معرفی کتاب های نویسندگان در حوزه های مختلف(۲۷)



هانە
حەسەن قادری







بەیان

دوکترئێسماعیڵ موستەفازادە



کناچێ نەتەرسە
هومایون موحەممەدنژاد





طبقه بندی: فرهنگی و هنری، اجتماعی، ادبیات/شعر، اخبار، تاریخ، زوانی هه‌ورامی، جفرافیا، شهرها و روستاهای هورامان، ده‌گاو زاوه‌ری/روستای دز‌آور، تصاویرومناظرطبیعی وتاریخی، آموزشی، نوشتارهای همایون محمدنژاد، هومایون موحەممەدنژاد، ڕه‌نگین دێهقان،
برچسب ها:هه‌ورامان‌هانه‌به‌رچه‌م-کتابخانه‌هورامان،یانه‌وکتێبووهه‌ورامانی-هه‌ورامان-هۆرامان-اورامان-اورامانات-دزآور(زاوه‌ر)-لهون-تخت-ژاورود-پاوه-نوسودـ نودشه (نۆتشه)زرده-پریان-رێژاو(ریجاب)-شریف‌آباد-زاغه-کندوله-گەورەجوـ ته‌وێڵێ-بیاره-ساور-نودیجه-هه‌ڵه‌بجه-خۆرماڵ-مریوان-سروآباد-کرمانشاه-کردستان-دالانی زاوەرـ سنندج-چهارقلعه‌عبدالملکی(زاغمرز-زینوند-حسین‌آباد-امیرآباد)هورامی های شمال ایران)عکس-شبک-سنجارـ باجلان-کاکه‌یی-یارسان-ساور-نودیجه-زازا-زازاکی-قلعه قروه-چورژی-هومایون موحه‌ممه‌دنژادـ سه‌فه‌ره‌کێ گالیوێری ـ وه‌سیه‌ت په‌ی مه‌زهه‌ری ـ یانەوخەما،معرفی کتاب های نویسندگان در حوزه های مختلف(۲۷)،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 24 دی 1398 توسط همایون محمدنژاد
کتاب "کناچێ نەتەرسە" وارد بازار کتاب شد(کتێبوو"کناچێ نەتەرسە"ڕەوانەو بازاروو کتێبی بی)

کناچێ نەتەرسە” ترجمه همایون محمدنژاد وارد بازار کتاب شد

 خبرگزاری پاوەپرس“کناچێ نەتەرسە” ترجمه همایون محمدنژاد نویسنده و پژوهشگر هورامان وارد بازار کتاب شد.
به گزارش خبرنگار پاوەپرس این کتاب ترجمەی کتاب فارسی “دخترشجاع” نوشتەی خانم رنگین دهقان(بانوهورامی) بودە کە آقای همایون محمدنژاد آن را بە زبان هورامی ترجمە کردەاست.
این کتاب ۱۲ صفحە رنگی و موضوع داستان کودکانە هورامی بودە و ازسوی انتشارات “آوای آرامش” شهر کرج منتشر شدەاست.
“کناچێ نەتەرسە” داستانی از روستای ژنین یکی از روستاهای منطقەی هورامان ژاورود از توابع شهرستان سروآباد را بە تصویر کشیدە است.


ادامه مطلب

طبقه بندی: فرهنگی و هنری، ادبیات/شعر، اخبار، تاریخ، زوانی هه‌ورامی، شهرها و روستاهای هورامان، جفرافیا، ده‌گاو زاوه‌ری/روستای دز‌آور، تصاویرومناظرطبیعی وتاریخی، آموزشی، نوشتارهای همایون محمدنژاد، هومایون موحەممەدنژاد، ڕه‌نگین دێهقان،
برچسب ها:هه‌ورامان‌هانه‌به‌رچه‌م-کتابخانه‌هورامان،یانه‌وکتێبووهه‌ورامانی-هه‌ورامان-هۆرامان-اورامان-اورامانات-دزآور(زاوه‌ر)-لهون-تخت-ژاورود-پاوه-نوسودـ نودشه (نۆتشه)زرده-پریان-رێژاو(ریجاب)-شریف‌آباد-زاغه-کندوله-گەورەجوـ ته‌وێڵێ-بیاره-ساور-نودیجه-هه‌ڵه‌بجه-خۆرماڵ-مریوان-سروآباد-کرمانشاه-کردستان-دالانی زاوەرـ سنندج-چهارقلعه‌عبدالملکی(زاغمرز-زینوند-حسین‌آباد-امیرآباد)هورامی های شمال ایران)عکس-شبک-سنجارـ باجلان-کاکه‌یی-یارسان-ساور-نودیجه-زازا-زازاکی-قلعه قروه-چورژی-هومایون موحه‌ممه‌دنژادـ سه‌فه‌ره‌کێ گالیوێری ـ وه‌سیه‌ت په‌ی مه‌زهه‌ری ـ یانەوخەما،کناچێ نەتەرسە” ترجمه همایون محمدنژاد وارد بازار کتاب شد،
دنبالک ها: خبرگزاری سلام پاوە، خبرگزاری پاوە پرس، وبسایت زریبار خبر،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 دی 1398 توسط همایون محمدنژاد
زاور(زاوەر) و بررسی واژەی آن در فرهنگ لغت ها و فرهنگ های جغرافیایی و تاریخی/گردآورندە :همایون محمدنژاد

