نوشته شده در تاریخ سه شنبه 6 تیر 1391 توسط همایون محمدنژاد
هورامان(اورامان)و مناطق پراکندە آن درجهان:همایون محمدنژاد

هورامان ناحیه ای بزرگ از غرب ایران است که به بهشت ایران و سرزمین اهورامزدا مشهور است،البتە بخشی از اورامان در اقلیم کردستان کشور عراق جدا افتاده است. این مناطق بە زبان هورامی ( Hewramî)  تکلم می کنند، البتە تعدادی روستا هم بە سورانی صحبت می کنند. یکی از ویژگی‌های این زبان باقی ماندن جنس مونث و مذکر در نحو اسامی است یعنی هنگام به کار بردن در حالات مختلف دستوری.
دکترمحمد معین  میگوید:برای آشنایی بیشتر با زبان پهلوی ،زبان هورامی یک منبع مهم است. پهلوی با وزنی بخصوص و همانند گورانی خوانده می‌شده است و گاهی آن را پهلوی وبرخی اوقات آن را اورامه، اورامن و اورامنانیان می گفته اند.شاید  اورمنان، همان گونه‌ی فارسی (هورامەنان) اورامی است و با واژه‌ی (هەورامان) یکی است. شاید نیز  هورامه‌نان – هورامانان = هور + امان (آمدند) + آن – زمان طلوع خورشید. همچنان که می‌گویند: (به یانیان) بامدادان،(ئیواران) زمان عصر 
هورامی برای سده های طولانی زبان ادبی غالب در کردستان جنوبی (شامل استانهای کردستان، کرمانشاه، ایلام و بخش هایی از کردستان عراق) بوده است و بسیاری از شاعران کرد اشعار خود را به این زبان سروده اند که از میان آنها می توان به شاعران بزرگی مانند: مولوی کرد (تاوگوزی)، صیدی هورامی، میرزاعبدالقادر پاوه ای،مستورەی کردستانی،احمدبگ کوماسی ـ  اشاره نمود. کتاب حدیقه سلطانی بسیاری از این شاعران را نامبرده و نمونه ای از اشعار آنها را ارائه کرده است.  
بسیاری از کتاب های آئین اهل حق (یارسان) به این زبان نوشته شده اند که از جمله کهن ترین کتاب های نگاشته شده بوده و همچنین از جمله معدود کتاب های نوشته شده به زبان های ایرانی در سده های نخستین پس از اسلام می باشند. صدیق صفی زاده (بورکه یی) در مقدمه کتاب فرهنگ ماد-جلد نخست، تاریخچەای کوتاه از تاریخ ادبیات هورامی عرضه کرده است .
 در کردستان بە گویشوران زبان هورامی "ماچو"ودر ترکی "زازا"و در فارسی "گورانی"خوانده می شود.این زبان،زبان شعری دربار امیران اردلان و بابان های سلیمانیه بود آن را صیقل یافته تر و مهذب تر از بقیە می دانستند. علاوه برمردم مناطق ایران وعراق،نواحی مرکزی کردستان تاجنوب شاهراه خانقین-کرمانشاه،کاکه ایی های عراق،زازایی ها و قزلباش های ترکیه، کردهای سوریه و روسیه و ارمنستان)، البته گویش زازایی عده ای آن را جدا از هورامی یا گورانی می دانند.)که قابل استناد نبوده، چرا که برمبنای زبان شناسی مشترکات واژه ایی بسیاری دارند.
این زبان از لحاظ کتابت سابقەی طولانی دارد. بخش اعظم ادبیات آن شعر است که متٱثر از سنت های قومی است . وسیله انتقال شعر عامه،سنت شفاهی است در این راستا سند مکتوب و محکم دال بر این مدعا، در سدەی دوازدەهم میلادی در سلیمانیه پوستی پیدا شد که بر آن ابیاتی مربوط به حمله اسلام و عربها به ایران بود:
برای مطالعه بیشتر به کتاب "کرد و سرزمین آن" نوشته درک کینان و ترجمه ابراهیم یونسی .
