روستای  بیساران در  تقریبا" 24 کیلو متری  جاده سنندج  مریوان (( دوآب ))  قرار گرفته است و محلی است سرسبز و خرم  و آبخیز  کو ههای مرتفعی  مانند شه نشین ، میر ویس ، کوری مه ریم ،  کوری هه وریشان و...  کوه ههای آن  تا اواخر فصل بهار  ودر بعضی از سال ها ( البته سال های دور ) چند دهه گذشته ،تا اوایل مرداد ماه برف می داشتند .  و چشمه های آن  همیشه  و مخصوصا" در قسمت پایینی کوه شاه نشین  جاری هستند و هیچ موقع خشک نشده اند  و آب شرب روستای بیساران از این محل تامین می شود وسه منبع برای این منظور ساخته شده است و اخیرا" این منابع مرمت شده و در روستا نیز منبع بزرگتری برای ذخیره سازی آب مصرفی مردم روستا احداث شده است . کوههای روستای بیساران دیدنی و  در بیشتر ایام  سال به ویژه در فصل بهار  مردم اطراف  از شهرستان های مریوان ، سنندج ، سرو آباد  و... و دیگر روستا ها برای تفریح به این کوهها  ی بیساران  مسافرت می کنند و از دیدن این مناظر واقعا"  لذت می برند و گاها" چندین شب را در این کوهستان ها می گذرانند . کوهستان های روستای بیساران بسیار سرسبز و دیدنی می باشند و گونه های گیاهی متنوعی دارد که برای تهیه بعضی از داروها از این گیاهان استفاده می شود و مردم روستا نیز به صورت سنتی از این گیاهان برای درمان بعضی از دردها استفاده می کنند .و این گونه های گیاهی شادابی و دل انگیز بودن منطقه را دو چندان نموده است .  ودر حال حاضر با تلاش و کوشش مردم تلاشگر و زحمت کش روستا  و با هزینه ی اغلب  کو ههای بیساران با جاده به همدیگر ربط داده شده اند  و این امر نیز در جذب مسافران ویژه  نقش به سزایی داشته است . لازم به توضیح است که روستای بیساران در فاصله ی 85 کیلو متری جنوب غربی شهرستان سنندج و 65 کیلو متری شهرستان مریوان و برروی طول جغرافیایی 39/46 و عرض جغرافیایی 11/35 ودر ارتفاع 850 متری از سطح دریا قرار گرفته است .  روستای بیساران از جنوب به روستا های ژان و پایگلان ، از شمال  به روستاا های سالیان ، نجی ، و سفید بن  ، از شرق به روستا های شیان ، هویه وسرهویه و از طرف غرب به روستاهای نسنار ، هرسین و بوریدر محدود می گردد .

آب و هوای روستای بیساران معتدل کوهستانی است و زمستا نهای پر برف و تابستا ن های خنک و دلپذیری دارد .  البته شایان ذکر است در این چند سال گذشته تغییراتی در آب و هوای این روستا  همانند دیگر مناطق کردستان و ایران  صورت گرفته است . و این موضوع سبب نگرانی مردم روستا به ویژه سالمندان روستا  که وضعیت امروزی را  از نظر میزان بارش با گذشته مقایسه می کنند  شده است .

*جمعیت و شغل مردم روستای بیساران:

جمعیت روستای بیساران   تقریبا 4000نفر می باشد  که این میزان در حدود 720 خانوار سکونت دارند و زندگی خود را با کا رهای کشاورزی و دامداری ، کار گری فصلی به سر می برند . مردم برای امرار معاش  با زمین و کوه  دست و پنجه نرم می کنند و رزق وروزی حلال برای خود و افراده خانواده به دست می آورند و از کار و تلاش هرگز خسته نمی شوند و می دانند که در زندگی باید دشواریها  و سختی ها را تحمل  نمود .  و بعد از اتمام کار کشاورزی به شهرستان های دیگر می روند و به صورت گارگر فصلی کار می کنند چراکه در روستای بیساران هیچ گونه کار گاهی که بتواند چند نفر را به خود مشغول کند وجود ندارد  که این خود جای تاسف و گله از مسئولین محترم   را دارد .

البته مردم روستا اخیرا" در کار کشاورزی خود تغییراتی را داده اند ودر قسمت شرقی روستا مشغول به کشت توت فرهنگی شده اند  اما اطمینان دارم که به دلیل عدم حمایت مسئولین محترم به ویژه مسئولین جهاد کشاورزی و تعاون روستایی از این کشاورزان در آینده ی نه چندان دور  کشت این محصول نیز به دست فراموشی سپرده می شود چرا مردم زحمات زیاد شبانه روزی را متحمل می شوند اما چنان در آمدی عایدشان نمی شود .

**واژه ی بیساران :

در زمانی که سید بابا علی ((سید  بابا  شیخ بیساران ))  در میان مردم روستای آن وقت  که حدود 1450 سال پیش که در محلی به نام ((دگا به ر )) بوده اند  ( دگا به ر پایین تر از روستای فعلی بیساران  واقع گریده است ) در یک روز برفی  در فصل زمستان که هوا خیلی سرد بوده  سید بابا شیخ از این محل (( دگا به )) خارج گردیده و مردم بدون اینکه از تصمیم ایشان با خبر باشند به دنبال وی افتاده  تا از ایشان به دلیل سرمای فراوان و دیگر خطرات احتمالی مراقبت کنند . ایشان را تا محلی که هم اکنون بیساران در آن محل واقع گردیده  همراهی می کنند و وقتی که به این محل می رسند  سید بابا علی  تصیمیم خود را اعلام می کند و مردم نیز به دلیل احترام خاصی که به سید داسته اند به فرموده ایشان احترام می گذراند  و روستا به این مکان جدید که دلایل فراوانی داشته  انتقال می یابد (( حدود 750)) سال پیش  و سید بابا علی نیز  در محلی که برای انتقال روستا انتخاب کرده بود  اقدام به ساخت منزل می نماید و بقیه مردم نیز در اطراف ایشان اقدام به ساخت منزل می نمایند و سید بابا علی در همان محل فوت می کنند و به خاک سپرده می شود و هم اکنون  زیارت  و مقبره ایشان در قسمتی از مسجدی است که به نام ایشان نام گذاری شده است و مردم اطراف نیز برای طواف به زیازت ایشان می آیند .

** طریقه سکونت مردم روستا :

مردم روستای بیساران به دلیل وضعیت خاصی که دارند  هر سال در اوایل اردبهشت  به خانه باغ کوچ کرده  و تا آبان ماه  در خانه باغ می مانند  متاسفانه این مردم حدود شش  ، هفت ماه از زندگی خود را در خانه  باغ و بدون برق و روشنایی سپری می کنند و روشنایی آنان بیشتر فانوس و... می باشد .  در این چندین سال اخیر مردم درخواست ها و مکاتباتی با مسئولین محترم و شخص ریاست محترم جمهوری و استاندار گرامی داشته اند ولی متاسفانه  تاکنون منجر به نتیجه نشده است  . بنده از این فرصت استفاده می کنم و از مسئولین محترم  خواهش می کنم که به این خواسته ی مردم  جامه عمل بپوشانند  تا بدین وسیله سبب ارتقای وضعیت معیشتی مردم را فراهم نموده باشند و هم اینکه از مهاجرت ها  ی بی رویه به دیگر شهر ها ممانعت نمایند .

امکانات موجود در روستا :

روستای بیساران  هم اکنون دارای مدارس ابتدایی ، راهنمایی و متوسطه پسرانه و دخترانه می باشد و در این مدارس بیش از 700 نفر دانش آموز درس می خوانند  البته در سال تحصیلی جای هم پیش دانشگاهی  دخترانه  در رشته علوم تجربی فعالیت دارد

مرکز مخابراتی ، خانه بهداشت ، مرکز بهداشتی درمانی  با داشتن ، پزشک عموی ،  ماما و..   کتابخانه عمومی ، ساختمان دهیاری ، مر کز یادگیری محلی ، کارگاه صنایع دستی که در اوایل انقلاب فعال بوده و هم اکنون  فعال نیت، پست که آن هم در اوایل فعالیت چشمگیری داشته و هم اکنون نیز تقریبا" نیمه فعال می باشد،  فروشگاه تعاونی مصرف ،  شبکه یک ، دو و سه سیمای جمهوری اسلامی ایران ،  مساجد:   مسجد بابا شیخ ،  مسجد مرتضی و مسجد  سنیدر

که مسجد مرتضی   در سال 1382 توسط مردم روستا نو سازی شده و نمای ویژه ای به محل داده است .

**آثار باستانی روستای بیساران

قلعه ی داسیران در فاصله 3 کیلو متری قسمت غربی روستا  که در سال 1353 به تائید میراث فرهنگی رسیده است .

قرآن بابا یعقوب  که در قرن نهم هجری مکتوب گردیده و دست خط می باشد .

مسجد بابا شیخ بیساران

جاده روستا :  جاده روستا وضعیت نگران کننده ای دارد و در سال 87 و86 و... سبب بروز تصادفاتی شده است  ودر این سال جاری مسئولین مربوطه اعلام نمودند که جاده روستا برای انجام تعمیرات اساسی به پیمان گذاشته اند  که مدتی برروی جاده کار شد و مقداری از امورات آن انجام گردیده ولی هم اکنون تعطیل می باشد و آوار برداری مناسب نشده  و تردد در آن با مشکل و ترس  انجام می شود .

