نقدی بر کتاب پاوه زیر خاکستر تاریخ نوشته آقای اسکندر مرادی:آقای ابراهیم شمس

هۆرامان هانه‌به‌رچه‌م

 به نام خدا

نقد برای کسب تجربه و برای بهتر شدن و بالا رفتن کیفیت کار نویسنده لازم است. منتقد به پزشک می ماند که جویای عیب وعلت بیمار خویش است . بنابه فرمایش استاد زرین کوب فایده نقد در دو چیز است : اول تهذیب ذوق عامه و دوم تربیت فکر نویسنده . و شیخ اجل می فرماید : متکلم را تا کسی عیب نگیرد، سخنش صلاح نپذیرد.[سعدی: گلستان، باب هشتم]

من معتقدم که نقد باید در جهت رفع اشکال نویسنده باشد و اما اگر نویسنده نقد ناپذیر باشد چاره ای نیست تا این نقد در فضای باز ودر ملاء عام صورت گیرد تا دیگران نیز قضاوت کنند.

این چند نکته که بیان کردم مقدمه ای بود تا وارد بحث اصلی یعنی نقد کتابی که به تازگی چاپ شده است شوم. در یکی از روزهای نوروز  آقای اسکندر مرادی به نمایشگاه کتاب هورامان مراجعه نمود و ضمن معرفی خود چند جلد کتاب تازه چاپ شده اش را به نام « پاوه زیر خاکستر تاریخ » برای فروش گذاشت. بنده با توجه به اینکه رشته تحصیلی ام تاریخ بوده و سالها نیز در مورد تاریخ هورامان نوشته ام ، بسیار علاقمند شدم و خوشحال از اینکه بالاخره برای اولین بار یک نفر  بدون واهمه تاریخ پاوه را نگاشت و راه را برای بقیه هموار ساخت.

اما با دیدن عنوان کتاب جا خوردم چرا که با واژه بسیار نامانوسی مواجه گردیدم : « پاوه زیر خاکستر تاریخ » کتاب را خواندم و بر آن شدم تا نقدی بر آن بنویسم .


ادامه مطلب

طبقه بندی: فرهنگی و هنری، اجتماعی، تاریخ، جفرافیا، ئێبراهیم شه‌مس، ئه‌سکه‌نده‌ر مۆرادی،
برچسب ها:هورامان هه‌ورامان‌هانه‌به‌رچه‌م-کتابخانه‌هه‌ورامان؛یانه‌وکتێبووهۆ‌رامانی-هه‌ورامان-هۆرامان-اورامان اورامانات-دزآور(زاوه‌ر)-لهون-نوسود-هورامان تخت ژاورود-پاوه-نودشه(نۆتشه)-رێژاو(ریجاب)-کندوله-ته‌وێڵه(طویله)-بیاره-ساور-نودیجه-حلبچه(هه‌له‌بجه)-خۆرماڵ مریوان-سروآباد-کرمانشاه-کردستان-دالانی-ایلام-کامیاران-روانسر-جوانرود-چهارقلعه‌عبدالملکی(زاغمرز-زینوند-حسین‌آباد-امیرآباد) هورامی های شمال ایران)-عکس-شبک(شه‌به‌ک)-سنجار- کاکه‌یی-یارسان-ساور-نودیجه-زازا-زازاکی)-قلعه قروه-چورژی-هانه‌به‌رچه‌م-هۆمایون محه‌مه‌دنژاد،سه‌فه‌ره‌کێ گالیوێری،همایون محمدنژاد،سفرهای گالیوربه هورامی،شرکان،ئێبراهیم شه‌مس،نقدی بر کتاب پاوه زیر خاکستر تاریخ نوشته آقای اسکندر مرادی،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 توسط همایون محمدنژاد

هفته نامه سیروان:"سه‌فه‌ری گالیور بــۆ‌هـه‌ورامـان"رامنتشرکرد



سه‌فه‌ری گالیور بــۆ‌هـه‌ورامـان


سیروان: سه‌فه‌ركانی گالیور له‌‌به‌رهه‌مه‌كانی نووسه‌ری به‌‌ناو بانگی ئیرله‌ندی »جاناتان سویفت« وه‌رگێڕدڕایه‌‌سه‌ر زمانی هه‌ورامی.
»هومایون محه‌ممه‌دنژاد« وه‌رگێڕانی ئه‌م به‌رهه‌مه‌ له‌‌وتووێژ له‌گه‌ڵ سیروان دا گوتی: سه‌فه‌ره‌كانی گالیور له‌زمانی فارسییه‌وه‌‌وه‌رگێڕدراوه‌ته‌وه‌‌و له‌‌لایه‌ن ئینتشاراتی »ئه‌وین«ی مه‌ریوانه‌وه‌ له‌ چاپ دراوه‌.
ئه‌و به‌‌ئاماژه‌ به‌وه‌ی كه‌‌ئه‌م كتێبه‌‌له‌‌ماوه‌ی یه‌ك ساڵدا وه‌رگێڕدراوه‌ته‌وه‌ و له‌‌20 لاپه‌ڕه‌‌ پێكهاتوه‌ زیادی كرد: ئه‌م به‌رهه‌مه‌ خۆی له‌‌چوار به‌ش پێكهاتووه‌ و ئه‌مه‌ به‌شی یه‌كه‌می ئه‌م كتێبه‌یه‌‌و له‌‌داهاتوویه‌كی نزیكدا ئه‌و سێ به‌شه‌كه‌ی‌تری له‌ چاپ ئه‌درێ.
محه‌ممه‌دنژاد زیادی كرد: سه‌فه‌ره‌كانی گالیور شاكاری دونیای ئه‌ده‌بیاتی منداڵانه‌ و له‌‌وه‌رگێڕانی دا هه‌وڵم داوه‌ له‌زمانێكی پاڕاو رێك و پێك سوود وه‌رگرم تا كوو هه‌موو منداڵانی ناوچه‌‌كوردنشینه‌كان بتوانن چێژی لێ ببه‌ن.
ئه‌و هه‌روه‌ها ئاماژه‌ی به‌وه‌دا كه‌‌له‌‌ئێستا دا هه‌شت كتێبم له‌ بواری ئه‌ده‌بیاتی منداڵان و گه‌وره‌ ساڵاندا ئاماده‌ ی چاپه‌ و هه‌روه‌ها دوو به‌یتیه‌كانی بابا تاهێری هه‌مه‌دانیم كردوه‌ به‌هه‌ورامی.
»سه‌فه‌ره‌كانی گالیور« له‌‌ئه‌ژماری هه‌زار دانه‌‌و به‌‌نرخی سێ هه‌زار تمه‌ن له‌‌كتێب فرۆشیه‌كاندا كه‌وتوه‌ته‌‌به‌ر ده‌ستی خوێنه‌ران ولایه‌نگرانی ئه‌ده‌بیاتی كوردی.

منبع:
هفته نامه سیروان







طبقه بندی: فرهنگی و هنری، ادبیات/شعر، اجتماعی، تاریخ، جفرافیا، آموزشی، اخبار، ده‌گاو زاوه‌ری/روستای دز‌آور، تبریکات، سه‌فه‌ره‌کێ گالیوێری، هومایون موحەممەدنژاد،
برچسب ها:هورامان هه‌ورامان‌هانه‌به‌رچه‌م-کتابخانه‌هه‌ورامان؛یانه‌وکتێبووهۆ‌رامانی-هه‌ورامان-هۆرامان-اورامان اورامانات-دزآور(زاوه‌ر)-لهون-نوسود-هورامان تخت ژاورود-پاوه-نودشه(نۆتشه)-رێژاو(ریجاب)-کندوله-ته‌وێڵه(طویله)-بیاره-ساور-نودیجه-حلبچه(هه‌له‌بجه)-خۆرماڵ مریوان-سروآباد-کرمانشاه-کردستان-دالانی-ایلام-کامیاران-روانسر-جوانرود-چهارقلعه‌عبدالملکی(زاغمرز-زینوند-حسین‌آباد-امیرآباد) هورامی های شمال ایران)-عکس-شبک(شه‌به‌ک)-سنجار- کاکه‌یی-یارسان-ساور-نودیجه-زازا-زازاکی)-قلعه قروه-چورژی-هانه‌به‌رچه‌م-هۆمایون محه‌مه‌دنژاد،سه‌فه‌ره‌کێ گالیوێری،همایون محمدنژاد،سفرهای گالیوربه هورامی،وبلاگ هورامان هانه‌به‌رچه‌م رتبه دوم وبلاگ نویسی مناطق کردنشین رابه دست آورد،هفته نامه سیروان،سه‌فه‌ری گالیور بــۆ‌هـه‌ورامـان،
دنبالک ها: هفته نامه سیروان، روزنامه امتیاز، خبرگزاری ایرنا، اداره کل فرهنگ وارشاداسلامی کردستان، خبرگزاری کردپرس، خبرگزاری ایسنا، روزنامه ابرار، صداوسیمای استان کردستان،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 25 اردیبهشت 1393 توسط همایون محمدنژاد
 هورامان هانه‌به‌رچه‌م

انتخاب مقاله آقای مظهرادوای در همایش ایران،جنگ جهانی اول  و خلیج‌فارس

همایش ایران،جنگ جهانی اول  و خلیج‌فارس روز چهارشنبه 1393/2/17به همت انجمن پژوهشگران تاریخ در تالار آرشیو ملی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.