مناطق هورامان
آشکار است که هورامان به کلی منطقه‎ای یکپارچه نیست و تعدادی از روستاها و مناطق آن، به دلیل مرزهای قراردادی، از هم جدا شده‎اند. مناطق هورامان، در دو کشور ایران و عراق قرار دارند. بخش اعظم اورامان در ایران است. در تقسیم و نام‎گذاری مناطق اورامان، اتفاق نظر وجود ندارد. نویسندگان و محققان در تألیفات خود، اورامان را به چند شیوه، که در زیر آنها را توضیح می دهیم، تقسیم کرده‎اند:
محمدبهاءالدین ملاصاحب در تألیف خود، هورامان را به دو منطقه‎ی بزرگ به صورت زیر تقسیم می‎کند:
  ۱ـ هورامان تخت  ۲ـ هورامان لهون
 اما در تقسیم بندی دیگری، رشید هورامی، هورامان را به پنج منطقه تقسیم می‎کند:
 تخت                                              
شامیان
جوانرود
 ژاورود
لهون
مناطق هورامان در تقسیم بندی دکترمحمدامین هورامانی به شرح زیر است:
۱ـ هورامان لهون
۲ـ هورامان دزلی
۳ـ هورامان کندوله
٤ـ هورامان تخت
٥ـ هورامان رزاب
٦ـ هورامان جوانرود
درباره‌ی تاریخ منطقه‌ی هورامان منبع کاملی در دسترس نیست تا بتوان این تاریخ را به دقت مشخص کرده و مورد بررسی قرار دهیم اما در چند منبع دیده شده است که هورامان از نظر تاریخی نسبت به دیگر مناطق کردستان از اهمیت بیشتری بر خوردار است.  پژوهش های هورامان شناسی که از جنبه های زبان شناختی، باور شناختی و ایران شناسی در مجموعه‌ی شرق شناسی انجام می گیرد، با کشف قباله های هورامان (کهن ترین سندهای ایرانی به دو زبان رسمی یونانی و پهلوی اشکانی (زبان ایران میانه‌ی شمال غربی) در سال های 1919ـ1913به اوج خود رسید. کشف سه قباله‌ی باستانی اشکانیان در هورامان در استان کردستان ایران به طور اتفاقی رخ داد که چگونگی کشف قباله های هورامان:
در این زمینه روایاتی چند در لابەلای منابع تاریخی و مآخذ زبان شناسی ثبت گردیده است که به طور خلاصه ارائه می گردد. گویا پیش از جنگ جهانی اول، یکی از مریدان شیخ علاءالدین نقشبندی بە نام صوفی عبداللە در شهر بیاره از توابع هورامان لهون(اقلیم کردستان عراق) به شیخ اطلاع می دهد که بر تخته سنگی بر فراز قله‌ی کوهی در هورامان، نقش مردی را دیدە  ا
ست که تیری به دست دارد. به فرمان شیخ، صوفی یاد شده مأمور می گردد که پیرامون تخته سنگ مذکور تحقیق کند. سپس صوفی به همراه تنی چند از مریدان شیخ به قله‌ی کوه می روند. جهت تیری که در دست مرد منقوش بر سنگ است، آنها را به سوی غاری در آن حوالی رهنمون می شود. مریدان شیخ پس از کاوش در غار، کوزه ای گلین و پر از ارزن پیدا می کنند و بدین گونه در میان ارزن سه طغری قباله‌ی باستانی هورامان کشف می گردد.این اسناد نزد شیخ علاءالدین نگهداری می شوند.در اوایل قرن بیستم، هنگامی که دکترسعید خان کردستانی برای معالجه‌ی چشم عباسقلی خان به مریوان عزیمت می کند، اسناد یاد شده در اختیار دکترسعیدخان قرار می گیرند.قبالەهای سەگانه‌ی هورامان هم اکنون در موزه‌ی لندن نگهداری می شوند.