منبع:http://kurdestan-bisaran.persianblog.ir/




طبقه بندی: تاریخ، جفرافیا، آموزشی، تصاویرومناظرطبیعی وتاریخی، شهرها و روستاهای هورامان،
برچسب ها:امان-هورامان هانه‌به‌رچه‌م-کتابخانه‌هه‌ورامان؛یانه‌وکتێبووهۆ‌رامانی -هه‌ورامان -هۆرامان-اورامان-اورامانات-دزآور(زاوه ر)-لهون- نوسود-هورامان تخت- ژاورود-پاوه-نودشه(نۆتشه)- رێژاو(ریجاب)-کندوله-ته وێڵه(طویله)-بیاره-شاروو هۆرامانی- مریوان-سروآباد-کرمانشاه-کردستان-دالانی- ایلام-کامیاران-روانسر-جوانرود-چهارقلعه عبدالملکی(زاغمرز-زینوند-حسین آباد-امیرآباد هورامی های شمال ایران)عکس-شبک(شه به ک)-سنجار موصل-کاکه یی خانقین-یارسان- ساور-نودیجه-زازا-زازاکی-قلعه قروه،بیساران،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 28 شهریور 1391 توسط همایون محمدنژاد

روستای ژنین در40 کیلومتری شهر سروآباد و در فاصله 35  درجه و 8 دقیقه عرض شمالی و 46 درجه و 32 دقیقه عرض جنوبی با ارتفاع تقریبا  1300 متری از سطح دریا، یکی از روستا های منطقه ژاورود دهستان پایگلان از بخش مرکزی شهرستان سروآباد می باشد این روستا در 40 کیلومتری جنوب شرقی شهر سروآباد و روی تپه ای که مشرف به باغهای سرسبز بوده واقع گردیده است. 


از شمال به مزارع و باغات روستای پایگلان و از جنوب به روستاهای سرخه توت و دهکانان و از غرب به روستای آریان و از شرق نیز به روستای پایگلان محدود می شود
این روستا در حال حاضر با 350 خانوار و 1550 نفر جمعیت یکی از روستاهای پرجمعیت شهرستان سروآباد می باشد. البته به دلیل مهاجرت ناشی از نبود شغل مناسب و درآمد در روستا،  به طور چشمگیری از جمعیت روستا کاسته شده است (جمعیت روستا در سال 1375 بیش از 2200 نفر بوده است) مردم این روستا با زبان هورامی صحبت می کنند و حدود 90 درصد باسواد می باشند..

این روستا دارای بیش از 235 هکتار مزارع آبی و 70 هکتار دیم می باشد و با توجه به این مقدار مزارع اکثر مردم به کار باغداری و کشاورزی و عده کمی به دامداری مشغولند. اما اکثر دارای یک راس گاو برای تامین لبنیات مورد نیاز خانوار خود هستند. کشاورزی در این روستا به دلیل کم شدن آبهای سطحی و چشمه ها روز به روز کم رنگتر شده و تنها تامین کنند آب کشاورزی و حتی آشامیدن در مزارع، حفر بی سابقه چاهها می باشد که این امر باعث کم شدن و پایین رفتن ابهای سطحی شده است.

محصولات کشاورزی این روستا بیشتر توت فرنگی، انگور، گندم و... می باشد این روستا در سالهای دهه هفتاد یکی از قطبهای اصلی تولید توت فرنگی در استان و کشور بوده اما به دلیل نبود بازار مناسب برای این محصول و دلال بازی و همچنین عدم توجه جهاد کشاورزی، روز به روز از تولید این محصول کاسته شد. این مسئله و مسئله کمبود آب کشاورزی و خشکسالی باعث مهاجرت اکثر مردم روستا به شهرها و تبدیل قشر تولید کننده به مصرف کننده شده است.

منبع:http://zhenin.blogfa.com/




طبقه بندی: تاریخ، جفرافیا، آموزشی، تصاویرومناظرطبیعی وتاریخی، شهرها و روستاهای هورامان،
برچسب ها:ژنین،هورامان-هورامان هانه‌به‌رچه‌م-کتابخانه‌هه‌ورامان؛یانه‌وکتێبووهۆ‌رامانی -هه‌ورامان -هۆرامان-اورامان-اورامانات-دزآور(زاوه ر)-لهون- نوسود-هورامان تخت- ژاورود-پاوه-نودشه(نۆتشه)- رێژاو(ریجاب)-کندوله-ته وێڵه(طویله)-بیاره-شاروو هۆرامانی- مریوان-سروآباد-کرمانشاه-کردستان-دالانی- ایلام-کامیاران-روانسر-جوانرود-چهارقلعه عبدالملکی(زاغمرز-زینوند-حسین آباد-امیرآباد هورامی های شمال ایران)عکس-شبک(شه به ک)-سنجار موصل-کاکه یی خانقین-یارسان- ساور-نودیجه-زازا-زازاکی-قلعه قروه،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 28 شهریور 1391 توسط همایون محمدنژاد

                     هورامان هانه به رچه م

گێڵناوه‌ ئه‌وسا دڤێ براڵێ بیێنێ که‌ هه‌رڤێ پاڵوو هه‌نترینیه‌نه‌ زه‌مینشا بیه‌ن و چاگه‌ گه‌نمێشا کاڵه‌ینه‌ و به‌ وره‌ته‌ی گه‌نمێ ژیوه‌ینێ . یۆشا که‌ گه‌وره‌ته‌ر بیه‌ن ژه‌ن و زاوڵه‌ش بیه‌ن و ئه‌وشا هه‌ڵای ژه‌نیش نارذێنه‌ . وه‌روو ئانه‌یه‌ که‌ زه‌مینه‌کێشا پاڵوو یۆیه‌نه‌ بیێنێ وه‌ختوو خه‌رمانی هه‌رشه‌وێوه‌ یۆشا چه‌مذاری هه‌رڤێ خه‌رمانه‌کاش که‌رذه‌ن . ئا شه‌وه‌ که‌ نۆبه‌و برا کۆلاله‌که‌ی بیه‌ن وه‌ختێو نیمه‌شه‌و یاوان و که‌س نه‌بیه‌ن پاگه‌نه‌، وه‌روو وێشه‌ره‌ واته‌نش : من پیه‌یوی بێ ژه‌ن و یانه‌نا و کڵفه‌ت بار نیه‌نا و وه‌ی که‌رذه‌ی زاوڵام نیا مله‌وه‌ به‌ڵام کاکه‌م ژه‌ن و زاوڵه‌ش هه‌ن و مشیۆم فره‌ته‌ر جه‌ من خه‌رج که‌رۆ . جا هۆرسه‌ن هۆر جه‌ خه‌رمانه‌که‌و وێش برێو گه‌نمێش به‌رذێنه‌ و که‌رذێنه‌ش سه‌روو گنمۆ خه‌رمانه‌که‌و کاکه‌یش . شه‌وێ دمه‌ینه‌ که‌ برای گه‌وره‌ لاو خه‌رمانه‌کاوه‌ بیه‌ن ، وه‌ختوو نیمه‌شه‌وی ئاذیچ لوان فکرێره‌ و واته‌نش : من ژه‌نیم ئارذێنه‌ و زاوڵێم هه‌نێ و شۆکروو خوای هیچم که‌م نیا به‌ڵام ئی برا گۆلاله‌مه‌ هه‌ڵای ژه‌نیش نارذێنه‌ و په‌ی ژه‌ن ئارذه‌ی و یانه‌ رێک ڤسه‌ی پووڵ و پاره‌ی فره‌ته‌رش گه‌ره‌کا . جا هۆرسه‌ن برێو جه‌ گه‌نمه‌کۆ وێش به‌رذێنه‌ش و که‌رذێنه‌ش سه‌روو خه‌رمانوو برا گۆلاله‌که‌یش . گرذ شه‌وێوه‌ ئینه‌ کسمشا بیه‌ن تا وه‌ختوو ڤره‌ته‌ی گه‌نمه‌کێشا . جا ماچۆ خه‌ڵکوو ده‌گاکێ سه‌ره‌شا سڕ مه‌نه‌بێ چانه‌یه‌ که‌ ته‌نانه‌ت ئا ساڵێ که‌ به‌ریات که‌م بێ و وارانی که‌میچ وارێ و گه‌نمێ که‌مه‌ بێ، ئا دڤه‌ برا هه‌ر، ساڵ به‌ ساڵ خوا فره‌ته‌رشا دێ پنه‌ . ئینه‌ ئانه‌یه‌ میاڤنۆ که‌ ئه‌گه‌ر به‌ دڵپاکی جمیه‌وه‌ و هه‌رمانه‌ به‌ دڵپاکی که‌ری خوایچ مجۆ ملته‌ره‌ و عالته‌ر مارۆ وه‌ره‌وه‌ په‌یت .

 ***

سه‌رچه‌مه‌ : سرزمین قصه‌ها ، اسماعیل زرعی


هۆرگێڵنای جه‌ فارسی به‌ هه‌ورامی : عبدۆڵڵا حه‌بیبی


       هورامان هانه به رچه م
سپاس په ی کاک جه میل ئێبراهیمی /هۆرامانی ته خت

 




طبقه بندی: فرهنگی و هنری، ادبیات/شعر، عه‌بدوڵڵا حه‌بیبی، اجتماعی، کۆڵه‌داستانه‌و هه‌‌ورامی،
برچسب ها:هورامان-هورامان هانه به رچه م- کتابخانه هه ورامان- یانه ۆ کتێبۆ هه ۆرامانی-هه ورامان -هۆرامان-دزآور(زاوه ر)،لهون- نوسود-هورامان تخت- ژاورود- پاوه-نودشه- رێژاو(ریجاب)-کندوله-ته وێڵه-بیاره- شارۆ هورامانی- مریوان- سروآباد- کرمانشاه- کردستان- دالانی-ایلام-کامیاران-روانسر-جوانرود-اورامانات-چهارقلعه عبدالملکی –زاغمرز-هورامی های شمال ایران،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 شهریور 1391 توسط همایون محمدنژاد

قه لایتی

روستای شرکان/پاوه/کرمانشاه

شرکان ازروستاهای نوارمرزی ودرجوار شهر نوسود واز توابع پاوه وهورامان می باشد ومردم آن با زبان هورامی این زبان اهورایی تکلم می کنند...