در این همایش یک روزه، کارشناسان و صاحب نظران به بیان دیدگاه‌های خود درباره ایران،جنگ جهانی اول و خلیج‌فارس پرداختند. دراین همایش که بیش از100مقاله ارائه شده بود؛نویسندگان 6 مقاله‌ی برتر به ارائه مقالات خود پرداختند که از جمله‌ی این مقالات، مقاله‌ای تحت عنوان جنگ‌ جهانی اول، تبعات و پیامد‌های آن در هورامان(با تکیه بر دو نسخه‌ی خطی منظوم به زبان هورامی) بود که از سوی مظهر ادوای ارائه شد.  

جنگ جهانی اول در ایران

جنگ‌ جهانی اول، تبعات و پیامد‌های آن در هورامان

هورامان ناحیه‌ای است که در غرب استان‌های کردستان و کرمانشاه واقع شده است با آغاز جنگ جهانی اول (1914 ـ 1918م) عشایر و خوانین این ناحیه نیز مانند دیگر نواحی ایران درگیر جنگ شدند. شروع جنگ بر فشار خارجی در ایران افزود. واکنش اولیۀ دولت مرکزی ایران به شروع جنگ، اعلام بی‌طرفی بود. اما با عدم رعایت آن از سوی دولت‌های غربی، غرب ایران نیز مانند نواحی دیگر، به یکی از میدان‌های اصلی جنگ تبدیل شد. قزاق‌های روسی به سرکردگی مامانوف، پس از شکست اولیه در حوالی کردستان، قوای عثمانی را وادار به عقب‌نشینی به سوی هورامان کردند. ورود قوای عثمانی به روستای رزاب و واسطه قرار دادن شیوخ نقشبندی هورامان از سوی فرماندهان عثمانی، منجر به انعقاد پیمانی میان سرکردگان قوای عثمانی و عشایر و خوانین هورامان شد. در این میان تصمیم روس‌ها برای رسیدن به پنجوین عراق با گذشتن از مریوان، باعث تقابل قوای روس‌ و تفنگچی‌های هورامان شد. از طرفی حضور نیروهای روسی در هورامان منجر به قتل و غارت و قحطی فراگیری در این ناحیه شد. در این مقاله سعی می‌شود با تکیه بر دو نسخۀ خطی منظومِ به جا مانده از ملا شریف بیسارانی، شاعر هورامی زبان، به تبعات و پیامدهای جنگ جهانی اول در ناحیه هورامان پرداخته شود.

هورامان نام ناحیه‌ایست که در غرب استان‌های کردستان و کرمانشاه واقع شده است. این ناحیه به چهار بخش تقسیم رزاب، لهون، تخت و شامیان تقسیم می‌شوند. این چهار بخش به ترتیب در شرق، غرب، مرکز و شمال هورامان قرار گفته‌اند. در دورۀ بعد از اسلام هورامان تخت تا پایان دورۀ صفویان مرکز حکومت حاکمان هورامان بود‌ه‌ است که از سال 393ق/ 1002م در این ناحیه به قدرت رسیدند. در دورۀ صفویان هورامان تیول و الکای شه صفوی بوده و والی کردستان حق دخالت در این ناحیه را نداشته است. اما با سقوط صفویان هورامان لهون و تخت از هم جدا شدند. در دورۀ قاجار هورامان تخت و لهون دو بلوک از بلوکات هیجدهگانۀ کردستان را تشکیل می‌دادند. شامیان همواره زیر سلطۀ حاکم هورامان تخت بود. و رزاب هم به عنوان نزدیک‌ترین بخش هورامان به کردستان یکی از بلوکات اردلان‌ها را تشکیل می‌داد که جدای از دیگر نواحی هورامان اداره می‌شد.

با این که هورامان از لحاظ تقسیمات اداری و سیاسی جزء حکومت اردلان‌های کردستان بود. اما منابع تاریخ‌نگاری محلی کردستان هم تأیید کرده‌اند که حاکمان این ناحیه حاضر به اطلاعت از والیان اردلان نبودند. در دورۀ ناصرالدین‌شاه، حسن سلطان حاکم هورامان تخت و محمد سعید سلطان حاکم هورامان لهون چندین بار بر ضد والیان اردلان شورش کردند. شورشی که سرانجام در سال 1286ق/ 1869م تنها با درخواست فرهاد میرزا والی کردستان از نیروهای مرکز شکست خورد.

با قتل ناصرالدین‌شاه در سال 1313ق/ 1896م، غارت و چپاولگری بسیاری از ولایات را فرا گرفت. هورامان تخت در این دوره همواره از سوی حاکم کردستان به حاکم مریوان سپرده می‌شد، اما هورامان تخت عملاً تا پایان سلسلۀ قاجار از سوی طوایف (حسن سلطانی، مصطفی سلطانی و بهرام بیگی) و هورامان لهون توسط نوادگان محمد سعید سلطان اداره می‌شد.

دربارۀ پیشینۀ تحقیق مزبور باید گفت: در این زمینه پژوهشی صورت نگرفته است و منابع تاریخی هم در این باره مطلبی ارائه نمی‌دهند. در نتیجه در این پژوهش سعی شده است با تکیه بر دو منظومۀ دست‌نویس1 به جا مانده از ملا شریف بیسارانی و بررسی و تحلیل آن‌ها، اول با تکیه بر نسخۀ جنگ (75 بیت) به جنگ تفنگچی‌های هورامان با قوای روس پرداخته شود و سپس با تکیه بر نسخۀ قحطی (31 بیت) به قحطی و غارتگری‌های پس از جنگ در هورامان پرداخته شود.

اوضاع هورامان پیش از جنگ جهانی اول

در سال 1314ق/ 1897م با به قدرت رسیدن مظفرالدین شاه، ابوالفتح میرزا سالارالدوله فرزند شاه به حکومت کردستان منصوب شد. وی حاج‌ فتح‌الملک حاکم هورامان و مریوان را در مقامش ابقا کرد. از زمان سرکوب شورش هورامان در سال 1286ق/ 1869م بخش‌های مختلف هورامان غیر از هورامان لهون توسط سه طایفۀ حسن سلطانی، مصطفی سلطانی و بهرام بیگی اداره می‌شد.2 در همین دوره با قتل یکی از سادات روستای سروآباد توسط احمد‌خان فرزند عزیز‌خان از خان‌های بهرام بیگی، وارثان مقتول دادخواهی خود را به نزد سالار‌الدوله بردند. عباسقلی سلطان سرکردۀ طایفۀ مصطفی سلطانی قاتلین را به فراشان سالار‌الدوله تحویل داد، اما محمود خان دزلی بردار احمد‌خان آن‌ها را از دست فراشان نجات داد. در پی این حاج فتح‌الملک و افواج کردستان و تفنگچی‌های سقز و بانه مأمور سرکوبی پسران عزیز سلطان شدند اما با عزل سالار‌الدوله و جایگزینی جلال‌الدوله به جای وی، مأموران اعزام شدده به هورامان بازگشتند (هورامی، 1386: 608 - 609).