همچنین مؤلف تاریخ مردوخ در مورد چگونگی کشف و قرائت این قباله ها چنین می نویسد:«چنانکه سه فقره اجارەنامه در سال1328هجری قمری سیدحسین نامی از شیخ علاءالدین در نواحی هورامان در میان خمره‌ی پر ارزن پیدا کرده و بالاخره قباله های مذکور توسط پروفسور براون به دست پروفسور میس متخصص زبان یونانی رسیده» در همین مورد،سی. جی. ادموندز کارگزار بریتانیا در عراق در کتابی تحت عنوان"کردها، ترک ها و عرب ها"چگونگی کشف قباله های هورامان را چنین بازگو می کند: «سه قباله‌ی نوشته شده بر پوست آهو که دو تای آن به زبان یونانی با ترجمه به پهلوی اشکانی و سومی به زبان پهلوی اشکانی بوده. دکتر سعیدخان کردستانی در سال 1913به انگلستان آورد و مدتی بعد موزه‌ی بریتانیا آنها را از وی خریداری نمود. به گفته‌ی دکترسعیدخان، این قباله ها در غاری واقع در کوه(سالمان)در نزدیکی شهر هورامان پیدا شده است در حالی که در کوزه ای دربسته نگهداری می شده اند.»
درقدیم لفظ گوران دربسیاری ازکتاب های تاریخی به مناطق زیراطلاق شده است:
1-هورامان تخت2-هورامان لهون3-هورامان ژاورود،اقوام گوران (زنگنه(
زەنگەنە)،جمور(جمهور)،شبک،باجلان،سیاه منصور،روژبیانی) در شهرهای قوچان،شیروان،اسفراین(خراسان شمالی)وشهرهای کرمانشاه، اسلام آبادغرب،کرند غرب،سرپل ذهاب،صحنه(استان کرمانشاه).)
زبان هورامی جزو زبان های هند و اروپایی و یكی از شاخه های اصلی پارسی باستان است. 
فرهنگ قوم كرد كه هورامی ها در طول تاریخ در جوار آنها بوده و به واسطه نزدیكی از سرزمینشان با آنها ممزوج شده اند مجموعه ای به هم پیچیده و ناشناخته از دل تمدن باستانی و شگفت انگیز بین النهرین در دو سوی جلگه های سرسبز و كوه های سر به فلك كشیده زاگرس می باشد. این تمدن كهن تاكنون به صورت شفاهی سینه به سینه و گوشه هایی اندك به صورت نوشتار از دل دوران های گذشته به صورتی پویاو تا حد امكان به دور از گزند عوامل خارجی باقی مانده است كه باید بسان میراثی گرانبها نگه داشته و در حفظ و حراست از آن كوشید و نگذاشت كه عده ای به نام فرهنگ ودفاع از آن این هویت دیرین را لكه دار كرده و در زیر نام اتحاد زبان ها آن را در خود ذوب نمایند. 
فرهنگ و تمدن این كهن دیار به عنوان بخشی از تمدن بزرگ ایران باستان با زیرساخت هایی محكم و استوار از موسیقی و عرفان گرفته تا ادبیات نوشته و نانوشته اش و آداب ورسوم مبتنی بر خردجمعی و نبوغی سازگار با طبیعت اهورایی اش ،شایسته است كه بیشتر از این مورد واكاوی و جستجوی فرهنگ دوستان قرار گرفته و یكی از دغدغه های خاطر هر هورامی زبانی باشد. متٱسفانه تاكنون به صورت علمی و آكادمیك در این زمینه كار نشده كه امید است بیشتر كار شود. 
در اینجا نظر تنی چند از صاحبنظران و شرق شناسان خالی از لطف نمی باشد: 
صاحبنظران اروپایی عموما" بر این باورند كه زبان هورامی، كردی نیست و مردمی كه بدان سخن می گویند كرد نیستند. اما خود این مردم خود را از هر حیث كرد می دانند. این نكته شگفتی است كه با این كه برقانی و مكری در كردستان شمالی و جنوبی ادبیات بزرگی پدید آورده اند شاعران دربار والی های اردلان و نیز امرای بابان در سروده های خود هورامی را  مهذب تر و متمدن تر  به كار برده اند. 
در ادامه همین مطالب اشاره می گردد: این مطالب همه به ظاهر حكایت از این دارد كه این منطقه در گذشته ای دور جایگاه مردمی پیشرفته و گورانی زبان بوده و بعدها معروض امواج تهاجم كردهای چادرنشین و خشن بازی واقع شده كه در میانشان اقامت گزیدند و زبان و حكم خود را برایشان تحمیل كردند. 