شرکان ازروستاهای نوارمرزی ودرجوار شهر نوسود واز توابع پاوه وهورامان می باشد ومردم آن با زبان هورامی این زبان اهورایی تکلم می کنند. شرکان درقلب هورامان جای دارد وبه جرات می توانم بگویم یکی از اصیلترین روستاهای هورامی زبان است.

 درحقیقت شرکان یکی از روستاهای موفق دراین سرزمین است اگر چه خاک هورامان برای پرورش انسانهای بزرگ مستعد بوده ودرطول قرون واعصار مردمان بزرگی از این خطه ظهور کرده اند وشرکان به عنوان یکی از روستاهای هورامان نیز از این قاعده مستثنی نبوده ودرهر عصری بزرگانی از این روستا برخاسته اند. از شاخص ترین این مشاهیر می توان از ملا شیخ قسیم نام برد. ایشان اعلا جد بنده وخانواده شمس ومی توان گفت بیش از نیمی از مردم شرکان است. زندگانی ملا شیخ قسیم حدوداً مربوط یک قرن ونیم پیش می باشد. ایشان درعلوم فقه وشریعت اسلام استادی کامل و سرآمد همه علمایان هم عصر خود بوده بطوریکه مدتها مدرس حوزه های علمی بغداد وموصل بوده است.متاسفانه درتاریخ مشاهیر وعلمایان کرد کمترنامی از این عارف ربانی وعالم کم نظیر برده شده است .من اگر چه آوازه ایشان را از علمایان منطقه ومعمرین زیاد شنیده ام وگفته می شود که درکتاب بنه ماله ی استاد عبدالکریم مدرس نیز اشاره ای به ایشان شده درکتاب دیوان پیرشالیار به قلم محمد بهاالدین در بیان زندگانی ملانظیر بزرگ(مه لا نه زیری گه وره) آمده است که وی خواندن فقه را درنزد ملا قاسم(قسیم) شرکان به پایان رسانده است.

در روستای شرکان عالم وارسته ای به نام ماموستا خلیفه ابوبکر زندگی می کرد که حدوداً ده سال پیش وفات نمود .ایشان عمری طولانی داشت ودرتمام عمر باعزت خود دواصل تقوا وعبادت را سرلوحه زندگی خود قرار داده بود. اما هدفم از بیان نام ایشان دراینجا این بودکه آن جناب کتابخانه ای کوچک داشت که کتب خطی وچاپ نشده ای دربین آنها یافت می شد. از جمله تعداد بیش از ده جلد کتاب به قلم ملا شیخ قسیم شرکان بود که پس از وفات ملا ابوبکر نوه اش آقای قانع وجود این کتب را اعلام وآنها را بدست پسر عمویم دکتراسماعیل شمس که استادیار تاریخ دانشگاه تهران می باشد سپرده تا تصحیح ودرصورت امکان به چاپ برساند.

درمورد طریقت ایشان باید گفته شود که وی دارای طریقت نقشبندی و همعصر شیخ عثمان سراج الدین طویله ای بوده وبه احتمال زیاد طریقت خود را از وی گرفته است.

این روستا از نظر وضعیت جغرافیایی دارای ویژگیهای منحصر به فردیست که کمتر می توان آن را در مکانهای دیگر یافت. از جمله اینکه دردامنه کوه چناره (که لوو چناره ی) قرار گرفته ومحصور است بین کوه وباغات منحصر به فردش. از نظر بافت معماری کلیه خانه ها از سنگ ساخته شده اند وچوب نیز در ساختمان منازل نقش بسزایی دارد.شغل غالب مردم باغداریست ومحصولات باغی فراوان است اما آنچه شرکان را به عنوان روستایی نمونه ودارای محصولات باغی اشتهار داده است میوه انار است. انار شرکان درکل منطقه وحتی استانهای همجوار شهرت زیادی دارد. باغهای شرکان ومخصوصاً باغهای انار این روستا از اول آبادی تا کنار رودخانه سیروان به طول حدود 10 کیلومتر امتداد یافته اند ومردم زحمتکش روستا به دلیل اینکه جاده ماشین رو تاکنون به داخل باغات کشیده نشده است، محصولات خود را با کول ویا با چهار پا به داخل روستا حمل می کنند.  

 شرکان همچنان که از اسمش پیداست معدن کانی های فراوانی می باشد که تاکنون در جهت کشف آن ها کسی همت نگمارده است و فقط به این امر بسنده کرده اند که چون آب فراوانی دارد این « کان » به معنای چشمه است.

«شر» در لغت به معنای جنگ و درگیری است و «کان» هم یکی از معانیش چشمه و رود است. پس «شرکان» را می توان به معنای محل تلاقی چشمه ها دانست. 

اگر کسی به شرکان رفته وباغات آن را با چشم خود مشاهده کرده باشد به این امر واقف شده که درهر باغی چشمه ای وجود دارد . درواقع علاوه بر چشمه اصلی که آب آن از بالای روستا سرچشمه گرفته وبه وسیله جوی مشهور (جوه ومزرا) تا انتهایی ترین باغ یعنی جوانمیره وشولگا در نزدیکی سیروان منتقل می شود، در هر باغی چشمه ای کوچک وجود دارد وحوضی بزرگ که در بعضی جاها به استخر می ماند.پس باغهای شرکان همیشه دارای آب بوده ومحصولات آن بویژه انار از کیفیت بسیار بالایی برخوردار بوده اند.
از نظر تاریخی اگر چه برای مبدا روستا تاریخی مشخص نیست ، اما وجود آثارقدیمی واز جمله درخت چنار بسیار کهنسال روستا می توان آن را یکی از قدیمیترین مکانهای زندگی مردم دانست . چنار کهنسال در وسط روستا قرار دارد به حدی بزرگ است که درداخل آن قهوه خانه ای ساخته اند.ودربهار وتابستانها مردم روستا دمی در زیر آن می آسایند وبا نوشیدن چای خستگی از تن در می کنند. همچنین قبرستان قدیمی روستا که از قدمت بسیارکهنی برخوردار است وشاید به قبل از اسلام برگردد. والبته وجود مرقد پیری به نام پیر مقصود که صحابی بودن وی محتمل است نیز گویای این واقعیت است .اماکن با نامهای بسیارکهن در داخل روستا وجود دارند منجمله درپایین روستا آبشار بزرگی هست که آب سرچشمه که در بهاران به رودی می ماند،پس از عبوراز وسط روستا با سروصدای زیاد از آن به پایین فرو می ریزد به این آبشار (سووله و گاورا ) گفته می شود.(سوول)به معنای آبشار و(گاور )به معنای گبر است.گفته می شود درزمان حمله اسلام به این منطقه درقرن اول هجری دراین مکان جنگ بین صحابه ومردم روستا که گبر بوده اند رخ داده است.