در همین دوره در هورامان لهون جعفر سلطان از فرزندان محمد سعید سلطان (رهبر لهونی‌ها در شورش هورامان) حکومت می‌کرد. اختلاف مجید بیگ پسر برزو بیگ و نوۀ حسن سلطان از طایفۀ حسن سلطانی با لهونی‌ها باعث درگیری داخلی بین نواحی مختلف هورامان شد. در مقابل هورامان لهون، محمود‌خان دزلی سرکردۀ بهرام‌ بیگی‌ها، عباسقلی سلطان سرکردۀ مصطفی سلطانی‌ها و برخی از طوایف مریوان هم به جانبداری از طایفۀ حسن سلطانی پرداختند. در اولین برخورد قوای لهون به سوی نوسود مقر جعفر سلطان عقب‌نشینی کرد. برخی اقدامات محمود‌خان دزلی باعث کنار رفتن قوای مصطفی‌سلطانی‌ها شد. این امر دلیل حملۀ جعفر سلطان به سوی هانه‌گرمله شد که توسط قوای هورامان تخت تصرف شده بود. در نتیجۀ جنگی که روی داد 70 نفر کشته شدند (همان: 613 - 614).

از دیگر وقایع این دوره می‌توان به درگیری‌‌های مکرر قوای لهون با عثمانی‌ها اشاره کرد. پادگان‌های ترک در روستای تویله با مساعدت دولت ایران به سوی لهون حمله‌ور شده و عدۀ زیادی از لهونی‌ها به سوی هورامان تخت عقب نشستند. اما اندکی بعد با اشغال بغداد توسط قوای انگلیس، عثمانی‌ها هورامان لهون را تخلیه کردند. در نتیجه لهونی‌ها آن‌ها را تا حلبجه تعقیب کردند. این امر باعث احترام جعفر سلطان از سوی مقامات انگلیسی شد (همان: 615 - 616).

از وقایع مهم دیگر این دوره که خوانین هورامان را هم درگیر کرد، می‌توان از شورش سالار‌الدوله حاکم سابق کردستان یاد کرد. سالار‌الدوله همواره در دورۀ حکومتش در نواحی مختلف از جمله در کردستان به دنبال گرفتن ولیعهدی از برادرش محمد علی میرزا بود. در نتیجه وی از کردستان به سوی تهران حرکت کرد تا به هدف خود جامۀ عمل بپوشاند، ولی از قشون دولتی شکست خورد و دستگیر شد (عنایت، 1383 : 85 - 86). مظفرالدین‌شاه مدت کوتاهی پس از امضای فرمان مشروطیت در 24 ذی‌القعده 1324ق/ نوامبر 1906م درگذشت و ولیعهد محمد علی میرزا از آذربایجان به تهران آمد و به تخت سلطنت نشست. او از همان روزهای آغاز سلطنت خود کینه و بی‌احترامی خود را به مشروطه‌خواهان با دعوت نکردن از نمایندگان مجلس در جشن تاجگذاریش نشان داد. و روز به روز به طرُق مختلف با مجلسیان و مشروطه خواهان کشمکش داشت تا این که سرانجام پس از دو سال جدال با مشروطه خواهان در 23جمادی‌الاول 1326ق/ ژوئن 1908ممجلس شورای ملی را به توپ بست و به قتل‌عام نمایندگان مجلس و مشروطه خواهان پرداخت (نوایی، 2535 : 66 - 69). مشروطه‌خواهان و آزادی‌خواهان نیز پیش از این چون اعتمادی به محمد علی‌شاه نداشتند برای تقویت خود و ضعیف ساختن دستگاه استبدادی به فکر افتادند از وجود سالار‌الدوله در برابر محمد علی‌شاه استفاده کنند (معتمدی، 1374 : 201).

پس از فتح تهران توسط آزادی‌خواهان با وجود کمک‌های سالار‌الدوله به آن‌ها در زمانی که در زندان و تبعید بود، آزادی‌خواهان پس از خلع محمد علی شاه، پسرش احمد شاه را به جای او نشاندند و عضدالملک را به نیابت سلطنت برگزیدند. این پیش‌درآمد باعث تغییر عقیدۀ سالار‌الدوله شده و هنگامی که برادرش محمد علی شاه مخلوع به تحریک دولت روس اقداماتی برای بازگشت به حکومت انجام داد وی نیز از غرب عازم تهران شد (همان: 87). در ناحیۀ غرب، سالار‌الدوله به ویژه با خوانین لرستان قرابت نسبی داشت و عشایر دیگر چون هورامی‌ها و مریوانی‌ها هم به وی پیوستند (معجزی، 1380 : 430). سالار‌الدوله احتمالاَ به منظور همراه کردن هورامی‌ها در شعبان 1330ه.ق وارد هورامان شد (همان: 516). البته خبر حضور سالار‌الدوله در هورامان در روزنامۀ عین‌السلطنه نیز منعکس شده است (عین‌السلطنه، 1374 : 5/ 3759).

به استثنای قوای هورامان تخت که از همراهی با سالار‌الدوله سر باز زدند، قوایی مرکب از جاف، جعفر سلطانی، مریوانی و سردار رشید اردلانی و طوایف و ایلات سردشت، سقز، مکریان، بانه و چند تن از مشایخ از جمله شیخ علاءالدین برای استمداد سالار‌الدوله تشکیل شد (هورامی، 1386: 616). سالارالدوله پس از تسخیر کرمانشاه و کردستان به همدان آمد و در آن‌جا سواران بختیاری را که برای جلوگیری او آمده بودند شکست داد و از راه قم و ساوه به تهران عزیمت کرد (معجزی، 1380 : 486). سالار‌الدوله در میانۀ راه از حشمت‌الملک سنندجی مشکوک شد و محمود خان کانی سانانی را مأمور خلع او کرد. پس از زد و خورد جزئی و کشته شدن چند نفر از نیروهای حشمت‌الملک، بالاخره حشمت‌الملک دستگیر و به همراه بردارش به سالار‌الدوله تحویل داده شد (هورامی، 1386: 617). دولت مرکزی با زحمت زیاد و هزار سوار مسلح فراهم کرده به سرکردگی یپرم و سردار بهادر به مقابلۀ سالار‌الدوله فرستاد. قوای سالار‌الدوله در فاصلۀ میان قم و نوبران در 90 مایلی جنوب شرق تهران با دادن پانصد نفر تلفات شکست خورد و خود وی به سرحد عراق فرار کرد و در بغداد متواری شد. آن گونه که منابع گزارش کرده‌اند پس از شکست قوای سالار‌الدوله، علی رضا گروسی و جعفر سلطان هورامی به کمک قوای شکست خورده آمده و مانع دستگیری سالار‌الدوله و کشتن و اسیر گرفتن تمام اردو شد (معجزی، 1380 : 486). سالار‌الدوله پس از شکست در سال 1330ه.ق مجدداً به عباسقلی سلطان و خوانین رزاب پناه برد و با وجود وساطت سردار رشید، عبدالکریم بیگ وکیل جوانرود و فتاح سعید ولدبیگی، هورامی‌ها حاضر به کمک به او نشدند. همزمان با آن مردوخ کردستانی امام جمعۀ سنندج نزد عباسقلی سلطان و خوانین رزاب آمد و واقعۀ دستگیری مشیر دیوان را به وسیلۀ بختیاری‌ها در سنندج برای او تعریف کرد. پس از این عباسقلی سلطان در رأس دو هزار تفنگچی به منظور راندن بختیاری‌ها از سنندج و آزاد کردن مشیر دیوان به سوی سنندج حرکت کرد. اما بختیاری‌ها به محض اطلاع از آمدن آنان، شهر را تخلیه و مشیر دیوان را به تهران بردند (هورامی، 1386: 617). 