در سال 1921 شاهد كار مشتركی از »ئاكریستنسن« و »م.بینیدیكتیسن« بودیم كه كار تحقیقاتی آنها نیز در آخر به این رسیده بود كه هورامی، كردی نیست و از دسته زبان های ایرانی بوده كه در یك اقلیم ساكن بوده اند اما به واسطه هجوم كردها ،پخش و پراکندە شده اند. درهمین مورد »ئی. سونیس« اشاره می كند: اغلب دیالكتیك گورانی را درفهرست كردی قرار می دهند؛در حالی كه واقعیت چیز دیگری است. خاصیت دستوری و لغات كرمانجی هیچ ارتباطی با گورانی ندارند«شمس قیس رازی« در كتاب »المعجم فی معاییر اشعار العجم« كه آن را در ابتدای قرن هشتم هجری نوشته است می گوید: خوشترین اوزان، فهلویات است كه آهنگ آن را »اورمنان« خوانند و لحن آن را »اورامین« یا »اورمنان« كه نمودار آهنگ مردم هورامان كردستان است كه به گویش هورامی سخن می گویند. 
این موضوع را ماموستاهەژار« به صورت "شیرین ترین زبان برای شعر ،هورامی است"بیان كرده است. »دیاكونوف« زبان های ایرانی را كه هورامی نیز شامل آنهاست به صورت زیر تقسیم بندی كرده است: 
1- زبان های ایرانی گروه اسكیثی - خاورمیانه یا زبان های ایران شرقی 
2- زبان های ایرانی گروه جنوب شرقی كه تنها نماینده آن زبان فارسی كهن است. 
3- زبان های ایرانی گروه ایران غرب كه دسته سوم خود به دو دسته تقسیم بندی می گردد: الف: زبانهای گروه شمال غرب: كهن ترین آنها ماد یا زبان مقدس« زردشت»یعنی اوستاست كه زبان كردی را زنده ترین تجلی آن می دانند. ب: زبان های گروه جنوب غرب: خط میخی عصر هخامنشی در حریم فارس. 
ـ مینورسكی، الكساندر ژاپا با تٱثیرپذیری از عشایر كرد و محل زندگی آنها، شرف خان بدلیسی با استناد به دستور زبان، توفیق وهبی، محمدامین زكی، استاددکتر هورامانی،‌استاد خال، امام مردوخ، دكتر عزالدین مصطفی رسول، دكتر كمال فواد و بسیاری از شخصیت های دیگری كه  تحقیقات آكادمیك انجام شده است. 
نكته قابل توجه در این زمینه این است كه تقسیم بندی ها در اغلب موارد ذكر شده بر اساس سلیقه های شخصی بوده به طوری كه هیچ كدام از افراد به طور صد در صد روی یك تقسیم بندی خاصی اتفاق نظر ندارند.
اغلب موارد نیز مرز مشخصی گویش ها و لهجه ها وجود ندارد. قبل از پرداختن به مبحث تغییر و تحولات بد نیست گوشه چشمی به قباله های هورامان كه موضوع را بیشتر می شكافد داشته باشیم. در سند شماره سه اورامان خط و بیشتر لغات آرامی و دیگر لغات و اجزای پایانی كلمات پهلوی اشكانی است. از این جا می توان دریافت كه در این روزگار زبان پهلوی اشكانی به آهستگی و آرامی جای خط و سیطره زبان یونانی را گرفته و به تدریج در منطقه حاكم شده است، به طوری كه با مطالعه اسناد شماره یك و دو سند شماره سه این نكته به روشنی قابل درك است. زیرا اسناد شماره یك و دو به زبان یونانی نگاشته شده اند كه آن هم به واسطه سلطه یونانی ها و اقتدار سیاسی آنها بوده است. نكته مهم در پوست نوشته های اورامان از منظر زبان شناسی است كه تاریخ مناسبات اجتماعی - اقتصادی و حقوقی در آنها روشن شده است. انعقاد معاهده ساده ای چون خرید و فروش یك زمین در یك روستا با كلیه شرایط و در حضور شاهدان امر شاهدی بر این مدعاست، ادعایی كه رابطه ای مستقیم با درجه مدنیت و فرهنگ حاكم بر آن مناطق را دارد. پروفسور »مینس« درمورد زبان این كتیبه ها می گوید: باید به این مساله اذعان نمود كه زبان نگارش این كتیبه ها یا كردی باستان یا زبانی است كه هنوز شناخته نشده است. حروف آرامی ویونانی به كار رفته در این اسناد به همراه نشانه ها و علایم ویژه روی این حروف بیگمان به جهت نزدیك كردن این شیوه كتابت با زبان منطقه بوده است. سوال قابل طرح این است كه زبان منطقه در آن عصر چه زبانی بوده است؟ آیا شیوه هورامی بجا مانده كنونی همان زبان رایج بوده یا با سیر تغییر و تحولاتی به ما رسیده است در هر صورت مایه بسی مباهات است. از سویی دیگر بررسی واژگان اسناد مذكور از نظر ریشه ای یا زبان هورامی كه برخی از زبان شناسان انجام داده اند، این نكته را روشن می كند كه زبان مذكور همان هورامی باستان است كه زبان رایج منطقه بوده و كلیه محاورات و مكاتبان با آن انجام شده است. 