منبع: پایگاه خبری روستانیوز
شرکان ازروستاهای نوارمرزی ودرجوار شهر نوسود واز توابع پاوه وهورامان می باشد ومردم آن با زبان هورامی این زبان اهورایی تکلم می کنند. شرکان درقلب هورامان جای دارد وبه جرات می توانم بگویم یکی از اصیلترین روستاهای هورامی زبان است.
درحقیقت شرکان یکی از روستاهای موفق دراین سرزمین است اگر چه خاک هورامان برای پرورش انسانهای بزرگ مستعد بوده ودرطول قرون واعصار مردمان بزرگی از این خطه ظهور کرده اند وشرکان به عنوان یکی از روستاهای هورامان نیز از این قاعده مستثنی نبوده ودرهر عصری بزرگانی از این روستا برخاسته اند. از شاخص ترین این مشاهیر می توان از ملا شیخ قسیم نام برد. ایشان اعلا جد بنده وخانواده شمس ومی توان گفت بیش از نیمی از مردم شرکان است. زندگانی ملا شیخ قسیم حدوداً مربوط یک قرن ونیم پیش می باشد. ایشان درعلوم فقه وشریعت اسلام استادی کامل و سرآمد همه علمایان هم عصر خود بوده بطوریکه مدتها مدرس حوزه های علمی بغداد وموصل بوده است.متاسفانه درتاریخ مشاهیر وعلمایان کرد کمترنامی از این عارف ربانی وعالم کم نظیر برده شده است .من اگر چه آوازه ایشان را از علمایان منطقه ومعمرین زیاد شنیده ام وگفته می شود که درکتاب بنه ماله ی استاد عبدالکریم مدرس نیز اشاره ای به ایشان شده درکتاب دیوان پیرشالیار به قلم محمد بهاالدین در بیان زندگانی ملانظیر بزرگ(مه لا نه زیری گه وره) آمده است که وی خواندن فقه را درنزد ملا قاسم(قسیم) شرکان به پایان رسانده است.
این روستا از نظر وضعیت جغرافیایی دارای ویژگیهای منحصر به فردیست که کمتر می توان آن را در مکانهای دیگر یافت. از جمله اینکه دردامنه کوه چناره (که لوو چناره ی) قرار گرفته ومحصور است بین کوه وباغات منحصر به فردش. از نظر بافت معماری کلیه خانه ها از سنگ ساخته شده اند وچوب نیز در ساختمان منازل نقش بسزایی دارد.شغل غالب مردم باغداریست ومحصولات باغی فراوان است اما آنچه شرکان را به عنوان روستایی نمونه ودارای محصولات باغی اشتهار داده است میوه انار است. انار شرکان درکل منطقه وحتی استانهای همجوار شهرت زیادی دارد. باغهای شرکان ومخصوصاً باغهای انار این روستا از اول آبادی تا کنار رودخانه سیروان به طول حدود 10 کیلومتر امتداد یافته اند.
شركان همچنان كه از اسمش پیداست معدن كانی های فراوانی می باشد كه تاكنون در جهت كشف آن ها كسی همت نگمارده است و فقط به این امر بسنده كرده اند كه چون آب فراوانی دارد این « كان » به معنای چشمه است.
«شر» در لغت به معنای جنگ و درگیری است و «كان» هم یكی از معانیش چشمه و رود است. پس «شركان» را می توان به معنای محل تلاقی چشمه ها دانست.
اگر کسی به شرکان رفته وباغات آن را با چشم خود مشاهده کرده باشد به این امر واقف شده که درهر باغی چشمه ای وجود دارد . درواقع علاوه بر چشمه اصلی که آب آن از بالای روستا سرچشمه گرفته وبه وسیله جوی مشهور (جوه ومزرا) تا انتهایی ترین باغ یعنی جوانمیره وشولگا در نزدیکی سیروان منتقل می شود، در هر باغی چشمه ای کوچک وجود دارد وحوضی بزرگ که در بعضی جاها به استخر می ماند.پس باغهای شرکان همیشه دارای آب بوده ومحصولات آن بویژه انار از کیفیت بسیار بالایی برخوردار بوده اند.
از نظر تاریخی اگر چه برای مبدا روستا تاریخی مشخص نیست ، اما وجود آثارقدیمی واز جمله درخت چنار بسیار کهنسال روستا می توان آن را یکی از قدیمیترین مکانهای زندگی مردم دانست . چنار کهنسال در وسط روستا قرار دارد به حدی بزرگ است که درداخل آن قهوه خانه ای ساخته اند.ودربهار وتابستانها مردم روستا دمی در زیر آن می آسایند وبا نوشیدن چای خستگی از تن در می کنند. همچنین قبرستان قدیمی روستا که از قدمت بسیارکهنی برخوردار است وشاید به قبل از اسلام برگردد. والبته وجود مرقد پیری به نام پیر مقصود که صحابی بودن وی محتمل است نیز گویای این واقعیت است .اماکن با نامهای بسیارکهن در داخل روستا وجود دارند منجمله درپایین روستا آبشار بزرگی هست که آب سرچشمه که در بهاران به رودی می ماند،پس از عبوراز وسط روستا با سروصدای زیاد از آن به پایین فرو می ریزد به این آبشار (سووله و گاورا ) گفته می شود.(سوول)به معنای آبشار و(گاور )به معنای گبر است.گفته می شود درزمان حمله اسلام به این منطقه درقرن اول هجری دراین مکان جنگ بین صحابه ومردم روستا که گبر بوده اند رخ داده و پس از مقاومت فراوان وکشته شدن از طرفین نهایتاًمردم روستا تسلیم سپاه اسلام شده و مسلمان گشته اند وآن دسته از گبرها که کشته شده اند ویا ایمان نیاورده اند از بالای این آبشار پرت شده اند که ازآن تاریخ تاکنون این محل به این نام مسما گشته است. مسجد روستا به اسم مسجد حضرت عبدالله مشهور است .عبدالله بن عمر (رض)فرمانده سپاهیان اسلام فاتح منطقه هورامانات وکردستانات در هر مکان یا روستایی یک مسجد ساخته که مسجد روستای شرکان نیز از آن جمله می باشد.
از نظر فرهنگی وسطح سواد مردم اگر غلو نباشد، می توان این روستا را یکی از با سوادترین وموفقترین روستای منطقه وحتی کشور دانست چرا که افراد تحصیل کرده با مدارک عالی دانشگاهی دراین روستا فراوان یافت می شود که نسبت به جمعیت آن بسیار قابل ملاحظه است. اگر چه جمعیت فعلی شرکان بیشتر از پانصد نفر نیست وشاید دوبرابر آن نیز درشهرهای پاوه وروانسر ومریوان ساکن باشند، اما امروزه شغل غالب مردم بجز افراد کهنسال که درروستا سکونت دارند وبه امر باغداری می پردازند، شغل دولتیست واکثراً فرهنگی ومعلم ویا شاغل درادارات دیگرهستند. خصوصاً اینکه افراد قابل توجهی دارای پستهای مدیریتی می باشند.

منبع: http://sharkan.blogfa.com



طبقه بندی: فرهنگی و هنری، تاریخ، جفرافیا، تصاویرومناظرطبیعی وتاریخی، شهرها و روستاهای هورامان،
برچسب ها:شه ره کان،هورامان-هورامان هانه‌به‌رچه‌م-کتابخانه‌هه‌ورامان؛یانه‌وکتێبووهۆ‌رامانی -هه‌ورامان -هۆرامان-اورامان-اورامانات-دزآور(زاوه ر)-لهون- نوسود-هورامان تخت- ژاورود-پاوه-نودشه(نۆتشه)- رێژاو(ریجاب)-کندوله-ته وێڵه(طویله)-بیاره-شاروو هۆرامانی- مریوان-سروآباد-کرمانشاه-کردستان-دالانی- ایلام-کامیاران-روانسر-جوانرود-چهارقلعه عبدالملکی(زاغمرز-زینوند-حسین آباد-امیرآباد هورامی های شمال ایران)عکس-شبک(شه به ک)-سنجار موصل-کاکه یی خانقین-یارسان- ساور-نودیجه-زازا-زازاکی-قلعه قروه،
نوشته شده در تاریخ شنبه 25 شهریور 1391 توسط همایون محمدنژاد

دره هجیج روستایی است نه بهتر است بگویم بوده

زیبا یی های طبیعت خدادادی

 که در پنج کیلو متری شهر نودشه در  شهرستان پاوه قرار دارد  دره هجیج یاحجیجیان  با حدود شصت خانه یکی از بزرگترین ده های  زمان خود بوده حجیجیان در میان کوه های سخت به وجود آمده مردم آن از زمان های بسیار قدیم از روستای هجیج به آنجا آمده به قول روایات چند هزار سال پیش یک مرد هجیجی با یک خانم شرکانی از توابع پاوه با هم ازدواج کرده وبا گله ی فراوانی  به آنجا آمده و شروع به زندگی کردن کردند پس از آن که مردم فهمیدند که خاک حاصل خیز برای باغ داری و چراگاه های خوبی برای دامپروری دارد به آنجا آمده و از فراوانی آب و حاصل خیزی خاک ده کوچکی ساختند و نام ان را حجیجیان که ترکیبی از هیجیج وشرکان است و یا دره هجیج که به معنی دره ی هجیجیان است نامیدند . این آبادی  به دلیل ایجاد جاده پاوه – نودشه که راه را چندین برابر از جاده قبلی کوتاه تر می کرد  از بین رفت . هم اکنون به جز باغات و وچندین خانه ویرانه چیزی از آن باقی نمانده اما این خانه های ویرانه که بر بلندای دامنه ی یک کوه به طور عجیبی ایستاده وجاده تقریبا از زیر آن ها عبور می کند . هنگامی که رود سیروان را رد می کنیم و از جاده کوهستانی پیچ در پیچ از میان باغ هایی که سایه ی شاخسارشان جاده راخنک کرده وچشمه های کوچکی که از کنار جاده آب خود را جاری کرده و روانه ی باغ های پایینی می کنند . دره ای نه چندان عمیق که آب اضافی باغ ها از آن عبور کرده و خود جلوه ی دیگری به زیبایی جاده و روستا داده است. دره هجیج امروز تنها از باغ ها برای تفریحگاه و کمتر به عنوان شغل اصلی از آن استفاده می کنند در بهار وتابستان جمعیت آن پنج یا شش خانوار است و بقیه ی سال خالی از سکنه  است در دو سال قبل برای باغ ها کنتور برق آوردند و تمامی روستا را برق کشی کردند  و این برق توانست گردشگر های فراوان تر از فراوان را به این منطفه جذب کند وحتی بتوانند شب در آنجا بمانند ولی لوله کشی آب از آن زمانی که فهمیدند که لوله کشی چیزی  بهتر از چاه وچشمه است آن جا را لوله کشی کردند و حجیجیان دارای مدرسه مقطع ابتدایی بوده و قرار بوده که مقطع راهنمایی نیز به آنجا بیاورند که هنوز از بقایای آن مدرسه نیمه کاره که قرار بود بسازندمانده وبه لطف مردم  و به قول بزرگان یکی از تمیز ترین روستا های دوره ی زیستی خود بوده و دارای مسجد ،گرمابه،و توالت های عمومی بوده که در پایین ده قرار داشته است دره هجیج با زبانی جدا از روستای هجیج دارای هورامی خاص است که تقریبا" فعل های هجیج را دست کاری کرده و فعل های جدیدی به دست آورده است وتغییرات بسیار کوچک دیگری که در آن انجام داده اند لباس مردان  کت و شلواراست که میان آن را با پارچه نخی به رنگ قرمز و سفید به نام شال هجیجی از هم دیگر سوا می کند و بر روی آن کت نمدی  می پو شند که بعضی از آن کت ها  بر روی شانه خود چیز هایی مانند گوش دارد و بعضی دیگر فاقد آنند . برروی سر خود کلاه می گذارند و به دور کلاه می بندند که زیبایی خاصی به لباس می دهد. لباس مردان از موی بز  که تقریبا" رنگ آن بین زرد و قهوه ای است می سازند و از هیچ گونه چرخی برای دوخت آن استفاده نمی کنند و تمام آن دست بافت است . کفش های خود را نیز خود می سازند که از نخ سفید و و پارچه ای به رنگ آبی یا قرمز وسفید می سازند که همان گیوه است که آن نیز به دونوع است بعضی به جای زیر آن ها که پارچه می گذارند از پلاستیک استفاده می کنند که زیبایی آن کمتر از آن نوعی است که با پارچه می سازند لباس زنان نیز سوا از لباس های دیگر است لباس سر تاپایی که زیر آن شلوار زنانه کردی  و زیرپیراهنی که به رنگ لباس های دیگر است به این منظور که رنگ پیراهن به هر نوع باشد باید رنگ زیر پیراهنی و شلوار نیز باید همان نوع باشد بر روی لباس کت کوچک مخملی می پوشند که سینه زنان را در حفظ قرار میدهد  و بعضی اوقات نیز یک شنل سیاه با همان جنس مخمل می پوشند که کار چادر را می کند ولی زحمت گرفتن آن دیگر بر دوش زنان نیست زیرا آن را بر تن می کنند ولی به دلیل گرمی که دارد در تابستان از آن پارچه ای استفاده می کنند که مردان به طور کلاه خود می بندند ولی این نوع از نوع زمستانی کوتاه تر است و خنک تر.  زنان نیز بر سر خود کلاهی می گذارند که لایه ی روی آن مخمل و لایه ی زیرین آن پارچه ی معمولی است که اغلب با طلا دور آن را گرفته  واز آن سکه و ربع ونیم آویزان می کنند . آااااه.....مردم  دیگر کم کم از فر هنگ خود دور می شوند اما می نویسم برایشان که از همان وطن خود (دره هجیج) آمده اند وخود را از آن دارند که نباید هرگز آن را از یاد ببرند . اکثر مردم این روستا که هنگام کشیدن جاده آن جا را ترک کردند در شهر های پاوه ،نودشه و مریوان زندگی می کنند و باز می گویم وطن فقط وطن نیست بلکه خود تویی وتو از وطن و وطن از توست.