برای بررسی واژەی زاور(زاوەر) ،ابتدا آن را در واژەنامە ها و فرهنگ لغت ها و فرهنگ های جغرافیایی و تاریخی و ... بە نتایج نوشتە شدە و مستدل زیر اشارە می کنیم.

۱ـ زاور،  : zāve (a) r  نام روستایی است کە در منطقەی هورامان لهون،ازتوابع بخش نوسود(شهرستان پاوە)استان کرمانشاە،قرار دارد ،تلفظ نام روستا از زبان اهالی (زاوەر) ودر فرهنگ جغرافیایی و نقشە و گیتاشناسی و منابع تاریخی، دزآور(دزاوەر)هم آمدەاست.برای آشنایی بیشتر با این روستا ،از نوشتەهای یکی از نویسندگان توانای منطقەی هورامان کە خود اهل زاور می باشد،می پردازیم .

[زاور،زاوه‌ر،دزآور)کجاست و آثار تاریخی و دیدنی آن کدامند ؟
نام روستایی است زیبا و با صفا درپای کوه (دالانی) از توابع بخش نوسود شهرستان پاوه واقع دراستان کرمانشاه قراردارد.زاور(زاوه‌ر،دزآور)از غرب با روستاهای(کیمنه وهانی گرمله) ازشرق با شهرنودشه،از شمال وبه موازات کوه دالانی باکوه های زیبای بخش هورامان تخت (شهرستان سروآباد) وازجنوب با شهرهای نوسود (پاوە)و طویله(تەویلی) اقلیم کردستان عراق هم مرز می باشد،این منطقه که ادامه هورامان لهون بوده وشهرنوسود و مرکزیت آن رادارا می باشد.این روستا که به ( بهشت هورامان) معروف است به واسطه چشمه وباغ های فراوان وکوهستان ها ومکان های سرسبزاین شهرت را پیدا کرده ، تاریخی به قدمت هورامان دارد که با ذکرآثار تاریخی وباستانی سابقه تاریخی دزآوربیشترمشخص می شود:

1- آثارتاریخی و به جا مانده (شهرترتیبا-قوولوو ده‌ره‌و ته‌رتیبا)درحد فاصل این روستا وشهرطویله (کردستان عراق) ازیادگارهای دوران مادها.

2- آرامگاه بزرگ مرد دین اسلام،شیخ شهاب الدین زاوری،دزآوری(741ه.ق-)ازشاگردان بزرگ حضرت غوث عبدالقادر گیلانی (غوث الاعظم) که جهت تبلیغ اسلام وشریعت پیرو مراد خود به دزآور آمده  و با زنی دزآوری ازدواج کرده که حاصل آن 3 دختر بوده است.که در مطالب تاریخ بزرگان بیشترتوضیح داده می شود.ایشان استاد و پدرزن سیدمصطفی هورامی مشهور به(پیرشالیار)و جد آیت الله مردوخ کردستانی می باشند.در ضمن ایشان پیر و بزرگ و رهبر دینی شبک های هورامی زبان موصل و کرکوک و از رهبران و حەوتەوانە و هفت تن آئین یارسان و زاور و چشمەهایش همچون مالمین،بنیامین را مقدس می شمارند وزاور مکان جلسات این آئین می باشد.