یك بررسی تطبیقی به قول آقای محمدرضا باطنی: واژگان هر زبان پاسخگوی آنگونه پدیده های فرهنگی است كه در داخل آن جامعه خلق شده اند. البته باید به پدیده های فرهنگی پدیده های مادی نیز اضافه كرد. هورامی ها در جغرافیایی كوهستانی باسنگلاخ هایی پوشیده از برف، دره های عمیق و جلگه های سرسبز كه به رودهایی خروشان ختم می گردند مسكن گزیده اند و با درخت و طبیعت، چشمه و چمنزار مانوس بوده اند. به تبع آن واژه هایی كاربردی زبانشان نیز در همین حریم می باشند. كما اینكه جهت هر بوته، گل یا پرنده یا پدیده ها و مفاهیم دیگری مثل زندگی در خانه باغ، قشلاق وییلاق (هوارنشینی) هزاران واژه و كلمه داشته كه در گذر زمان با كمترین تغییر از زوال محفوظ مانده اند. در حالی كه همین واژگان در زبان مردمان دیگر نواحی كه اقتضای محیط زندگی شان چیز دیگری است وجود ندارند. همچنانكه بسیاری از واژگانی كه پدیده های مرتبط با آنها در این جغرافیا نمی باشد وجود ندارند. به عنوان مثال واژگانی كه به اقتضای زندگی در صحرا و سر و كار داشتن با حیواناتی بسان شتر می باشد. در این موارد و بسیاری موارد مشابه دیگر اگر واژگانی در یك زبان وجود داشته و در زبان دیگر وجود نداشته یا وارد شده اند دلیلی بر نارسایی زبان دومی یا وارد كننده واژه نمی باشد. به دلیل اینكه هیچ ارتباطی باساختارهای زبان شناسی ندارد، بلكه می توان گفت كه پیدایش واژگان بر اساس پیش نیازها و مولفه های فرهنگی و حتی بومی جغرافیایی است. در هورامانات كه مردمانش از قدیم الایام با طبیعت بوده یا بر اساس نیاز به هوار رفته و برای مدتی هر چند كم یكجانشینی دیگری بغیر از روستای خویش را تجربه كرده و در طول سالیان تكرار كرده اند، در آنجا خرده فرهنگی درست كرده كه یكی از زیر مولفه های آن زبان و زایش كلمات بنا به نیاز در آن محیط بوده كه آن هم به نوبه خود عناصر زبانی را آفریده است. 