جنگ جهانی اول و عشایر غرب ایران

با شروع جنگ جهانی اول، روس‌ها، انگلیس‌ها و عثمانی‌ها همگی به عنوان بخشی از استراتژی نظامی خود، سیاست‌هایی را دنبال می‌کردند که هدفشان تحریک یا تشدید دشمنی‌های موجود بین گروه‌های قومی و مذهبی گوناگون در منطقه بود. در مقابل احساسات ضد روسی و ضد انگلیسی، برخی دموکرات‌های ایران، آلمان‌ها را متحدان درخوری تلقی می‌کردند. در نتیجه بریتانیایی‌ها و روس‌ها نسبت به فعالیت دموکرات‌ها به طرفداری از آلمان بدگمان بودند و تصمیم گرفتند بر تعداد نیروهای اشغالگر خود بیفزایند. نمایندگان حزب دموکرات پس از تشکیل کمیتۀ دفاع ملی در قم و پس از آن تشکیل دولت موقت ایران در کرمانشاه، موفق شدند برخی از شهرهای غربی کشور مانند همدان، کردستان، ملایر، تویسرکان، گروس و بروجرد را زیر سیطرۀ قدرت خود در آوردند (اتابکی، 1387: 15).

از طرفی سه ماه پس از آغاز جنگ جهانی اول، امپراتوری عثمانی به تشویق انور پاشا به طرفداری از آلمان وارد جنگ شد. انور پاشا، وزیر جنگ عثمانی، عقیده داشت که عثمانی‌ها با اتحاد با آلمان، روزنۀ امیدی خواهند داشت که جلوی فروپاشی امپراتوریشان را بگیرند و برخی از سرزمین‌های از دست رفته‌شان را پس بگیرند (همان: 51). ترک‌ها نیز به دولت ایران اعلام کردند که انگیزه یا نقشۀ پنهانی در ایران ندارند. همچنین جهت‌گیری اسلامی که آن‌ها به رابطۀ خود با ایرانیان داده بودند، بی‌شک به منظور کاهش بدگمانی‌های ایرانیان بود. با وجود این، شکایت در مورد رفتار ترک‌ها به ویژه در امور داخلی ایران بسیار بود؛ آن‌ها می‌کوشیدند برای ولایت‌های مختلف والی تعیین کنند یا با افراد غیر مسئول تماس برقرار سازند. اما در مجموع رابطۀ با ترک‌ها راحت‌تر از رابطه با نادولنی، نمایندۀ آلمان‌ها در کرمانشاه بود (همان: 41).

همان‌گونه که ملا شریف در شعر خود یادآور شده و اسناد این دوره هم نشان می‌دهند، طوایف متعدد در غرب ایران در این زمان و در نبود یک حکومت متمرکز در برخورد با نیروهای متفق و متحد، مستقل عمل می‌کردند. نکتۀ قابل ذکر در این‌ زمان، حضور نیروهای عثمانی و پیشروی آن‌ها به سوی کرمانشاه است. گزارشات وزارت داخله نشان می‌دهد که در این زمان نیروهای متحد در کرمانشاه به قدری فعال بودند که امیر افخم والی کرمانشاه برای رفع اختلافات مرزی ایران و عثمانی، از وزرای مختار آلمان و اتریش دعوت به عمل می‌آورد (بیات، 1369: 39). مسئله زمانی اهمیت پیدا می‌کند که بدانیم تا پیش از این همواره رفع اختلافات مرزی بین دو کشور ایران و عثمانی با حضور نماینده‌های انگلیس و روسیه حل و فصل می‌شد. این موارد را می‌توان در کتاب رسالۀ تحقیقات سرحدیه میرزا جعفر خان مشیرالدوله، به وضوح مشاهده کرد (ر.ک: مشیرالدوله، رسالۀ تحقیقات سرحدیه، 1348).

به واقع حملۀ متفقین، ایران را دچار هرج و مرج سیاسی کرده بود و رجال کشور همه با یکدیگر اختلاف نظر داشتند. دولت نیز در خارج از تهران اقتداری نداشت. دموکرات‌ها که کانیتس، وابستۀ نظامی آلمان‌ها، روی آن‌ها بسیار حساب می‌کرد، در عمل نشان دادند که نه قدرت برآوردن مواعید خود را داشتند و نه قابلیت آن را. رؤسای بزرگ عشایر به ویژه در غرب ایران نیز از قدرت بسیار برخودار بودند و منافع شخصی را بر میهن‌پرستی ترجیح می‌دادند. کانیتس هم سعی می‌کرد این رؤسا را با اهدای پول، اسلحه و وعدۀ فرا رسیدن هدایای دیگر، جلب کند، ولی او تا آن زمان هنوز با موفقیت چندانی روبرو نشده بود. رؤسای مذکور با روس‌ها و انگلیسی‌ها نیز مذاکراتی داشتند و ظاهراً بر آن بودند که طرف نیروی قوی‌تر را بگیرند. علاوه بر این، اهداف ترک‌ها و آلمان‌ها نیز با یکدیگر مغایرت اصولی داشت و نمایندگانشان همیشه در مورد خط‌مشی‌های متخذه، اختلاف نظر داشتند. این اختلاف نظر حتی بر گروه‌های ایرانی و از آن جمله عشایر و طوایف طرفدار آن‌ها تأثیر گذاشته بود، گروهی به هواداری از ترک‌ها مشغول بودند و گروه دیگر آلمان‌خواه محسوب می‌شدند (مابرلی، 1369: 182).

از سویی روس‌ها در جماد‌ی‌الثانی 1334هـ.ق/ آوریل 1916م به فرماندهی باراتف به سوی غرب ایران پیشروی کردند. علاوه بر نیروها و توپ‌هایی که روس‌ها در فاصلۀ کرمانشاه و کرند مستقر کردند، چند ستون از نیروها در حدود چهار هزار نفر و ده عراده توپ را نیز در اطراف کنگاور، بروجرد و کردستان مستقر کردند (همان: 212 - 213). البته پیش از این در ماه جمادی‌الاول/ مارس نیروی منظم ارتش عثمانی که تا آن زمان هشت گردان از آن‌ها در ایران مستقر شده بودند، موفق شدند یک واحد جلودار ارتش روسیه را از کرند پس برانند (همان: 203). در ماه شعبان 1334هـ.ق/ مه 1916م تهاجم جدیدی از سوی روسیه به طرف رواندز به منظور کاستن از فشار بر نیروهای بریتانیا و بین‌النهرین سفلی صورت گرفت. این تهاجم بعد از چهار هفته متوقف شد، اما باز کُردهای ایران را بر سر دو راهی قرار داد. کُردها در مقام مقایسه با روس‌ها، باز ترک‌ها را کم خطرتر دانستند؛ بنابر این مانع از ضد حملۀ ترک‌ها در ماه‌های شوال و ذیقعده/ ژوئیه و اوت نشدند (مک‌داول، 1386: 200). نیروهای عثمانی در زد و خوردی شدید، بالاخره در ذیقعدۀ 1334ق./ اوت 1916م. موفق شدند کرمانشاه را از دست روس‌ها پس بگیرند؛ به همین دلیل روس‌ها به همدان عقب‌نشینی کردند (مابرلی، 1369: 96). در همین زمان روس‌ها در پی این بودند تا از طریق جلب مساعدت دولت ایران، طوایف غرب را به همکاری با متفقین برانگیزند، به هر صورت این اقدام عملی، اما دشوار بود (همان: 254).

باید دانست که پیش از این هم طوایف این منطقه به عوامل عثمانی واکنش مساعد نشان داده بودند و علت هم این بود که بریتانیا در صدد جلب آن‌ها بر نیامده بود؛ ظاهراً به این جهت که آلمانی‌ها از دولت ایران حمایت می‌کردند، اما بیشتر از آن رو که عثمانی‌ها، عشایر را با پول می‌خریدند. در پی آن، رؤسای عشایر، پیاپی به عثمانی‌ها یادآور می‌شدند که می‌توانند پول بیشتری از روسیه و بریتانیا بگیرند. یک ژنرال آلمانی به این مسئله اعتراض کرده، می‌نویسد: «آنچه ما در ازاء این هزینۀ فوق‌العاده گزاف می‌گیریم، عملاً بسیار اندک است. جنگجویان قبایل تنها برای تعقیب منافع خود می‌جنگند» (مک‌داول، 1386: 200).