3- آرامگاه بزرگان واولیاالله ازجمله:پیرمحمد-ئەدالوپیرا(مادرپیرمحمد وبزرگان دیگر) –پیرحاجی،پیرموستەفا،ملاقاسم و صوفی سیرالی(سید باباعلی)که به عقیده حاج محمدعبدی پور دزآوری ،ایشان جد بزرگ پدربزرگم صادق محمدنژاد می باشد.

4- چشمه مالمین(معلمین) محل درس وکتابت وارشاد مریدان وشاگردان شیخ شهاب الدین  بوده است ،که درجوارآرامگاه شیخ قرار دارد و به گفته مردم دزآور که سینه به سینه نقل شده است،هرچند دربرخی ازسالها وآن هم درماه های پایان تابستان آب چشمه کم شده ، ولی تا حال این چشمه خشک نشده ودرچهارفصل آب ازآن  جاری می شود.کوهستان دالانی که گردشگاه زیبای روستای ماست هرساله وبه خصوص درفصل بهار بسیاری ازمهمانان مناطق هورامان وکردستان وکرمانشاه ازآن دیدن می کنند.

5- مکانی سرسبز وباغ دار به نام (ده‌ره‌ومه‌ری-چه‌مه‌ومه‌ری)که محل مشورت انجمن وبزرگان و زیرکان روستا به نام های ژیرلا بوده است که مردم براساس انتخابات سالم  افراد(ژیر)یعنی زیرک وعاقل را جهت اداره مطلوب روستا برمی گزیدند( گویند:شیخ  به  همراه شاگردان و ژیرلا درهمین مکان جهت اداره امور به شور و تبادل فکری اهتمام داشتند.

6-قلعه ها وآثار تاریخی در( قه‌لاورا(ویران شده)- قه‌لاوگاورا(گبران ومغ های زردشتی) - قه‌لاوه‌روبیرا )که حکایت ازرواج دین زردشت که درقلعه گاورا ( همان گوریاگبر زردشتی) که همان مغ ها وموبدان زرشتی بوده  وبه عنوان مبلغان و روحانیون زردشت تعالیم آیینی را برای پیروانشان بازگوکرده و برای روشن داشتن آتش قلعه ها وترویج دین به همراه امشاسپندان و نگهبانان آتش،تلاش  می کردند.