آقای همایون محمدنژاد نویسندە،شاعر وپژوهشگر هورامان در ارتباط با تقسیم بندی مناطق هورامان می گویند:با توجە بە تقسیم بندی مناطق هورامان در قدیم کە تحت حاکمیت سان ها وحاکمان محلی هورامان بودەاند و یا با توجە بە قرارگرفتن در مسیر جغرافیایی مشخص ،نامگذاری شدە ،تقسیم بندی:
۱ـ هورامان تخت
۲ـ هورامان لهون
۳ـ هورامان ژاوەرود و گاورود(کە دراین منطقە گویشوران کمی در چند رۆستایی آن هم بسیار کم بە زبان هورامی صحبت می کنند)
٤ـ هورامان پراکندە(پژگیا)
ماموستااحمد نظیری در مورد زبان هورامی چنین می گوید: هورامی دارای زبان كامل می باشد البته با توجه به اینكه كردی سورانی زبان موحد و نوشتاری كردستان است به خاطر حفظ آن تمام گویش های دیگر كردی را لهجه نامیده اند.سوالی كه در اینجا پیش می آید این است كه آیا وقت آن نرسیده است كه بگوییم: آیا پرداختن به زبان هورامی و كوشش در جهت نشر و گسترش آن ضربه ای به زبان كردی است یا حتی می تواند در جهت موازی و ضامن بقای زبان كردی با توجه به ریشه های مشترك آن دو باشد. استاد دهخدا در كتاب لغت نامه در مورد زبان هورامی چنین می گوید: زبان هورامی یك زبان مستقل است كه دارای لهجه های مختلف بوده و در كردستان جنوبی رایج و ساكنین در طول حیات تاریخی خود بدان تكلم نموده اند و دارای قواعد دستوری و غنای كامل در كلمات و اصوات می باشد و با وجود تغییرات در دوران تاریخی از كیفیت و لطافت و روانی آن كاسته نشده است. 
در رعایت مذكور و مونث مجازی و حقیقی، سماعی و قیاسی اسما، اشارات، معرفه و نكره، صفت های فاعلی و مفعولی و ضمایر و غیره اگر از عربی برتر نباشد كمتر هم نیست. با جرٲت می توان گفت یكی از زبان های زنده ای كه احتیاج به حتی یك كلمه خارجی ندارد مگر در مواردی كه مانند بقیه زبان ها وارد گشته باشد و در زبان هورامی هر گاه لازم باشد می توان آنها را سریعا" جایگزین كرد. همچنانكه با آمدن زبان عربی به عنوان زبان دینی هورامی بدون داشتن فرهنگستان زبان به وسیله مردم عامی بلافاصله شروع به جایگزینی كلمات و اسما كرد یا آنها را كوتاه نمود مانند: 
وضو: دەس ودیم ـ صلوه: نما ـ صوم: روچی ـ اسكندر: ئەسكه ـ مسجد:مزگی
این زبان شاید بی نیازترین زبانی باشد كه گویندگانش در نهایت راحتی و بدون احتیاج به كلمات بیگانه در مسیر صحیح قرار داده و به مقصود می رساند. 
منبع :بیساران وهورامان
http://www.iranvillage.ir/ftopict-3426.html&sid=7d7f6d691cc6b53c09555127136faf09

ریشه اوستایی زبان اورامی

95% لغات زبان کردی آریایی و ریشه ی اوستایی دارند و حتی طریقه ی خواندن اوستا کتاب دینی زرتشت در اورامان و پاوه به ویژه (Roware- رووه ری) در شمال پاوه و اورامان تخت و که مالاو- وه یسیا (اوستای دوم زردشت) هنوز سراییده می شود و نوشتن کتاب اوستا بار اول در مشکین شهر فعلی آذربایجان که نام اولیه اش:اورامی ، وراوی , خیاو ،بودە است کەدر وبلاگی بە همین نام اسناد ومدارک آن بە تفصیل نوشتەشدە،
 http://www.orami.blogfa.com