منابع:

http://darahhajij.blogfa.com/

هورامان هانه به  رچه م

روستای متروکه دره هجیج در چهار کیلومتری نودشه - مسیر جاده پاوه - نودشه

http://www.nowdesheh2013.blogfa.com







طبقه بندی: تاریخ، جفرافیا، آموزشی، تصاویرومناظرطبیعی وتاریخی، شهرها و روستاهای هورامان،
برچسب ها:دره هجیج یاحجیجیان،هورامان-هورامان هانه‌به‌رچه‌م-کتابخانه‌هه‌ورامان؛یانه‌وکتێبووهۆ‌رامانی -هه‌ورامان -هۆرامان-اورامان-اورامانات-دزآور(زاوه ر)-لهون- نوسود-هورامان تخت- ژاورود-پاوه-نودشه(نۆتشه)- رێژاو(ریجاب)-کندوله-ته وێڵه(طویله)-بیاره-شاروو هۆرامانی- مریوان-سروآباد-کرمانشاه-کردستان-دالانی- ایلام-کامیاران-روانسر-جوانرود-چهارقلعه عبدالملکی(زاغمرز-زینوند-حسین آباد-امیرآباد هورامی های شمال ایران)عکس-شبک(شه به ک)-سنجار موصل-کاکه یی خانقین-یارسان- ساور-نودیجه-زازا-زازاکی-قلعه قروه،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 شهریور 1391 توسط همایون محمدنژاد
هورامان هانه به رچه م
سپاس په ی کاک عادل محه مه دپوور په ی کیاسته ی ئی باسه یه.

لیکدانەوەیەکی مێژوویی - زوانەوانی لە سەر دەستەواژەی ئورۆمۆن (هۆرامان):کاک عادل محه‌مه‌دپوور