از جمله طوایف فعال در سال‌های جنگ جهانی اول در غرب کشور ،سنجابی‌ها بودند. سنجابی‌ها در ماه جمادی‌الاول 1333ق/ مارس 1915م در مندلی، نیروهای رئوف بیگ، فرمانده عثمانی را شکست دادند (مابرلی، 1369: 118). گزارش‌ سرحدداری کرمانشاه در 3 ربیع‌الثانی 1333ق/ 5 فوریه 1915م. نشان‌دهندۀ حمایت سنجابی‌ها از نیروهای عثمانی‌ است (بیات، 1369: 27) اما گزارش‌های حکومت کرمانشاه در اواخر همین ماه نشان می‌دهد که سنجابی‌ها بر خلاف دیگر عشایر و با اینکه برخی از مراتع آن‌ها در خاک عثمانی واقع شده بود، مخالف حضور نیروهای عثمانی در کرمانشاه بودند و بارها با عشایر طرفدار عثمانی درگیر شد‌ند (همان: 34). اختلاف و درگیری آن‌ها با نیروهای عثمانی گاهی تا آنجا پیش می‌رفت که نمایندگان آلمان واسطۀ صلحشان می‌شدند. سنجابی‌ها معتقد بودند اگر با دولت دربیفتند، مورد لعن خواهند بود. آن‌ها پیش‌تر روشن ساخته بودند که با هر گونه تجاوزی که بی‌طرفی ایران را نقض کند، به مخالفت بر خواهند خاست و بر آن شدند با پیشروی نیروهای انگلیس مقابله کنند. رفتار روس‌ها پیش از این، آن‌ها را از متفقین بیگانه کرده بود و به همین دلیل با سیاست آلمان همکاری کرده و در 1336هـ.ق/ 1917م. تلاش نیروهای روسی و انگلیسی را برای پیوستن به هم با ناکامی مواجه ساخته بودند. کلهرها و گوران‌ها اینک از فرصت استفاده کردند و ائتلافی علیه سنجابی‌ها تشکیل دادند و در نتیجۀ جنگی، سنجابی‌ها 250 نفر و صد هزار سر گوسفند از دست دادند و این ضربۀ اقتصادی و سیاسی شدیدی بر آن‌ها بود (مک‌داول، 1386: 202). اما باید گفت که سنجابی‌ها هم مانند دیگر عشایر منطقه، بارها مواضع خود را تغییر دادند و حتی چند بار به نفع عثمانی‌ها وارد میدان نبرد با روس‌ها شدند (سلطانی، 1373: 4/ 814).

عشایر جاف هم از دیگر طوایفی بودند که بر خلاف سنجابی‌ها با عثمانی‌ها روابط بهتری داشتند و به گفتۀ ملا شریف در اتحادیه عثمانی‌‌ها و هورامی‌ها برای نبرد با روس‌ها حاضر بودند. هر چند شیخ مردوخ در کتابش به این مسئله اشاره‌ای نکرده و فقط پس از پایان جنگ و شکست هورامی‌ها است که جاف‌ها وارد سنندج می‌شوند؛ البته یادآوری این نکته لازم است که اساساً بخش بزرگی از عشایر جاف (جاف مرادی) مراتع‌شان به طور کامل در خاک عثمانی قرار داشت و براساس قراردادهایی که پیش از این، بین ایران و عثمانی بسته شده بود، از ایران جدا شده بودند و فقط برای ییلاق و قشلاق وارد خاک ایران، به ویژه کردستان می‌شدند. در سال 1333ق/ 1915م. محمود پاشا، رئیس ایل جاف مرادی، با دویست ـ سیصد سوار عشیرۀ جاف، همراه باجلان‌ها، شیخ حمید و جاف‌های گوران، متجاوز از00 15 نفر به نیروهای عثمانی پیوستند (بیات، 1369: 36).

فشارها و تهدیدات نیروهای عثمانی در حوالی کرمانشاه به حدی زیاد شد که اهالی کرمانشاه در برهه‌ای تصمیم گرفتند با برداشتن اسحلۀ دولتی و فراخواندن روس‌ها خود را از دست عثمانی‌ها نجات دهند. پس از این و با وجود انعقاد عهد‌نامۀ خسروآباد که با حضور مجلسی از نمایندگان دولت عثمانی، آلمان، ایران و اعیان کرمانشاه و نمایندۀ اهالی کرمانشاه بسته شد، مدتی طول نکشید که دوباره اختلافات ظاهر شد و نیروهای عثمانی بیش از پیش به اختلافات دامن زدند (همان: 63 - 64). با وجود این شهر کرمانشاه بارها میان نیروهای متفق و متحد دست به دست شد و کابینۀ حکومت موقت هم که در کرمانشاه تشکیل شده بود، با تصرف کرمانشاه توسط نیروهای روسی روی به بغداد نهاد.

عقب‌نشینی قوای عثمانی به سوی هورامان

در سال 1333ق/ 1915م. مامانوف رئیس اردوی قزاق در کردستان بود. پس از شکست روس‌ها در محرم 1334ق/ نوامبر 1915م. از سردار رشید و سنجر خان و اهالی روستاهای نواحی کامیاران، آن‌ها پای به فرار می‌گذارند. در همین زمان مسیو شادو و کاپیتان اوت و مسیو نریمان کنسول آلمان و روز بعد هم محی‌الدین بیگ فرماندۀ عثمانی وارد سنندج می‌شوند. در اواخر ماه ربیع‌الاول/ ژانویه، شیخ علاءالدین با جمعی تفنگچی هورامی و مریوانی وارد سنندج شدند. همچنین علی اکبر خان، سردار مقتدر سنجابی هم با 1500 سوار به شهر می‌رسد. در 4 ربیع‌الثانی/ 27 ژانویه، شیخ علاءالدین و تفنگچی‌های همراه وی به هورامان بازگشته و فقط علی اکبر خان سنجابی در شهر باقی می‌ماند که در همین زمان خبر می‌رسد مامانوف در حال بازگشت است. آلمان‌ها پول هنگفتی به علی اکبر خان‌ می‌دهند تا به مقابلۀ روس‌ها برود، اما در ناحیه پیرمحمد با اختلاف علی اکبر خان با آلمان‌‌ها بر سر طرح مواد ده گانه (برای حفظ استقلال ایران)، علی اکبر خان به محل سنجاب باز می‌گردد و حاضر به نبرد با روس‌ها نمی‌شود (کردستانی، 1351: 2/ 325 - 326).

روز پنج‌شنبه 27 ربیع‌الثانی 1334هـ.ق/ 19 فوریه 1916م. محی‌الدین بیگ فرمانده و محمود بیگ شهبندر عثمانی، افرادی نزد شیخ مردوخ کردستانی فرستاده، اعلام می‌کنند که نیروهای روسی به زودی وارد شهر خواهند شد و باید به طرف هورامان عقب نشست. افراد مذکور به همراه حاج شیخ عبدالحمید، میرزا فتح‌الله، حاج ابوالحسن و افرادی دیگر از اتباع عثمانی به طرف هورامان و مریوان حرکت کردند. شیخ مردوخ هم شبِ روز بعد همراه نظام‌زاده، اسکندزاده و افرادی دیگر، به سوی کرجو حرکت کرد. با ورود مامانوف و قزاق‌ها به سنندج، خانه شیخ مردوخ غارت شده، سالار فاتح که با مامانوف روابط خوبی داشت، از کرجو به سنندج باز می‌گردد. با وجود افرادی که از سوی سالار فاتح برای بازگرداندن شیخ و همراهانش آمده بودند، آن‌ها از دربند عاشقان به روستای اویهنگ رسیده، پس از آن وارد روستای رزاب شدند.

بر طبق اسناد وزارت داخله، در همین زمان گویا چند نفر به اسم آلمانی در سنندج افرادی را فریب می‌دهند و با خود به قزوین برده، در آنجا زندانی می‌کنند. پس از پیگیری‌ها مشخص شد که این افراد روسی بودند (بیات، 1369: 92). در پی آن، حکومت کردستان پیگیر وضع آن‌ها می‌شود، اما حکومت قزوین در نامه‌ای به وزارت داخله به نمرۀ 701 در تاریخ 6 رجب 1334ق/ 26 آوریل 1916م می‌نویسد که این افراد آزاد شده‌اند. عده‌ای از آن‌ها ژاندارم و چند نفری هم از ملایر تویسرکان بوده و کردستانی بین آن‌ها نبوده است، ولی چند روز بعد از رهایی این اسرا، روس‌ها شصت نفر به قزوین آورده‌اند و اغلب آن‌ها کردستانی هستند و قصد دارند آن‌ها را فردا به بادکوبه روانه کنند.