بوده و بار دوم در ئاویسه ر Awesar) در شمال شهر اورامی (ته ویله (Tawele در غرب پاوه که روی پوست آهوی زرد حکاکی و نوشته شده و در آتشکده ی فروزان پاوه به همراه 300 جلد کتاب پوست نوشته پزشکی و نجوم نگهداری می شده، لیکن در حمله ی اعراب در سال23 هجری به پاوه و کشته شدن سکنه ی بومی، تخریب و همه ی کتابها به آتش کشیده شدند و حتی مانی پیامبر کرد اورامانی در سال265میلادی  کتاب «باینگام» را که امروز باینگان گفته می شود و به معنی شعله ی نور می باشد به آتشکده ی پاوه هدیه کرده و خود در هیروی که به معنی هیربد است به پرورش مغان و موبدان و هیربدان می پرداخته و در محل نه یسانه و به له بزان معابد زردشتی برای ستایش اهورامزدا و خدای نوریا به قول مانویان(نروی) وجود داشته اند که یکی از این معابد آثار آن با همان نام زردشتی در روستای نه روی در شمال غرب پاوه هنوز به چشم می خورد و حتی کاسی ها که در کوه های زاگرس و بویژه اورامان می زیستند خدایان متعددی روی قله ی کوه ها به صورت بت طلا یا سنگ داشتند که می پرستیدند مثل خدای سوریاش که در نزدیکی پاوه محلی به نام سریاس شاید بازمانده از نام این خدای کاسی ها باشد و خدای دیگر آن ها کاژو نام داشت که در شمال پاوه کوهی به نام کاژه که احتمالا بنام همان خدای کاسی است که هنوز سینه به سینه نامش آمده و به له بزان در اوستا به معنی مکان ستایش ایزد مقدس آمده و پروفسور مینورسکی نام Naisana را آشوری دانسته و می گوید که : خدای نیسان که امروزه به لفظ رومی و یهودی هم نیسان گفته می شود، در دوره ی آشوریان به همراه خدای شمش یهود پرستش می شده اند و در شمالنوسود و نودشه هنوز نام خدای شمش قوم یهود و آشوری و بابلی بنام که لو شه مشی پابرجا بوده چون این اقوام بت خدایان خود را روی نوک کوه های بلند گذاشته و مراسم سالیانه ی شکرگذاری بر پای می داشتند
در عهد فرهاد چهارم اشکانی اسقف مطران از ارمنستان همراه فرمانداری ارمنی به نام پاونی برای ترویج کیش مسیح به پاوه واورامانات مهاجرت کردند ونام طایفه میتران یا متران هنوز درپاوه شنیده می شود که بازماندگان آن اسقف مسیحی اندودرمحل فعلی مسجدجامع پاوه کلیسای مرکزی را ساختند ودراطراف این کلیسا سردابه های زیادی برای غسل تعمید ایجاد کردند که دراین  سردابه های مقدس با آب خود را غسل می دادند ونام یک محله پاوه به نام محله سردابه ها هنوز برسر زبان ها است. و سه ردی(sarde)می گویند یعنی محل سردابه های مقدس مسیح ودو کلیسای دیگر درهمین زمان که حدود سال 50 میلادی می شد،درپاوه در محله شیشو(shishow) وپشته(pshta) ساخته شدند که به ترتیب نام یکی از حواریون مسیح وکلیسای محکم گفته می شد.ومردم اورامان برای محکم کردن در خانه می گویند:پشکولش بنیه یعنی چوب پشت در را بگذار.که پشته ازهمین محکمی درعظیم آن گرفته شده وکلیساها برای جمع آوری اعانه وکمک ازمردم که درباغهایشان گردو ی زیادی داشتند تقاضا کردند که برای درآمد کلیساها کمک کنند وهرکس کمی گردو به کلیسا کمک می کرد وحتی درزمستان نان خاصی به نام نیمهفیس (Nimafis) درکلیسا بین مردم تقسیم می شد وهرکس برای جمع کردن گردو به باغ می رفت به ته کیسه خود یک گردو می بست ومی گفت ئینه بنه پیته نهIna bna pitana  واین کلمه هنوز دربین مردم آریایی ان