هەربابەتێک و هەر چەمکێک، مێژوویەک و بەسەرهاتێکی هەیە. بابەتەکان بە درێژایی مێژوو، سیمایان دەگۆڕرێ و لە ژێر تۆزی زەمەن و گێژەڵووکەی گۆڕان و چەمەری هەڵسووڕاندا، ئاڵ و گۆڕی قامووسی و واتایی بە خۆوە دەگرن. بە تایبەت توخمە زوانیەکان کە هیچ کات یکدانگ و یەک رواڵەت نامێننەوە بەڵکوو وێڕای گۆڕانکاری رواڵەتی هەندێ چەمکی ناوەرۆکی و دیرۆکی وەدووی خۆیاندا دەهێنن کە لێرەدا ئەرکی توێژکار و لێکۆڵەر پتر دەبێ و وا ئیجاب دەکا کە زۆر بەهەستیارانە و وردبینی و تێرامانەوە یاسای گۆڕانکاری فۆنۆلۆژی (واچ شناسی) و لیکسیکۆلۆژی (واچەشناسی) و ئیدیۆمەکان بە باشی وەرد و پەڕەناو بکات و لە رێچکەی ئەو یاسایەدا هەڵەتە نەبێ، و لە سای ئەم رۆشنایەدا، دیاردەزوانیەکان و مەدلوولە راستیەکان پێناسەبکرێن و هۆکان لەم دەراوەدا بدۆزرێنەوە و تاکوو پرۆژەکە بگاتە ئەنجام.
ئەز زوانەوان نیم بەڵکوو لە روانگەی مێژووییەوە ویستوومە تۆماڵی ئەم باسە بکەم و هەندێ راستی شاراوە، ئەویش بە پشت بەستن بە سەرچاوە باوەڕ پێکراوەکان، روون بکەمەوە. لەم وتارەدا سەرەتا تیشکێک دەخرێتە سەر سیاسەتی ئاشوورییەکان، لە لایەکەوە بۆ سڕینەوەی ناوشۆنەوار و ناسەی فەرهەنگی کوردەواری یان مێژووییتر بڵێین مادەکان، و لە لایەکی تریشەوە، لەوا کە بە داخەوە ئاسەواری مادی تەنیا لە دووتۆی سەرچاوە بزماری و میژووییەکانی ئاشووریدا نەبێ، دەسمان ناکەوێ. ئەو ناوشۆنانە کە لە دەڤەری کوردستاندا هەن، ئەم راستیە تاڵە بۆ گەلی کورد دەردەخەن. خوێندنەوەی مێژوو و لادانەوەی بەرگەکانی وێڕای سوودبینین و سوودبەخشی بۆ هەرگەل و نەتەوەیەک دەبێتە هۆی چڕبوونی ئەزموونگەرێتی و دووپات نەبوونەوەی هەڵەکانیشی. ئەمە ڕەنگە ئێستا بۆ نەتەوەی کورد، باشترین خاڵی ئەرێنی و بە کەڵکترین رێبرد و سیاسەتی هەنووکەیی سیاسەتوانان و مێژوونووسان و خاوەن ویران بێ. چوونکای لەم رێبردەدا بۆمان دەرئەکەوێ کە کورد و کوردستانی کۆن هەر وەکوو ئێستا، چەندە دوژمنکاری هەبووە و چەندە مێژوو و فەرهەنگ و مەعنەویەت و وێژدانی ناخۆئاگای قەڵاچۆ و ئاوەژووکراوە و کەوتۆتە بەر قەمچی شاڵاو وڕاپێچ کردن.
دۆزی ئاشوورییەکان لە کوردستانی کۆندا
پێش لە دوژمنانی مێژووی سەردەم: سەفەوییەکان وعوسمانییەکان، دورتریش ئاشوورییەکان، دوژمنی بڕبڕەپشتی کوردستان بوون. بەر لە یەکگرتنەوەی هۆزەکوردەکان لە کوردستانی کۆندا و پێکهێنانی حکوومەتی ماد، وەک: مێدیەکان، گوتیەکان، مانناکان و ئورارتۆکان و لولوییەکان و… ئەمە ئاشوورییەکان بوون کە پتر لە هەر شاڵاوگەرێکیتر چاویان بڕی بووە مادەخاوەکان و کانزاکان و دەوڵەمەندی سروشتی کوردستان و تاڵان کردنیان و گەڕی سیاسەتی بە کۆمەڵ کوشتن و کۆچاندنیان و پاکتاوکردنی کلتوور و داب و نەریت و سڕینەوەی هێما فەرهەنگییەکان و ناوی شوێنوارەکان کە ئەمرۆژ ناوی بە تعریب و تتریک و تفریس درچووە، گەیشتبووە ترۆپک.
ئەم داگیرکەرەانە، لە هەر شوێنێکی کوردستان پێیان ناوە وێڕای کوشتن و بڕین و کوێرکردنەوەی شوێنەواری مێدیەکان تەنانەت ناو و ناسنامە و بنچکی نەتەوایەتی سڕاوەتەوە و بە جێییان ناوی ئاشووری و ناکوردی لێنراوەتەوە.
لێرەدا ئەرکی بیردۆزانی کورد پتر دەبێ، کە جەخت بکەن بۆ دۆزینەوەی شمەکی فەرهەنگی و توخمی زوانی لە دوو تۆی ئەو ئاسەوارانە کە لە ئاشووری کۆندا بە جێی ماون، ئاخر وێڕای سیاسەتی کوشتن و بڕین و قەڵاچۆکردن کە دەبێتە هۆی سڕینەوەی هەندێ لە خسڵەتی فەرهەنگی و زوانی، دەقە ئاشووریەکان تەنیا کەمپ و ژێدەرێکن بۆ دۆزینەوەی ناسنامەی نەتەوایەتی توخمە ونکراو و ئاوەژوو بووەکانی زوان و فەرهەنگی مادی (کوردی) لەم روانگەوە، سەرچاوە ئاشووریەکان بۆ ئێمە گەلێک بەهادار و تەنانەت ژیانبەخشی بەشێکی زۆر لە کەلەپووری ئێمەن.
لە هەمبەر ئەم خەسارە مەزنەدا، بەرژەوەندییەک بۆ گەلی کورد تۆمارکرتوە: پاشاکانی ئاشوور لە چاو پاشاکانی نەتەوە کۆنەکانی دراوسێی کوردستانی کۆن، باشترین و دەوڵەتمەندترین سەرچاوەیان لەم بارەوە بۆ بەجێ هێشتووین، کە بریتین لە نووسراوە شاهانە رەسمیەکان و یادگارانەکان، نەخشە هەڵکەندراوە بە ناوبانگی دیواری کۆشکەکان و ئارشیڤنامەی پاشاکان کە جۆرەها وێنە لەم بارەوەیان تێدا بەرجەستە کراوە کە وەک پڕوپاگەندەیەکی سیاسی و وەک جەنگێکی دەروونی بە کار هێنراون. (1)
خوێندنەوەو هەڵدانەوەی ئەم بەڵگەنامانە و شروڤەی ناوشوێنەوارەکان کە قامووسی راستەکییان ئاوەژوو کراوە حەقیقەتێکی تاڵ بۆ ئەم نەتەوە دەردەخات کە ئەویش گریدانی سیاسەتی دوژمنکاری و پاکتاوکردنی رەگەزیین هەرلە کۆنەوە تا بە ئەمرۆ کە سیاسەتی ئەنفال و جێنوساید و کیمیاباران و تواندنەوەی ناسنانەی لێکەوتوەتەوە.
چۆڵکردنی زۆر ناوچەی ژێر دەستی ئێمپراتوری ئاشووری لەدانیشتوان و راگواستنیان بۆ ناوچەی دوورەدەست و هێنانی خەڵکی بێگانە لە شوێنی ترەوە، بۆ جێگرکردنیان لە شوێنیان دەچێتە خانەی ئامانجە سیاسیەکانی، سیاسەتە ئاشووریەکانەوە لە کوردستانی کۆندا لە پێناوی گۆڕینی مۆرکی نەتەوایەتی، ئەتنیکی لە ئەو ناوچانەدا پیادەکراون، لە ئەنجامدا هەندێک ناوچە و هەرێم لە ئیمپراتوری ئاشووریدا ناسنامەی رەسەنیان سڕاوەتەوە بوونەتە بەشێکی راستەوخۆ لە وڵاتی ئاشوور وەک هەرێمێکی ئاشووری تەواو، نەک بێگانەی ژێردەست مامەڵەی کراوە. (زاموا) ش کە ناوچەی سلێمانی ئێستا و دەورووبەری دەگرتەوە، نموونەیەکی ڕوونە. هەر وەها زۆر کۆمەڵ و نشینگەی جوولەکە لە ئێران و ناوچەکانی کوردستان یەکێکە لە ئەنجامەکانی سیاسەتی راگواستن و تێکەڵکردنی گەلان و نەتەوەکانی ناوچەکە لە سەر دەستی ئاشوورییەکان. (2)
بۆ نموونە: «ئاشوور ناسیرپاڵی دووەم (883 - 859 پ. ز) بە نزیکەی سەدەیەک پێش لە سارگۆنی ئاشووری و تیگلات پیلاساری و..، پاش وێرانکردنی شاری (ئەتلیلا) ی لۆلۆییەکان لە وڵاتی (زامۆا) سەر لە نوێ بنیادی نایەوە و کۆشکی شاهانەی تیادا درووست کرد و پاش ئەوێی کردە بنکەیەک بۆ کردنەوەی دانەوێڵەی ناوچەکە، ناوەکەی گۆڕا بۆ (دوور – ئاشوور).» (3)
یان هەمان پاشا (ئاشوور ناسیر پاڵی دووەم) لە شاڵاوێکدا بۆ سەر شاری ئاممالی (4) لە (زاموا) دەڵێت: «لە شاڵاوێکدا لە شارەکەدا 800 جەنگاوەریانم بە شمشێر بە زەویدا دا بە لاشەکانیان کۆڵانەکانی شارەکەیانم پڕکرد، خانووکانیانم بە خوێنیان رەنگ کرد، زۆریانم بە زیندوویی گرت و ئاشوور ناسیرپاڵ، پاڵەوان، وەک باڵدار کەوتە دوایان (واتە خەڵکی هەڵاتوو) لاشەکانیان لەسەر شاخی نیێیر (پیرەمەگروون) لەسەر یەک کەڵەکە کرد، 326 جەنگاوەریانم سەربڕی، حەوت شارەکە کە لە ناوجەرگەی شاخی نیێیربوون و وەک قەڵاکانیان مەحکەم بوون، داگیرم کردن، دانیشتوەکانیانم سەربڕی و کەل و پەل و مەڕوماڵیاتیانم، برد و شارەکەم سوتاند و..» (5)
پاشان لە هێڕشێکدا بۆ سەر هەولێر دەڵێ: «بوبو، کوڕی بابا، فەرمانڕەوای شاری نیشتون لە شاری ئەربیلا (واتە هەولێر) کەوڵم کرد و پێستەکەیم بە سەر شوورای شاردا هەڵخست.» (5)
luchenbill op. cit vol 1 p. 143. p. 441
هەندێ وشەی بەرەچەڵەک ئاشووری و نێوچۆمانی و نامێدی وەک: (تەتە، ئیجیجی، زامواو، بڵ، ئەرارا، کورزا، نێ، نژمار، ژوونێ، شواڵا، داریان، وەرترە، هەسوون، زابان، سلێن، وهتد) لە هۆراماندا هەن (6)، بۆ ئەم دۆخە مێژووییە کە داگیرکەران بە تایبەت ئاشوورییەکان ئاوا سیاسەتێکیان پێڕەو کردوە، دەتوانن پاڵ پشت و پێگەیەک بن بۆ چەسپاندنی ئەم دۆزە. زۆربەی ئەو وشانە کە چواردەوری هۆرامانیان تەنیوە، دەسپێکی ئەرێنین بۆ توێکاری رۆگەی زمانەوانی وشەی هۆرامان.