همان‌طور که پیش از این اشاره شد، باراتف، رئیس کل قوای روسیه با رسیدن به غرب کشور، مجلسی از عشایر روانسر، جوانرود، سنجابی و گوران تشکیل داده، اتحاد عشایری ترتیب می‌دهد. از سویی افرادی هم که از سنندج به سوی هورامان رفته بودند، به محمود بیگ در روستای دورود اطلاع داده، محی‌الدین بیگ فرمانده عثمانی‌ها در پنجوین هم از این قضیه آگاه می‌شوند. پس از این عوامل، عثمانی و شهبندر عثمانی، خوانین هورامان در خانه محمود خان کانی‌سانانی در شهر مریوان جمع شدند و پیمان اتحادی را منعقد کردند.

ملا عبدالله هورامی (هورامی) در مورد این واقعه، چنین می‌نویسد: «مقارن با سال 1334هـ.ق در اثر اشغال سنندج به وسیلۀ قوای روس، روحانیان، فضلا و نامداران، از جمله حاج شیخ عبدالحمید، آیت‌الله مردوخ و افراد دیگر به رزاب پناهنده شدند. این افراد به وسیلۀ محمود بیگ شهبندر که در قریۀ دورود در جوار رزاب نزد شیخ علاءالدین بود، با محی‌الدین بیگ، فرمانده قوای عثمانی، در پنجوین ارتباط برقرار نمودند. سپس تمام خوانین رزاب، روحانیون سنندج و مشایخ عظام هورامان و مریوان، شیخ محمود و محی‌الدین بیگ در خانۀ محمود خان کانی سانان گرد آمده، عقد عشایر و پیمان ناگسستنی بستند» (هورامی، 1386: 618). در این جا باید به یک نکتۀ مهم توجه کرد و آن زیرکی فرماندهان عثمانی است که توانستند از کارکردهای سیاسی، نظامی و اجتماعی نقشبندیه در همراه کردن خوانین هورامان با خود استفاده کنند. از آن‌جا که آن‌ها احتمال می‌دادند که نتوانند با خوانین هورامان برای نبرد با قوای روس به توافق برسند قبل از هر چیز به سراغ شیوخ بزرگ هورامان عراق رفته و آن‌ها را واسطۀ این کار قرار دادند. از طرفی با توجه به ارادت خاص خوانین و مردم هورامان به این شیوخ و احتمالاً پیوندهای سببی که بین آن‌ها ایجاد شده بود، خوانین سخنِ شیوخ نقشبندی را پذیرفته و حاضر شدند عثمانی‌ها را در نبرد با قوای روس همراهی کنند.

نگاهی به اشعار ملا شریف بیسارانی و تحلیل و بررسی این ابیات از جهت تاریخی به ویژه تاریخ اجتماعی، می‌تواند بهتر و دقیق‌تر این واقعه را به نمایش بگذارد. در این اشعار دغدغه‌های اجتماعی شاعر آشکارا بیان می‌شوند. وی بیشتر از مردم می‌گوید و در اشعارش آن‌ها را مورد خطاب قرار می‌دهد. ملا شریف بر خلاف شیخ مردوخ، اوضاع اجتماعی جامعۀ به شدت مذهبی هورامان آن دوره را در اشعارش برای خوانندگان یا به قول خودش برادران، ترسیم می‌کند. وی همچنین داستان شیوخی را بیان می‌کند که هنوز هم نوادگانشان در هورامان نزد مریدان خود قرب و احترام خاصی دارند. ملا شریف شعرش را این‌گونه آغاز می‌کند:


به توفیق ذات خالق و عباد
هر چن رضات بو واحد احمد


داستانی جه نو باورین به یاد
صلوات بو به روح پاک محمد


در این دو بیت شاعر پس از حمد و ثنای خداوند و هر آنچه رضایت اوست و ضمن صلوات بر محمد مصطفی (ص)، به نوعی از خوانندۀ اشعارش می‌خواهد که داستان جنگ هورامان و روس‌ را به یاد بیاورد. پس از آن شاعر شرایط و اوضاع و احوالی را که در هورامان پس از حمله روس‌ها شکل گرفته، این گونه برای خواننده ترسیم می‌کند:


لشکرکشی روم پی خاک هورامان
مردم پریشان تمامی دلرنج
بیان بکرین پی برادران
تا دعا کران نه درگای سبحان
جه طاعتی حق نکران قصور
جه کلام قدیم کردنش بیان
ان‌الله لا بغیرُ ما یقول الاخر3
پالش4 فراوان ذات ذوالجلال
پنام هر به تون یا پروردگار
یا رب شاکرین ایمه جه درگات
اختیار به تون دانای لامکان


ولایت سوچیا گِردش بی ویران
سنه جه هزار سیصد و سی و پنج
تا که حالی بان او وخت و زمان
نوینان به چم او وخت و زمان
تا زمان گیلو به حالی وفور
ذاتی بی زوال حی لا مکان
دلیلی روشن واضح و ظاهر
شکری نعمت بان ور جه تنگی حال
آمِ روسَکِ بیحد و شمار
پُر بی جه روسی شاران و دهات
ولایت چول بی مانگی رمضان


یعنی «حمله سربازان روسی به سوی هورامان بر طبق این شعر در سال 1335هـ.ق/ 1917م. روی داده، در حالی که روایات دیگر، این واقعه را مربوط به سال 1334هـ.ق/ 1916م. می‌دانند. رومی‌ها (روس‌ها) در این سال به خاک هورامان حمله‌ور شدند، ولایات آن را آتش زدند و آنجا را ویران کردند. مردم همه ناراحت بودند. [این حادثه] را برای برادران بیان کنیم تا اوضاع آن دوره را درک کنند و به درگاه خداوند دعا کنند که چنین دوره‌ای را هیچ وقت نبینند؛ از اطاعت خداوند کوتاهی نکنند تا زمان در جهت موافق بسیاری از آن‌ها حرکت کند. در قرآن کریم بیان شده است که ذات خدا زوال ندارد و اینکه خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهند، مگر آنکه آن‌ها خود تغییر دهند... باید زمانی که در تنگنا هستیم، شکر نعمت به جا بیاوریم. پروردگارا! پناهم فقط تویی. روس‌ها در حالی که از شمار خارجند، آمدند (حمله‌ور شدند). خداوندا! ما به درگاه تو شکرگزاریم، شهرها و روستاها پُر از سربازان روسی شد، اما اختیار همه به دست توست، ای دانایی که مکانی برای تو وجود ندارد. در ماه رمضان ولایت‌ها از مردم خالی شدند».

همان‌گونه که مشاهده می‌شود، شاعر در بیت اول واژۀ «روم» را برای نیروهای روسی استفاده کرده است. البته این واژه و همچنین واژۀ «توران» در منابع تاریخی ایران به ویژه پس از دورۀ صفویه و از آن جمله در جنگ‌‌نامۀ نادر، اثر الماس‌خان کندوله‌ای برای لشکر عثمانی به کار رفته است. اما شاعر در این‌جا واژۀ روم را برای نیروهای روسی به کار برده است. شاعر خوانندگان را با لفظ برادران مورد خطاب قرار داده و می‌گوید آنچه می‌نویسد برای آن‌هاست تا با یاد کردن از این دوره و با اطلاعت از خدا ارزش زندگی را بیشتر درک کنند. قدرت خلاقانۀ شاعر در سه بیت پایانی این مبحث بیشتر آشکار می‌شود، آنجا که در مصرع‌های اول ابیات از خدا و ذات بی‌زوالش می‌گوید و در مصرع‌های بعدی از سربازان روسی و حمله آن‌ها به هورامان. شاعر در اینجا در پی مقدمه‌چینی برای تقابل قرار دادن خدا و روس‌ها، اسلام و روس‌ها و به معنای بهتر اسلام و کفر است، آنچه در ابیات بعدی به وضوح شاعر آن را آشکار و بیان می‌کند.‌

شاعر در ادامه می‌گوید:


اسلام ضعیف بو تمامی یکسر
مردم رای اکرد تمام پریشان
بعضی‌تر سوتیان به حالی خراب
یارب نوینی او روزگاره
هرشی روسان به پیاده و سوار
به قولی راوی واتای معتبر
پانزده هزار‌تر به نام و نشان
آوخت عشایر گشت له سر خوی بو
وابو اتفاق5 دوستی صمیمی
دیسان عشایر خبریان زانی
رئیسی مریوان دو خانی دلیر
به ذکری الله او خانی سرمد
هاوار و فغان بو به گرمه و قال
له حه‌یوت روسی ولات بو به چول
چی حال و احوال درون بین مات
حس6 سانی‌یان به صد قار و قین
طایفۀ کوماسی هاتن به کمک
هجومیان هاورد به تعجیل و تاو
حمد و ثنای تو پادشای جهان
مردم دل غمین ولات گشتی مات
اسمی یاالله نقش جه بیداخ


نه نویژ نه روژ نه صدای اکبر
مزگوت کرابون تویله اسبان
کزۀ جرگم هات وک کزۀ کباب
مخلوق در به در تمام آواره
کاکه زکریا رو به شیخ عطار
چادر لی درا چل هزار نفر
بو دوری کرجو رو به عاشقان
هم طایفه طایفه بحری بی پی بو
عشایر ورین دوری قدیمی
طایفۀ هورامی هم مریوانی
او کانی سانانن اید له وله‌ژیر
محمود خان به کیف سلطانی احمد
کیخسرو خانیش به دور تینال
زلزله زاری هاوار یا رسول
محمود خان دزلی رو به گازان هات
گشتیان عشایر سنگلاخ نشین
رئیس اوانیچ آغه برا بگ
ایلی عشایر بگ‌زادۀ رزاو
آی له دسو برد سواری سنجران
رئیس عشایر سردار رشید هات
روسی راوی کرد له دوری قشلاخ



ادامه مطلب

طبقه بندی: فرهنگی و هنری، اجتماعی، ادبیات/شعر، تاریخ، جفرافیا، اخبار، تبریکات، آموزشی، مه‌زهه‌ر ئه‌دوای،
برچسب ها:هورامان هه‌ورامان‌هانه‌به‌رچه‌م-کتابخانه‌هه‌ورامان؛یانه‌وکتێبووهۆ‌رامانی-هه‌ورامان-هۆرامان-اورامان اورامانات-دزآور(زاوه‌ر)-لهون-نوسود-هورامان تخت ژاورود-پاوه-نودشه(نۆتشه)-رێژاو(ریجاب)-کندوله-ته‌وێڵه(طویله)-بیاره-ساور-نودیجه-حلبچه(هه‌له‌بجه)-خۆرماڵ مریوان-سروآباد-کرمانشاه-کردستان-دالانی-ایلام-کامیاران-روانسر-جوانرود-چهارقلعه‌عبدالملکی(زاغمرز-زینوند-حسین‌آباد-امیرآباد) هورامی های شمال ایران)-عکس-شبک(شه‌به‌ک)-سنجار- کاکه‌یی-یارسان-ساور-نودیجه-زازا-زازاکی)-قلعه قروه-چورژی-هانه‌به‌رچه‌م-هۆمایون محه‌مه‌دنژاد،سه‌فه‌ره‌کێ گالیوێری،همایون محمدنژاد،سفرهای گالیوربه هورامی،وبلاگ هورامان هانه‌به‌رچه‌م رتبه دوم وبلاگ نویسی مناطق کردنشین رابه دست آورد،مظهر ادوای،انتخاب مقاله آقای مظهرادوای در همایش ایران،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 توسط همایون محمدنژاد

وبلاگ هورامان هانه‌به‌رچه‌م

رتبه دوم حشنواره وبلاگ نویسی"حمایت از وبلاگ نویسان کُردنشین" رابه دست آورد

اولین برنده‌ی مسابقه وبلاگ نویسی"حمایت از وبلاگ نویسان کُردنشین"

با توکل به ایزد منان نتایج  داوری اولین دوره جشنواره "حمایت از وبلاگ نویسان کُردنشین" پس از طی مراحل برنامه ریزی شده  با موفقیت به پایان رسید . دبیرخانه جشنواره به برندگان تبریک عرض می نماید

لازم به ذکر است وبلاگ نویسان محترم منتظر اعلام  فراخوان دومین دوره جشنواره "حمایت از وبلاگ نویسان کُردنشین"  این پایگاه در سال 93 باشند .

طبق امتیازات جمع بندی شده وبلاگ دادگران بوکان با مدیریت رسول گلباخی با کسب حداکثر امتیاز برنده‌ی این دوره از مسابقات اعلام شد.

سه نفر برتر این مسابقه به شرح ذیل می باشد.

ردیف نام و نام خانوادگی عنوان وبلاگ نشانی وبلاگ امتیاز
1 رسول گلباخی دادگران بوکان http://dadgaran.blogfa.com 97 امتیاز
2 همایون محمدنژاد هورامان هانه‌به‌رچه‌م haneberchem.mihanblog.com 92 امتیاز
3 رسول علی محبوب نالوس باس www.alimahboob1425.blogfa.com 88 امتیاز
برنده‌ی گرامی: ضمن تبریک، منتظر تماس ما باشید.
منبع خبر:پایگاه خبری تحلیلی هاناپرسhttp://hanapress.ir/



طبقه بندی: فرهنگی و هنری، ادبیات/شعر، اجتماعی، تاریخ، جفرافیا، آموزشی، اخبار، ده‌گاو زاوه‌ری/روستای دز‌آور، تبریکات، هومایون موحەممەدنژاد،
برچسب ها:هورامان-هورامان هانه‌به‌رچه‌م-کتابخانه‌هه‌ورامان؛ یانه‌وکتێبووهۆ‌رامانی-هه‌ورامان-هۆرامان-اورامان- اورامانات-دزآور(زاوه‌ر)-لهون-نوسود-هورامان تخت- ژاورود-پاوه-نودشه(نۆتشه)-رێژاو(ریجاب)-کندوله-ته‌وێڵه(طویله)-بیاره-شاروو هۆرامانی-حلبچه-خۆرماڵ مریوان-سروآباد-کرمانشاه-کردستان-دالانی-ایلام- کامیاران-روانسر-جوانرود-چهارقلعه عبدالملکی (زاغمرز-زینوند-حسین آباد-امیرآباد)هورامی های شمال ایران)-عکس-شبک(شه‌به‌ک)-سنجار- کاکه‌یی-یارسان-ساور-نودیجه-زازا -زازاکی-قلعه قروه-چورژی-هانه‌به‌رچه‌م-هۆمایون محه‌مه‌دنژاد،سه‌فه‌ره‌کێ گالیوێری،همایون محمدنژاد،سفرهای گالیوربه هورامی،وبلاگ هورامان هانه‌به‌رچه‌م رتبه دوم وبلاگ نویسی مناطق کردنشین رابه دست آورد،
دنبالک ها: پایگاه خبری تحلیلی هاناپرس،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393 توسط همایون محمدنژاد

هه‌ورامان هانه‌به‌رچه‌م   هه‌ورامان هانه‌به‌رچه‌م

فێرگه‌و هه‌ورامی ده‌گاو ژیواری

وه‌ڵێ ئانه‌ینه‌ سه‌رێ ده‌یمێ فێرگه‌و ژیواری با بزانمێ :

زوان بنه‌ماو ریشه‌و هه‌ر مێله‌تێن.مێله‌ت به‌ زوانیشۆ مژناسیۆ.به‌ درێژایی ڤیه‌رذه‌ی زوان، فه‌رهه‌نگ،و مێله‌ت بێ یۆترینیشا نه‌کریان و پاڵوو یۆینه‌ ژیوێنێ.ئه‌ر سه‌ره‌نج دارمێ به‌ گرذوو دنیێ به‌ر وزیۆ په‌یما که‌ نه‌ ئارۆ به‌ڵکوو جه‌ ڤیه‌رذه‌یچنه ئا مێله‌تێ که‌ به‌ جۆرێ دنیاشا وه‌شه‌ که‌رذێنه‌ ئه‌ر پاڵوو یۆترینینه‌ نه‌با یا یارذه‌و هه‌نترینی نه‌ذا دنیا یاگێ وێشنه‌ مه‌نۆوه‌ و بێ جمووجۆڵ گنۆ.