زرده، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان دالاهواستان کرمانشاه ایران. مردم این روستا کرد بوده و به زبان  هورامی صحبت می‌کنند. مردم زرده پیروی آیین یارسان هستند و این روستا به سبب قرار داشتن بارگاه‌های شخصیت‌های مقدس یارسان، از اماکن مقدس این آیین به شمار می‌آید و در تاریخ این آیین نقش مهمی دارد.منبع:(شهرستان دالاهو(ویکی پدیا))#زرد دالاهو(ویکی پدیا)شهر ریجاب(ریژاو/ڕێژاو) ازمناطق پراکنده (پژگیا)هورامان و روستاهای اطراف آن،زبان هورامی خود را فراموش کرده‌اندشهر ریجاب(ریژاو/ڕێژاو)ازمناطق پراکنده (پژگیا)هورامان بوده،که در تقسیمات جغرافیایی بخش از شهرستان کرندغرب(دالاهو)بوده و زبانشان هورامی می باشد.این شهر تاریخی و فرهنگی با ساختار زیبا و طبیعت بکر نمادی از هورامان اصلی خویش است علی‌رغم پیشینه فرهنگی به همراه روستاهای تابعه آن"زرده"و"یاران"و"پیران"هرچند زبانشان هورامی بوده اما اکنون به جز افراد مسن و بزرگان کمتر کسی است که به این زبان تکلم می کنند ؛ که جای بسی تأسف است. لازم به ذکراست به دلیل مجاورت با روستاهای اطراف که اکثراً به جافی که (شاخه‌ای از سورانی) وآمیخته با کلمات هورامی بوده صحبت می کنند؛ بیشتر مردم ریجاب دراین مقطع زمانی به جافی تکلم می کنند.البته درمناطق پراکنده (پژگیا)ی هورامان مناطق  و روستاهای زیادی وجود دارد که مجاورت با همسایگان کمتر در زبان آنها تأثیر داشته هرچند اختلاط زبانی و نفوذ واژه های هورامی در مکالمات روزمره‌اشان وجود داشته اما هیچگاه اصالت و هورامی بودن خودرا فراموش نکرده اند.ازجمله مناطقی که اینجانب سفر کرده ام: روستای بزرگ کندوله و روستاهای اطرافش "پریان" و "شریف آباد" و روستای بزرگ قلعه که اکنون به عنوان بخشی ازشهر قروه دراستان کردستان به شمار می رود که این مناطق هم بازبانهای کردی‌ازجمله:سورانی- کلهوری و... مجاورت داشته اند و ازهمه مهمتر این که منطقه چهارقلعه عبدالملکی(هورامی‌های شمال ایران)و روستاهای زاغمرز-زینوند-حسین آباد-امیرآباد ازتوابع شهر نکا(استان مازندران) که با بعد مسافتی دورتر ازدیگر مناطق هنوز زبان هورامی خودرا ازدست نداده اند  و در چاپ و انتشار کتاب به زبان خویش فعالیت چشمگیری داشته اند.دید٘ەم " رێژاو"ەن ڕۆخسارم "زەردە"نجە داخی "یاران"  " پیران"م  کەردەن                    "مامۆسا مەولەوی"3-روستای پیران" روستایی ازتوابع بخش مرکزی شهرستان سرپل ذهابدراستان کرمانشاه4-روستای بزرگ وپرجمعیت قلعه درنزدیکی شهرستان قروه دراستان کردستان،که نام خانوادگی بیشتراهالی این روستا«عبدالملکی» وفعله گری »آئینی می باشد.5-مناطق(زاغمرز،حسین آباد،امیرآباد،زینوند)ازتوابع شهرستان های نکاءو بهشهر دراستان مازندران که نسب ایشان  طایفه عبدالملکی بوده وبه «چهارقلعه عبدالملکی»مشهورمی باشد که جمعیت زیادی ازاورامی های شمال ایران درآن منطقه قراردارد.

مناطق پراکندە آن درجهان باذکرشهرومحل سکونت هورامی زبان ها:

هه‌ورامان هانه‌به‌رچه‌م



ادامه مطلب

طبقه بندی: فرهنگی و هنری، اجتماعی، تاریخ، اخبار، زوانی هه‌ورامی، جفرافیا، شهرها و روستاهای هورامان، ده‌گاو زاوه‌ری/روستای دز‌آور، آموزشی، نوشتارهای همایون محمدنژاد، هومایون موحەممەدنژاد، ئه‌میر ئه‌مینی،
برچسب ها:کرمانشاه،پاوه،دزآور،هانه به رچه م،کردستان،
دنبالک ها: پالنگان،پاڵنان تاریخی سه هزار ساله، دانشنامه‌وهه‌ورامانی، قه‌ڵه‌موو هه‌ورامانی، ئەنجومەنۆ تریفه‌وهه‌ورامانی، شهرستان دالاهو(ویکی پدیا)، زرد دالاهو(ویکی پدیا)، خبرگزاری سلام پاوه،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 بهمن 1389 توسط همایون محمدنژاد
.: Weblog Themes By Abdollah Habibi :.