڕۆ،
گۆنه ڵه‌زه‌مینی شێلۆ،چه‌رخو زه‌مانه‌ی به جۆرێوته‌ر خول دۆ و به‌رۆش وه‌ره‌وه.

به‌شه‌ر جه نوكو  لاره‌ملی و نیازش،چه‌نه‌ئاما و  سه‌مه‌ره‌ن.هه‌رچن سرشتما فره یان كه‌م ڕه‌نگو سروشتی گێرۆ،به ڵام ئه‌رێ  واچی بێ چون و چه‌نی نیه‌نمێ.به‌شه‌ر ئینا شۆنۆ  واڕ و گۆڕیۆ.فره‌ته‌ر ئینا خه‌یاڵو ورێونیای شادی،شانای تۆمیش،تا دله‌كێ وه‌شبه‌رێ با.وهه‌رپی بۆنه‌و داواچش جه خودای شادیه‌ن.

په‌ی ئانه‌یه ڕابه‌ ڕا ده‌س یاونمێ به شادێوی ئه‌وه‌نه‌بڕیا  مشیۆ  مه‌ژگما و ویرما جه یاده‌وه‌رێ  ئۆمید  به‌خشێ و  وه‌شی زای  كه‌فه‌سه‌ر  كه‌رمێ.

چون په‌ی ئاماده‌كاری،هۆرگێرته‌ی و  په‌ره‌ دای به جه‌وێوه  شاد و  ئارام‌ به‌خشه،ئینه وێرگاو‌  و  ویرمانه‌‌ن  چه‌رخو  لوایما  ڕه‌وان  كه‌رۆ  تا  جه ته‌ختایی و ڕاسه‌ ڕاو ئا وه‌شیانه جوڵیه‌یمێ وئینه یاده‌وه‌رێ شادی زاینێ نوچه‌ما  پوۆ  منیا ڕوو  ئاكامو شادی.

جه مله‌جێڕێ ئێمه و ئاژه‌و  دۆر و به‌ریما  ئاژه تاوۆ  زاڵ بۆ ملماره.كه‌رۆما نه‌چیرو وێش و خه‌فنۆما،یام  نا  ئێمه زاڵێ  بیمێ  ملو  ئاژه‌یه‌ره.

تاومێ جه شكۆ و گه‌وره‌ی وێما ده‌س كێشمێ و پا ئاژه‌یه‌ ڕا ده‌یمێ سام و سه‌یش وزۆ سه‌رما،یام نا ئێمه ئازادی و  ڕاچنما هه‌ن تاومێ هۆرچنمێ.

ئا چێوه په‌یما  فره ئێژا و  په‌ڕپیمه‌ن ئینه‌نه جه پیاسه‌گاو  شادیه‌نه  كێ هه‌نگامه منیه‌یمێ  كۆشمێ پله و پایه‌و  وه‌شی به‌رمێ سه‌رۆ.ته‌نانه‌ت چاوه‌ختانه نیازا سیماوی خه‌مگینما بۆ،ده‌رونما چا شادیا هالی نه‌كه‌رمێ.

با ئانه‌یه بزانمێ خه ڵاتو  شادی جه گه‌وره‌ته‌رین  خه ڵاته‌كان.چون ئاننه به ئاو  و هه‌وا  نیازما  هه‌ن به شادی و خوه‌ی   په‌نه‌وازێنمێ....

ده‌س‌چن جه «حه‌فته نامه‌و سه‌ركه‌وته‌ی‏‏ٌ»   

عه‌تا مه‌حمودی  Email:atamahmoudy@yahoo.com   

 

«ته‌نیا به‌شه‌را به سه‌ختی  ڕه‌نج  به‌رۆ  و  مشیۆ  خه‌نده‌یچ  خوڵقنۆ.»

هورامان هانه به رچه م



طبقه بندی: فرهنگی و هنری، ادبیات/شعر، اجتماعی، عه‌تا مه‌حموودی،
برچسب ها:هورامان-هورامان هانه به رچه م- کتابخانه هه ورامان- یانه ۆ کتێبۆ هه ۆرامانی-هه ورامان -هۆرامان-دزآور(زاوه ر)،لهون- نوسود-هورامان تخت- ژاورود- پاوه-نودشه- رێژاو(ریجاب)-کندوله-ته وێڵه-بیاره- شارۆ هورامانی- مریوان- سروآباد- کرمانشاه- کردستان- دالانی-ایلام-کامیاران-روانسر-جوانرود-اورامانات-چهارقلعه عبدالملکی –زاغمرز-هورامی های شمال ایران،ده ره هه جیج،سنندج،
نوشته شده در تاریخ شنبه 14 مرداد 1391 توسط همایون محمدنژاد

   هه‌راڵه‌و هه‌ورامانی                   

چه‌مه‌ سوورکریاکێت دوا چنیم 

                                                                                               

وه‌ختارێو ده‌مت به‌ لامشتێو سووکیێ گۆ ڤزیان 

                                                                      

و                                                                                                                

مه‌راره‌ت دلێ به‌ره‌و ئاواته‌کاته‌نه‌ پاڵش دانه‌وه‌!      