هۆرامان بێ گومان هەر لە مێژە بە شێک بووە لە کوردستانی کۆن با وەکوو لە هێڵی جوغرافیاییدا ناوچەیەکی بەرز و شاخاوی و دەست پێنەگەییو بووە، وەک باقی بەشەکانیتری کوردستان، بە تەماحی دەوڵەمەندی مادەی خاوی سروشت، وەک دار و تەختە و ئاسن و مس (بۆ درووستکردنی چەک) و زێڕ و زێو و بەردی بەنرخ و ئەسپ و… وەک باجی سەرانە و جەنگی ئابووری، بە قوڵنگەی پۆڵا لە چیا سەختەکاندا، رێگا و بان بۆ هاتووچووی بازرگانی کراوەتەوە و ماڵ و سامانیان، کەوتۆتە بەر ئاکامی دیاردەی شاڵاوگەری و گوژمی نامرۆڤانەی داگیرکەرە ئاشوورییەکان و وێڕای وێڕانکاری و تاڵان کردن و کۆچاندن و سوتاندنی ماڵ و حاڵیان، دەس بەسەریاندا گیراوە و بە هەمان چەشنی ناوچەکانیتر، ناوی شوێنەوارەکان و هێما فەرهەنگییان ئاوەژوو کراون یان سڕاونەتەوە.
سارگۆنی دووەم (721 - 705 پ. ز) وەک ئەرکی ئایین و فەرمانی خواوەند، ئاشوور، لە بارەی شاڵاوەکەی بۆ هۆرامان دەڵێت: «لەسەر وتەی بەکاری ئاشوور، سەردارم، کە ژێر رکێف خستنی میرانی ناوچە شاخاوییەکان (هۆرامان) وەرگرتنی دیارییەکانیانی وەک خەڵاتێک بە من بەخشیوە. بە قوڵنگەی پۆڵا شاخەکانیانم، داتاشی و ریگاکراوەکانیانم کردەوە» (7) - Luchenbiu Arab Vol. 11،p. 11 - 80 - 14
تۆماڵی دەستە واژەی هۆرامان:
گەلێک باس لە لایەن توێژەرانەوە، لە سەر ئەم دەستەواژەیە کراوە (8) یان دەشکرێ - وەک وتارەکەی کاک رەف مەحموودپوور لە زرێباری ژمارە: 59/58، بە ناو: هۆرامان لە نێوان وەهمی دەنگۆ و سەرچاوە مێژووییەکاندا - نە رەدیان دەکەمەوە و نە ئەیشڵێم ئەمە «دەستگیرەیەکە بۆ خۆ دەرخستن و خۆ قوتکردنەوە یان هەڕەمەکی و ناسوودمەند» بوونیان. خاوەن باسەکانیش بە ساویلکەیی و ناشارەزا و گەمژەبوون تۆمەتبار ناکەم، بەڵکوو ئەو باسانە پێش لەم وتارەدا نووسراون، بە وتارەکەی کاک رەوفیشەوە، بە پێگەیەکی بناغەدار دەزانم بۆ ئەم باسانە کە لەمەولا دەنووسرێن و رێز و حورمەتیشم هەیە بۆ هەوڵەکانیان هەر هیچ نەبێ بوونەتە هۆی ورووژاندنی باسەکانی ئێمە و تەنانەت باسەکانی تریش کە لە داهاتوودا دێنە راڤەکرن، رەنگە ئەوان پشت بە بەڵگەی توکمەتر و جیدی تر ببەستن و باسەکە لەمەزیادتر قەڵەوتر و بە پێزتر بکەن دیارە ئەمەیە یاسای رەوای لۆژیکی لیکۆڵینەوەو راڤەکاری.
ئێستا بە تێپەڕاندنی ئەم باسە مێژووییە و بەڵگاندنی سەرچاوەکان، دەڕۆینە سەروەختی دەستەواژەی هۆرامان. 1 - «ئۆرۆمۆن» لە دەقەکەی سەیدیدا - و بەراوردکارییەکەی و پاشان دەرخستنی واتای راستەکی پاژەکانی پێکهاتەی ئەم دەستە واژە لەسەر لۆژێکی مێژوو و بەسەرهاتی ئەو واژە و دەستەواژانە کە بە بەڵگە لەم وتارەدا سەلمێندرا و زۆربەی ئەو واژانەش لەسەر ئەو پەیوەستە سیاسییە دانراوە کە ئاشوورییەکان پێڕەویان کردووە و لەلای من، ئەمانە، بەڵگاندن و پاڵپشتن بۆ ئەم وتارە.
سەیدی واژەی هۆرامانی بە شێوەی کۆن «ئۆرۆمۆن» بە کار هێناوە لە چامەکەیدا:
ئەز (ئۆرۆمۆن) مەکانم بێ وڵاتم
سەر و پیری خوای گێرتەن خەڵاتم … (9)
دیوانی سەیدی، کۆکردنەوەو شیکردنەوەی محەمەد ئەمین کاردۆخی ل، 20، 13
هۆرامان وشەیەکی دێرین و مێژوویەکی کۆنی لە دوتۆی مەدلوولەکەیدا هەیە و بێ گومان یەکێکە لە هەرە دەڤەرە کۆنەکانی کۆردستان، کە رەنگە هەوەڵین مەڵبەندی ژیان و ژیاری شارستانیەتی رۆژهەڵاتی ناڤین و مەڵبەندی فەرمانڕەوایی مادەکان، باوەگەورە و وەجاخی نەتەوەی کورد بێتن. بەڵام لەوا کە تان و پۆی زمانەوانی دەستەواژەی «ئۆرۆمۆن» و مەدلوولە قامووسییەکەی، شاری مادەکان بێ و سەیدیش بە زانیارییەوە بە ساقی تۆماری کردبێ، (کاکڵەی باسەکەی کاک رەوف) بێگومان بە پێی ئەو فاکتە مێژوویانە و ئەو سیاسەتە پاکتاوکردنە و پەیلوای من ناڕاستە، ڕەنگە هەڵێنجاندنێک بێ لە چەشنی بەکاربردنی شاعێر سەیدی، بۆ ئارکائیزەکردنی وشەکان، یان چەشنی خوێندنەوەی خوێنەر بێ و دەرکی مانای ئاوەژوو.
ئەگەر سەرنج بدەینە دیوانەکەی سەیدی و زۆرتر شێوازناسانە، بە سەر چامەکانی ئەم شاعێرە رۆ بچین، بۆمان دەردەکەوێ کە:
1 - پلاتفۆڕمی دیوانەکەی سەیدی لە سەر سێ جۆر کێش چێکراوە:
الف: عْەرووزی ب: هێجایی (بڕگەیی) ج: فەهلەوی کۆن (ئورامن):
لێرەدا باس لە بڕگەی (الف و بێ) ناکەم تەنیا لە سەر بڕگەی (ج) دەدوم کە پەیوەستە بەم باسەوە. ئورامن (فەهلەویاتی کۆن) هەڵقەی ناڤینی ئەوسا و ئێستای شێعر و مۆسیقای گۆران دەژمێررێ. ئەگەر سەرەتای سەرهەڵدانی پرۆسەی شێعر و مۆسیقای کوردی (بە تایبەت سیاوچەمانە) بە گاساکان و یەسنای ئەوێستای بزانین، ئەوا «ئورامن» یان فەهلەویات (پەهلەویات) دەبێتە کۆڵەکەی ناڤینی ئەم بزاڤە لە چەن سەدە پێش و پاش ئیسلامدا بۆ ئەم بزاڤە مۆسیقاییە ئەدەبییە کە لەم سەردەمەدا بەو چەشنە ئوسلووبانەوە لە باکوور و باشوور و رۆژهەڵاتدا، کە پێشتر باسمان لێوە کردن، وێنایان دەکەین. «ئورامن چەشنێک وتنەوە و گۆرانییەک بووە تایبەت بە پارسەکان کە شێعرەکانیش لەسەر ئوسلووبی بڕگەیی پەهلەوی بووە. ئورامن کۆنتر لە زانستی کێشناسی عەرووز بوون کە پاش ئیسلام زانا عەرووزییەکان بۆ ئەوەی پاساوی شێعری عەرووزی بۆ بدەنەوە کێشی تەفعیلەی «مفاعیلین» (بەحری هەزەج) یان بۆ پێوانە کرد. چوون ئەم چەشنە شێعرە لەسەر پێکهاتەی فۆلکلۆر و فەرهەنگی دەمگۆی (شەفاهی) ی جەماوەر وتراوەتەوە، لەگەڵ ئەو دیاردەدا نەگونجاوە. بۆیە وتوویانە «مەلحوون.» زۆرتر مەرجی پێویست بۆ خوێندنەوەی ئەم ئوسلووبە «تەکیە و خێرایی نەغمەکان و کرکەی بڕگەکانە (حەنجەرەی بێگەرد) کە تایبەتمەندییەکی شێعری رەسەنی هۆرامیشە. هەر ئەم پڕنسیپە، دەرخەری ئەم دۆزەتە کە بایەخی شێعری هۆرامی لەوەدایە تا نەخوێندرێتەوە، توخمە نادیار و بزاوتوەکانی وەک زەخیرەی زمانی کە لە دووتۆی زمانەکەدایە پێناسە ناکرێن. رەنگە یەکێک لە هۆکارەسەرەکیەکانی نەبوونی دەقی نویسار لە شێعری هۆرامیدا، ئەم خاڵە بووبێ، کە ئەم شێوەگەلە وتمان بەهۆی دیاردەی «دەنگ تەوەری تەکیە و خێرایی کرکەوە» لەم زمانەدا، دەبێ جەخت لەسەر لەحن و ئاوازی دەمگۆ بکرێ تا توانستی توخمەزمانیەکان وێنا بکرێ. ئاخێوەران و پێشینیانیش ئەو ئەمڕازەی کەدەبوا کرکەکانیان تۆمار بکردباێی نەیانبووە. (وەک نۆت لە ئامێرەمۆسیقاییەکاندا). هەر هەوڵێکیش بۆ تۆمارکردن و کۆکردنەوەی دەقی نویسار بکردرابا ئەوا دەبوو بە چەواشەکاری و ئاڵۆزکاری ئەو هاماوە دەنگانە. چوونکای دەقی نویسار تەنیا توانستی دەرخستنی پاژێک لەو پتانسیەلەدەرنەکەوتوەی هەیە و ئەوانیتر خۆبەخۆ فڕێ دەدرێن، بێ ئەوەی بیسەر هەستیان پێبکات. (10). سەیدی لە دیوانەکەیدا، دەستی بردوە بۆ هەندێ توخمی زمانی کۆن و ئارکائیزەکردنیان (بە کۆن کردن) و لە زۆربەی واژەکانیدا بەجێی بزوێن درێژی (ا، a)، (ۆ، o) ی نە تەنیا لە واژەی ئۆرۆمۆندا، بەڵکوو لە زۆربەی چامە کۆنەکانیدا ئەم ئەدگارە زمانیە دەبینرێ ئەویش تەنیا و تەنیا لەژێر کاردانەوەی ریتمی ئورامنە. ئەم ئەدگارە، بووەتە چەشنێک لە فۆڕماسیۆنی شیعری ئەم شاعیرە، نەک دەستی کەوتبێتن یان هی خۆی نەبێتن.
2 - گرێدانی ئۆرۆمۆن بە «ئۆرمۆن» پاشان داتاشینی مەدلوولی شاری ئۆمۆن و مادەکان، پاساوێکی لۆژیکی لە بواری شێوازناسی و هەمیش شێتەڵکاری زمانەوانیدا بۆ نادۆزرێتەوە. بەسەرهاتی مێژوویش لەوا کە هۆرامان شارێکی دێرینەی مادەکان بووە، رەت ناکرێتەوە، تەنیاوتەنیا مەبەست لێرەدا، باری زمانەوانی دەستەواژەکەیە و نە هیچی تر.