په‌س دنیا بێ ئی مێله‌تا مه‌عنا مه‌ذۆ یانێ ئه‌ر ئاذێ نه‌با دنیایچ نیه‌نه‌.هه‌ورامی زوانێن که‌ مشیۆم هه‌رمانه‌ش کریۆ په‌ی تا یۆ جه‌ زوانا ئارۆ دنیێ پارێزیۆ و خزمه‌ت که‌رۆ به‌ فیسپه‌گای جه‌هانی.

فره‌ته‌ر چانه‌ به‌ر وزیا په‌یما که‌ جه‌ ساڵوو 92 رۆجیاری گیواوشناسوو هه‌ورامانی کاکه‌ مه‌حفووز ئه‌دوایی تاواش شۆنوو چن ساڵێ زه‌حمه‌تی جه‌ کۆ کۆساڵانی هه‌ڕاڵه‌بره‌مێ یۆزۆوه‌ که‌ جه‌ حیچ یاگێ دنیێنه‌ نه‌بۆ و به‌ نامێوه‌ هه‌ورامیانێ سه‌بتی جه‌هانیش که‌رۆ.


ادامه مطلب

طبقه بندی: فرهنگی و هنری، اجتماعی، تاریخ، ادبیات/شعر، جفرافیا، اخبار، آموزشی، ئێحسان ئه‌تابه‌ک، زوانی هه‌ورامی، تبریکات، شهرها و روستاهای هورامان،
برچسب ها:هورامان-هورامان هانه‌به‌رچه‌م-کتابخانه‌هه‌ورامان؛ یانه‌وکتێبووهۆ‌رامانی-هه‌ورامان-هۆرامان-اورامان- اورامانات-دزآور(زاوه‌ر)-لهون-نوسود-هورامان تخت- ژاورود-پاوه-نودشه(نۆتشه)-رێژاو(ریجاب)-کندوله-ته‌وێڵه(طویله)-بیاره-شاروو هۆرامانی-حلبچه-خۆرماڵ مریوان-سروآباد-کرمانشاه-کردستان-دالانی-ایلام- کامیاران-روانسر-جوانرود-چهارقلعه عبدالملکی (زاغمرز-زینوند-حسین آباد-امیرآباد)هورامی های شمال ایران)-عکس-شبک(شه‌به‌ک)-سنجار- کاکه‌یی-یارسان-ساور-نودیجه-زازا -زازاکی-قلعه قروه-چورژی-هانه‌به‌رچه‌م-هۆمایون محه‌مه‌دنژاد،سه‌فه‌ره‌کێ گالیوێری،همایون محمدنژاد،سفرهای گالیوربه هورامی،فێرگه‌و هه‌ورامی ده‌گاو ژیواری،ژیوار،ێحسان ئه‌تابه‌ک،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 توسط همایون محمدنژاد


هۆرگێڵنای بەشێو جە کتێبوو فەلسەفەو حقۆقی،سەروو زوانی هۆرامی

فلسفەی حقوق(جلد اول)نویسندە: دوکتور ناسر کاتوزیان(پدر حقوق ایران)

هۆرگێڵنای بەشێ چی بەرویری سەروو زوانی هۆرامی: ژیار سڵامەتیان

وەڵینەو هۆرگێڵنەری

ئی بەرویرە، یۆ جە عالتەرین بەرویرەکاو فەلسەفەو حقۆقین کە جە لایانوو دکتور ناسر کاتوزیان،(تاتەو حقۆقوو ئیرانی) نویسیان، پی جۆرە منیچ جە لاپەڕەو15یوە تا 27یی هۆرم گێڵنانۆ سەروو زوانی هۆرامی، ئی هەرمانێ فرەتەر جە یەرێ مانگان خجڵشەنا، هەر چن ئیمکانش هەن زوان هۆرامی هەڵای نەیاوابۆ ئا پاگا کە هەم چین بەرویرێ سەنگینش پەنە هۆرگێڵنیوە، بەڵام من کۆششوو وێم کەردەنم کە فرە بە سادەو فەسێح هۆرش گیڵنوو وە، هەڵبەت، دیارا هاڵی جە خەتای نیا، پسەو ئەوەڵین بابەتێو کە پەی ئەوەڵین جاری سەروو فەلسەفەو حقۆقی هۆرگێڵیانۆ، ئومیدوو ئانەیم هەن ئیسەو لای بابەتێ فرەتەر ڕوە کەرانە گردوو زانشتکا، تا پا جۆرە زوانی هۆرامی ئازمایش کریۆ و تەوانمەنیەکێش بەرگنا، بە ئامانجۆ ئانەی دەسم کەرد پی بەرویری کە تەمامەن هۆرش گێڵنوو وە بە زوانی هۆرامی، بەڵام بۆنەو چن هۆکاراوە، پسەو نەبیەی بنمای ئابووری وکێشەو وەختی نەتاوام ئی هەرمانێ تا سەر بەروو، هەڵبەت هەڵای سەرشوە هەرمانە کەروو ، بە ئومیدوو ئانەی ڕوێ بتاوو گردوو 704پەەلەکەو ئی بەرویری هۆرگێڵنو وە سەروو زوانی هۆرامی، چەنی سپاسی پەی وانەری ژیروو وردکۆڵی، تەمەداروو ڕاو پەیلوایەکاتانا و بە ئەندیشەی ژیرانەیتا نەقدوو شیکاری بابەتەکەیم کەردێ، تا کێشەو تەنگوو چەڵەمەکاو نویسەکەیم خاستەر بەرگنا و وەشتەر ڕانماییم کەردێ پەی ئانەی بتاومێ زوانەکەیما بە عالتەرین شێوە جە تەوان مەندیەکاش ئیستیفاذە کەرمێ، سپاس

نویسەر: ژیار سڵامەتیان 14ەو پاژەرەژوو1393ڕۆجیاریمەریوان پەلوو15ەی تا پەلوو27تی


چی بارەوە کە فەلسەفە چێشا، و مشیۆ چێش بۆ، ئیختلاف و قسەو باسی فرە هەن. قەزاوەتێ جیاوازێ هەنێ کە لوای دلێشا ئێمە جە ئامانجە ئەسڵیەکێما دوور وزۆوە، پیجۆرە بە قەدیمیتەرین و بەربڵاوتەرین مەفهوومێو کە جە فەلسەفەی هەنما کلکە کێشمێ، و پی مانێ ساچیەیمێتا جە ئامانجە ئەسڵیەکێما دوورێ نەگنمێ.


ادامه مطلب

طبقه بندی: فرهنگی و هنری، ادبیات/شعر، اجتماعی، تاریخ، ژیارسڵامه‌تیان،
برچسب ها:هورامان-هورامان هانه‌به‌رچه‌م-کتابخانه‌هه‌ورامان؛ یانه‌وکتێبووهۆ‌رامانی-هه‌ورامان-هۆرامان-اورامان- اورامانات-دزآور(زاوه‌ر)-لهون-نوسود-هورامان تخت- ژاورود-پاوه-نودشه(نۆتشه)-رێژاو(ریجاب)-کندوله-ته‌وێڵه(طویله)-بیاره-شاروو هۆرامانی-حلبچه-خۆرماڵ مریوان-سروآباد-کرمانشاه-کردستان-دالانی-ایلام- کامیاران-روانسر-جوانرود-چهارقلعه عبدالملکی (زاغمرز-زینوند-حسین آباد-امیرآباد)هورامی های شمال ایران)-عکس-شبک(شه‌به‌ک)-سنجار- کاکه‌یی-یارسان-ساور-نودیجه-زازا -زازاکی-قلعه قروه-چورژی-هانه‌به‌رچه‌م-هۆمایون محه‌مه‌دنژاد،سه‌فه‌ره‌کێ گالیوێری،همایون محمدنژاد،سفرهای گالیوربه هورامی،هۆرگێڵنای بەشێ چی بەرویری سەروو زوانی هۆرامی: ژیار سڵامەتیان،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 توسط همایون محمدنژاد
.: Weblog Themes By Abdollah Habibi :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3