7-وجود سنگ قبرهای دوران اسلامی دراطراف چشمه مالمین ،که گویند گذشته خطوط  میخی و پهلوی اشکانی درآن ها وجود داشت ، لیکن اکنون زبان کوفی وعربی وآن هم بسیارناخوانا ماندگار است و کتیبه تاریخی مسجد دزآور(سنگ نوشته)تعمیرمسجددزآورباقدمت 238سال.
این کتیبه(سنگ نوشته) که درطبقه اول مسجد روستای دزآورودرقسمت وضوخانه وآبخوری هاقراردارد.قدمت این نوشته سنگی برابرتاریخ مندرج درآن به سال 1193ه.ق بوده است(239سال قدمت).کتیبه به تعمیرمسجد دزآوربه دست محمد یوسف سان(سلطان)حاکم بزرگ هورامان اشاره می کند.داستان ازاین قراربوده که محمدیوسف سلطان حاکم وقت هورامان لهون وتخت طی سفری که به دزآورداشته است،درباغستان (هامنو)به دیدارملاقاسم دوم پدربزرگوارمرحوم ملانعمت(که نسبت فامیلی خانواده نعمتی هابدان سبب است)می رود.وباتوجه به این که ملا قاسم،احترام وپذیرایی شایانی ازحاکم وقت هورامان می کند،سلطان نیزازاین همه احترام ومهمان نوازی ماموستا،بسیارشادمان شده،وازایشان می خواهدبابت این همه محبت هرخواسته ای راکه می خواهید.انجام می دهم.ماموستاهم به نیازمسجدتاریخی دزآوربه تعمیروبهسازی آن اشاره می کند،وسلطان خواسته رااجابت کرده ومسجدرادرزمان بسیارکمی مرمت می کند،و جهت یادبوداین کتیبه نگاشته می شود.
همایون محمدنژاد/بهمن ماه ۱۳٨۹
آدرس مقالە:                                           
http://haneberchem.mihanblog.com/post/89 ]
۲ـ زاور: اسمی پسرانه کە ریشە کردی دارد.
معنی: (تلفظ: zāve (a) r) ظاهراً از برخاسته های فرقه آذر کیوان است و معنای متعددی برای آن آورده اند از جمله دلیری و یارایی - جرئت
اسم های مشابه مانند زاوش، زاکیه و زراتشت را هم بخوانید.
معنی زاور در لغت نامه دهخدا
زاور. [ وَ ] (ص ، اِ) خادم و خدمتگار باشد. (برهان قاطع) (آنندراج ). چاکر و خادم. و بدین معنی از ریشه ٔ زور است. (فرهنگ نظام ) : 
چیست چندین آب و گل را پیروی کردن ز حرص    آب و گل خود مر ترا بسته میان زاوری.
(سنایی غزنوی)
و رجوع به زاوری شود. || و بمعنی زنده است. (شرفنامه از ادات الفضلاء). زنده و سلامت را نیز گفته اند. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). || ژنده بود یعنی بزرگ و قوی هیکل و توانا. (برهان قاطع). ژنده و بزرگ و قوی هیکل و توانا. (ناظم الاطباء). || قوت و زور. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). قوت و زورو ریشه ٔ این لفظ و زور یکی است که در اوستا زاوره بوده است. (فرهنگ نظام ). در فارسی زاوربمعنی زور، قوت ، نیرو، توانائی. (حاشیه ٔ دکتر معین بر برهان قاطع،زور). و رجوع به زور شود. || سیاه. (شرفنامه ٔ منیری از زفان گویا). رنگ ولون سیاه. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). در بعضی از فرهنگها بمعنی رنگ سیاه مرقوم است. (فرهنگ نظام ). || بمعنی آب سیاه هم آمده است و آن علتی باشد مشهور. (برهان قاطع). بیمارئی که آن را آب سیاه گویند. (ناظم الاطباء). || و بعضی عضوی که آب سیاه آورده باشد گویند: زاور شده است. (برهان قاطع). هر عضوی که مبتلا به آب سیاه شده باشد. (ناظم الاطباء). در بعضی از فرهنگها بمعنی عضوی که آب سیاه آورده باشد نوشته اند. (فرهنگ نظام ). || بمعنی چاروای سواری هم آمده است که بعربی راحله خوانند. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). حیوان سواری و بارکش در سفر که لفظ عربیش راحله است و بدین معنی نیز از ریشه ٔ زور است. (فرهنگ نظام ). حیوانی را گویند که بر آن سوار شوند و بتازی راحله گویند. (فرهنگ جهانگیری ) (آنندراج ). زاور راحله بود : 
مگر بستگانند و بیچارگان و بی توشگانند و بی زاورا . رودکی (لغت فرس اسدی ص 129 از حاشیه ٔ دکتر معین بر برهان قاطع).
|| (اِخ ) ستاره ای است سیاره در آسمان سوم که کشور پنجم منسوب است بدو. خانه ٔ او برج ثور و جوزا است و او را مطربه و دفافه ٔ فلک نامند. و آن را بیدخت و ناهید میخوانند و منجمان سعد اکبرش گویند و بتازی زهره نامند. (شرفنامه ٔ منیری ). نام ستاره ٔ زهره است. (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (فرهنگ نظام ). زاور زهره باشد. (لغت فرس اسدی ص 129 از حاشیه ٔ دکتر معین بر برهان ). || (اِ) و بمعنی زَهره که کنایه از دلیری و یارائی باشد. (برهان قاطع). و کنایه از دلیری و یارائی بود. (ناظم الاطباء). بمعنی زهره و یارا نیز گفته اند و شمس فخری بهمین معنی گوید:
آنکه نبود خلاف فرمانش    انجم و آفتاب را زاور.
و ظاهراً زهره را که اسم کوکبی است زهره بفتح راء خوانده و این بیت را گفته واﷲ اعلم. (فرهنگ رشیدی ). || (ص ) ممسک و بخیل. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). زفت بخیل را گویند. (فرهنگ نظام ). || ممتنع که برابر ممکن باشد. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). ظاهراً از برساخته های فرقه ٔ آذرکیوان است. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ).
زاور. [ وَ ] (اِخ ) قریه ای است از قراء اشتیخن در صغد. (ازانساب سمعانی ). یاقوت آرد: ابوسعد (سمعانی ) گوید: زاور قریه ای است در اشتیخن صغد. (از معجم البلدان ).
زاور. [ وَ ](اِخ ) قریه ای است در عراق و بدانجا منسوب است نهر زاور که متصل به عکبرا است و این سخن از نصر است. (ازمعجم البلدان ). و در همان کتاب آمده : قریه ٔ زاور درکنار نهر زاور است. (از معجم البلدان ، نهر زاور).
زاور.[ وَ ] (اِخ ) نهر... نهری است متصل به عکبرا و قریه ٔ زاور کنار آن است. (از معجم البلدان ، نهرزاور).