3 - نموونەی ئەم واژانە کە لە دیوانەکەیدا زۆرن، بۆ دڵنیایی خوێنەر، لێرەدا نموونەکەیان و لاپەڕەکەیان دیاری دەکرێتن:
ئۆرۆمۆن بەجێی (ئورامان، ل13)، بارۆم (بارام، ل13)، دیڤۆنە (دیڤانە، ل23)، پەرڤۆنە (پەرڤانە، ل23)، جۆڤۆنیم (جوانیم، 51)، مەزۆن (نازانم، 51)، پۆزێم (پانزەییم، 51)، ژمۆرێ (ژماردم، 51)، زۆمیۆ (زامێ، ل25)، گیۆن (گیان، ل25)، ریۆن (ریان)، مۆنگ (مانگ) و… لەم شێعرانەی خوارەوە:
- ئەز (ئۆرۆمۆن) مەکانم بێ وڵاتم
سەروپیری خوای گێرتەن خەڵاتم
- نیشاتۆ کاکە (بارۆمی) خجڵنۆ
خەمێش بەرگم پەژارەش بۆ خەڵاتم
- نەک تو پەرێش (دیڤۆنە) بێ، هەکڵێت برە، بێگانە بی
تە پەی شەمەی (پەرڤۆنە) بی، پی تە نە داسۆتارەبە
- ئاڤۆردەنم (زۆمیۆ) نیۆن مێشەم دەروون کزێم (گیۆن)
یاران کجا مرهم کنم زخم نهان المستغاپ
(جۆڤۆنیم) شڕ، (مەزۆن) لاوکیِ بەروو داد
خلل اندر اساس عمر افتاد
- چوار (پۆزێم ژمۆرێ) ساڵۆ ئەمریم
گهی با شادی و گاهی بە ناشاد
4 - مادام سیاسەتی ئاشوورییەکان بە پێی فاکتە مێژووییەکان، سیاسەتی سڕینەوە بووبێ ئیتر (ئور) ی ئاشووری و (ئۆمۆنی) مادی چۆن ئەیانکرێ؟ لە حاڵێکدا کە چواردەورەکەی بە وشەی ئاشووری و نامێدی (تەتە و بڵ و ئەرارا و ئیجیجی و هەسوون) تەنرا بێ؟ ! ئەمە دوورە لە مەنتیقی رەوتی مێژوویی و باری زمانەوانی واژەکە و دەڤەرەکە و تەنگەتاو و گوشاری سیاسەتی شاڵاوگەری و فرێدانی ئاشوورییەکان!.
5 - ئۆرۆمۆن: ئۆر+ ۆ + مۆن بە جێی ئۆر+ ا + مان – ئورا + مان – بۆ ئاسانی خوێندنەوە بووەتە: ئورامان. هەروەها کە لە سروودی خەزاندا، ئەم باسمە کردوە (ئور) م بە وشەیەکی ئاشووری بە مانای (شار) زانیوە و (مان) یش پاشگری ناو شوێن، ئێستایش بە پێی ئەم بەڵگە مێژووییە کە دەخرێتە بەر دیدەی خوێنەر، دەڵێم (ئور) بە مانای حکوومەت و بنەماڵە و پادشایش بووە.
«ئور دەگەڕێتەوە بۆ سەردەمی پاشایانی بنەماڵەی سێیەمی ئور (2112 - 2004 پ. ز) کە بنەماڵەیەکی فەرمانڕەوای سومەڕی بووە پایتەختەکەی شاری ئور (ur) یان (ئورا) بووە کە ئێستا نزیک بەشاری ناڤرتە لە باشووری عێراقدایە. لە کۆی پێنج پاشای ئەم بنەماڵەیە سێیان هەموو لەشکەرکێشییەکانیان بۆ سەر ناوچەکانی کوردستانی کۆن بووە کەم نەبێت بۆ سەرعیلام و بیابانی رۆژئاوا.» (11)
هەروەها «ئور (زانا) فەرمانڕەوای موساسیربووە لەم سەردەمەدا کە لە ناوچەی و دەورووبەری رەواندز - شنۆ ئیستا بووە. (12)
یان د. مێهردادی بەهار لە بارەی کۆنترین نیشانەی نەورۆز پێیوایە: کۆنترین نیشانەیێک کە لە رۆژاوای ئاسیا لە پێکهاتەی جەژنی نەورۆز بە جێماوە، دەگەڕێتەوە بۆ هەوەڵین بنەماڵەی پاشایەتی (ئور)؛ کە لەم جەژنەدا لە رێوڕەسمێکدا هاوسەرێتی نێوان خواژنی ئاو (بڵ) - تاڤگەیێکی مێژوویی، ئوستوورەی لە هۆرامان)) - و خوای باروەری و رسکان پیرۆز دەکرا … ئەم مەراسیمە لە هەزارەی سێهەمی پێش لە مەسێح هاتۆتە ئەنجام و کاهێنەی مەعبەد لە جێی خواژنی ئاو و پاشایش لە جێی خوای رسکان و باروەری (دوموزی) روڵیان بینیوە. ئەم جەژنە لە ئەساسدا بە بۆنەی سەرکەوتنی (ائا، ئەدای هۆرامی) یان (انکی) سامان بەخشی جیهان و پارێزەری یاسا و خوای ئاوەز و باشترین هاریکاری مرۆڤ و چارەنووس ساز بە سەر (ئەپسۆ یان ئەپوەشە) دا بووە. لێرەدا مەبەست فاکتیزە کردنی واژەی (ئور) لە ئورامان و تاڤگەی مێژووی بڵ لە هۆراماندایە بۆ مەدلوول مێژووی - ئەفسانەیی ئورامان.
بڕواننە سەرچاوەی: د. مێهرداد بەهار، جستاری چند در فرهنگ ایران باستان،
انتشارات فکر روز، ێ217
لێرەدایە کە ئەو راستییە دەردەکەوێ، کە ئور نە تەنیا بەمانای شارە، بەڵکوو بە بەڵگەی مێژووی روونکرایەوە؛ بە مانای حکوومەت و فەرمانرەوایش هەیە.
(مان) یش کە بە پێی بەڵگەی خوارەوە دەرئەخەین، پاشگری واتاداری (ناو) شۆنە و بەمانای یاگە و یانە و خانە و جێگە و نیشتنگەیە. پێکهاتەی هەردوو پاژەکە (ئۆرۆمۆن یا ئورامان)، لێکدراوەی خستنەسەری جێگۆڕکێیە (ترکیب اچافی مقلوب) وەک: گوڵاو= ئاوی گوڵ، شەتاو= ئاوی شەت، رەزاو، کتێبخانە= خانەی کتێب، کاروانسەرا= سەرای کاروان. ئورامان: یانێ ئورشوێن، شوێنی ئور، ئوریانە=یانەی ئورەکان یان ئورجێگا=جێگای ئور، نیشتنگەی ئور و تەختی ئور، ئێستایش بە گوندی هۆرامان دەڵێن هۆرامانی تەخت. تەختیش فاکتێکە بۆ فەرمانڕەوایی و دەسەڵاتی حکوومی لە هۆراماندا. نموونە بۆ دەستە واژەی هۆر، هۆرا + مان: نیشتمان، باتمان و… ئەم توخمە رێی تێدەچێ ئەمیش بە ڕەچەڵەک نامێدی بێ و پاشان وەک باقی وشەکانیتر، دزەی کردبێتە ناو زمانە ئارییەکان. ئەگەری، مانای ئور بە شاری مادەکان، کەی رێی تێدەچێ؟ ئەو کاتەی ئەم مانا بۆ پێش لە سیاسەتی ئاشوورییەکان و پێش لە کێوماڵیەکانیان بۆ هۆرامان و کوردستان بگەڕێنینەوە، رەنگە بە کوردستان بە عام وترابێ شار یان (وڵات) ی مادەکان، وەک ناوێکی گشتی، وەک: (ئێرانشەهر) بۆ تەواوی ئێران. بەڵام ئەمە تایبەت بە هۆرامان نییە. با هۆرامان خاوەن مێژوویەکی درێژ خایەن بووبێ و بەڵام بەشێکە لە وڵاتی مادی بچووک لە (کوردستان)، مێژوو پێمان دەڵێ «سەرزەمینێکی پان و پۆڕ کە ئێستا بریتیە لە ئازەربایجان، هەمەدان، کرمانشاهان، (کردستان) و قەزوێن و تاران و سپاهان و.. مادەکان لەم ناوچەدا جێ نیشتە بوون هەمەدان و دەڤەرەکانی دەوروبەری ناسراوە بە مادی گەورە و ئازەربایجان (ئاتۆرپاتگان، ئازەری کۆن نە تورکەکانی ئێستا کە نیشتەجێی ئەم دەڤەرەن) و (کوردستان) و… دەوربەری ناسراوە بە مادی بچووک.» (13)
با روبکەینە لای (مان) بزانین مانای چیە:
لە فارسی کۆندا بە شێوەی مانیا mania)) هاتووە یانێ یانە، خانوو، سەرای
لە ئەوێستادا بە شێوەی نمانا (nmana) تۆمار کراوە یانێ: خانە، خانوو، یانە
لە پەهلەویدا بە شێوەی مان (man) هاتوە کە رێسای گۆڕانکاریدا دەبێتە یان و یانە و خان و خانە
لە فارسی ئەمڕۆدا (خان) ەیە و لەگەڵ یەکیشدا پێرەو دەکرێن، دەڵێن خان و مان لەو قامووسانەدا کە وەک ژێدەر ئاماژەیان پێدەکرێ بە شێوەی خوارەوە چاوگی (مان) تۆمار کراوە:
1 - مانیشن (manishn) و مانیشت (manisht) یانێ: یانەو مەنزڵ
2 - مانیان و مانیشتن: (دانیشتن و نیشتەجێ بوون) هەرلەم پێوەندییەدا واژەی چاوگی (مانیای، ماندوو، مانایۆ) سۆرانی و هەورامی: شەکەت بوون و ماننەوە و نیشتە جێ بوون، جێ سەرنجە.
لە قامووسەکاندا نموونەیان هێناوە: اورامان و نموونەکانی تر: نیشتمان، باتمان برزمان، فریمان، شلمان، کلمان، بیلمان و (کاغیزمان، ئادیەمان، تەکمان و… لەکوردستانی باکوور) و… (14)


ادامه مطلب

طبقه بندی: فرهنگی و هنری، ادبیات/شعر، تاریخ، جفرافیا، عادڵ محه‌مه‌دپوور،
برچسب ها:هورامان-هورامان هانه به رچه م- کتابخانه هه ورامان- یانه ۆ کتێبۆ هه ۆرامانی-هه ورامان -هۆرامان-دزآور(زاوه ر)،لهون- نوسود-هورامان تخت- ژاورود- پاوه-نودشه- رێژاو(ریجاب)-کندوله-ته وێڵه-بیاره- شارۆ هورامانی- مریوان- سروآباد- کرمانشاه- کردستان- دالانی-ایلام-کامیاران-روانسر-جوانرود-اورامانات-چهارقلعه عبدالملکی –زاغمرز-هورامی های شمال ایران،دزلی،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 شهریور 1391 توسط همایون محمدنژاد
.: Weblog Themes By Abdollah Habibi :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2