                                                                     

و                                                                                                                 

په‌رذه‌و ئینسان بیه‌یت     

                                                                                                     

به‌ چێقه‌هۆڕۆ سۆنه‌تی دڕیان! 

                                                                                               

هاوار په‌ی    

                                                                                                   

ئه‌وه‌ڕووتیای ویری به‌رزیت 

                                                                                                    

چی                                                                                                                

عه‌ره‌فه‌و ژیوایه‌نه‌

                                                                                                                 

هاوار په‌ی    

                                                                                                    

په‌ته‌پڕووزوو حه‌زیت

                                                                                                             

و                                                                                                                     

ئه‌وه‌تاڤیایش په‌ی سه‌وابی!  

                                                                                                

چێش کریۆ بێژگه‌ وێت!

                                                                                                        

ده‌ی سا     

                                                                                                 

  ژه‌نه‌ مه‌لووله‌ ئه‌ره‌ته‌میاکێ 

                                                                                                                                             

چی شه‌وه‌زه‌نگێنه    

                                                                                                          

 که‌ چه‌م ته‌رێقوو چه‌میا!         

                                                                                              

هۆرزه‌وه‌     

                                                                                                                      

په‌ڕچینی به‌ هیچ بزانه‌   

                                                                                                      

چۆکێ ده‌ره‌ به‌ خه‌فه‌ته‌کات

                                                                                                    

تۆ و زه‌یفێ 

                                                                                                        

ئاسمان و زه‌مینه‌ندێ

                                                                                                           

هۆرزه‌وه‌ هه‌راڵه‌و هه‌ورامانی

                                                                        

چنی تۆمانا!      

                                                                                                  

من و


شاهۆ                                                                                          

ئۆمید حه‌بیبی- نۆدشه‌/ 13وکۆپڕوو 1391ی ڕۆجیاری

هورامان هانه به رچه م




طبقه بندی: فرهنگی و هنری، ادبیات/شعر، ئۆمید حه‌بیبی،
برچسب ها:هورامان-هورامان هانه به رچه م- کتابخانه هه ورامان- یانه ۆ کتێبۆ هه ۆرامانی-هه ورامان -هۆرامان-دزآور(زاوه ر)،لهون- نوسود-هورامان تخت- ژاورود- پاوه-نودشه- رێژاو(ریجاب)-کندوله-ته وێڵه-بیاره- شارۆ هورامانی- مریوان- سروآباد- کرمانشاه- کردستان- دالانی-ایلام-کامیاران-روانسر-جوانرود-اورامانات-چهارقلعه عبدالملکی –زاغمرز-هورامی های شمال ایران،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 مرداد 1391 توسط همایون محمدنژاد
بیمه ملت پاوه

   یکشنبه 8 مرداد 1391 04:17 ب.ظ   سلام طاعات و عبادات مقبول درگاه حق

 لطفاً اطلاع رسانی کنید.

استخدام بازاریاب رسمی


به استحضار می رساند بیمه ملت دفتر شهرستان پاوه اقدام به

استخدام
بازاریاب به صورت رسمی

 با حقوق ثابت و پورسانت عالی


از تاریخ ۱۰ مرداد ۱۳۹۱ لغایت ۲۰ مرداد ۱۳۹۱ می نماید


یکی از مزایای انحصاری شرکت بیمه ملت برای فعالیت بازاریابان،

اعطای کد
ویژه بازاریاب است؛

که سابقه کار رسمی محسوب می گردد
.

• شرایط عمومی استخدام:



۱- داشتن صحت مزاجی و توانائی انجام كار.



۲- داشتن كارت پایان خدمت وظیفه یا معافیت دایم از خدمت.
 (ویژه آقایان)



۳- نداشتن سابقه محكومیت جزائی موثر.



۴- عدم اعتیاد به دخانیات و مواد مخدر.




۵- داشتن حداقل سن 21 سال تمام و حداكثر30 سال تمام
در زمان ثبت نام.


۶- داشتن حداقل مدرک کاردانی.



متقاضیان محترم می توانند جهت ثبت نام با در دست داشتن

 کارت ملی و کپی مدرک


تحصیلی خود به دفتر بیمه ملت واقع در خیابان انقلاب اسلامی

 نرسیده به میدان
مولوی مجتمع تجاری بلال طبقه دوم مراجعه نمایند

بیمه ملت پاوه

دوشنبه 9 مرداد 1391 09:18 ق.ظ

سلام و درود بر شما دوست گرامی

از همه متقاضیان آزمون به عمل خواهد آمد از ساکنین شهر پاوه تعداد 5 نفر با توجه به

نمره آزمون،مدرک تحصیلی،و از بخش یا روستا در صورت شرکت متقاضی هر کدام 1

 نفر انتخاب خواهند شد . از میان کل شرکت کنندگان با توجه به شایستگی و آزمون

 عملی داخلی 2 نفر سریعاً به تهران معرفی خواهند شد جهت گرفتن کد رسمی

بقیه هم به ترتیب امتیاز در نوبت های بعدی جهت گرفتن کد معرفی خواهند شد.




طبقه بندی: اجتماعی، اخبار،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 مرداد 1391 توسط همایون محمدنژاد
.: Weblog Themes By Abdollah Habibi :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3