معنی زاور به فارسی/زاور/زوار، خادم، خدمتکار، چاکر، پرستار
( اسم ) زهره ناهید . 
قریه ای است از قرائ اشتیخن در صغد
زاور شدن ( مصدر ) آب سیاه آوردن عضوی از بدن .
زاور فرتاش /محال و ممتنع الوجود
معنی زاور در فرهنگ معین
( ~.) (اِ.) زهره ، ناهید.
( ~.) (اِ.) حیوان سواری و بارکش ، راحله .
( ~.) (اِ.) علتی است که آن را آب سیاه گویند.
(وَ) (ص فا.) = زواره : خادم ، خدمتکار.
معنی زاور در فرهنگ فارسی عمید
زاور  ـ زور، قوه، قدرت، یارا، توانایی.
خادم، خدمتکار، چاکر، پرستار: جگرتشنگانند و بی توشگان / که بیچارگانند و بی زاوران (رودکی: ۵۴۳).
زاورـ یارا ، توانایی
[آقای همایون محمدنژاد در رابطە با وجە تسمیە زاور،زاوەر،دزآور،دزاوەر درتلفظ و نوشتار اهالی و دیگران ،چنین نوشتە است:
" واژە"زاور یا زاوەر واژەای است کە اهالی روستا بە زبان می آورند، اما مناطق دیگر واژە دزآور ،دزاوەر را تکلم می کنندکە چنین بە نظر می رسد چنین آمدە باشد:
دە +زاوەر =روستای زاور کە احتمالا" حرف "ه:بە مرور زبان حذف شدە است
دەزاور =دزآور =دە و روستای زاور یعنی روستایی کە دارای چشمە و آب فراوان باشد،نمونە این واژە ها در زبان هورامی :زاولی(زاوڵی)نام چشمە و کوهستانی در دامنەی کوە شاهوی شهر پاوە
زا پسوندی است کە زایش و رویش و بالندگی و سرسبزی را می رساند.
از دیگر واژەهایی کە درارتباط با روستا ربط دادە می شود ترکیب واژەی :دز+آور کە چنین بر می آید کەدر اصل دژ +آور (ئایێر،ئاوێر،ئەیر) بە معنای قلعەی آتش بودە کە وجود قلعەهایی چون قەڵاو گاورا،قەڵاو وەروو بیرا و...مصداق وتٱیید کنندەی نظر می باشد.


ادامه مطلب

طبقه بندی: فرهنگی و هنری، اجتماعی، ادبیات/شعر، اخبار، تاریخ، زوانی هه‌ورامی، جفرافیا، شهرها و روستاهای هورامان، ده‌گاو زاوه‌ری/روستای دز‌آور، تصاویرومناظرطبیعی وتاریخی، آموزشی، دینی ومذهبی، نوشتارهای همایون محمدنژاد، هومایون موحەممەدنژاد، جەماڵ قادرپوور،
برچسب ها:هه‌ورامان‌هانه‌به‌رچه‌م-کتابخانه‌هورامان،یانه‌وکتێبووهه‌ورامانی-هه‌ورامان-هۆرامان-اورامان-اورامانات-دزآور(زاوه‌ر)-لهون-تخت-ژاورود-پاوه-نوسودـ نودشه (نۆتشه)زرده-پریان-رێژاو(ریجاب)-شریف‌آباد-زاغه-کندوله-گەورەجوـ ته‌وێڵێ-بیاره-ساور-نودیجه-هه‌ڵه‌بجه-خۆرماڵ-مریوان-سروآباد-کرمانشاه-کردستان-دالانی زاوەرـ سنندج-چهارقلعه‌عبدالملکی(زاغمرز-زینوند-حسین‌آباد-امیرآباد)هورامی های شمال ایران)عکس-شبک-سنجارـ باجلان-کاکه‌یی-یارسان-ساور-نودیجه-زازا-زازاکی-قلعه قروه-چورژی-هومایون موحه‌ممه‌دنژادـ سه‌فه‌ره‌کێ گالیوێری ـ وه‌سیه‌ت په‌ی مه‌زهه‌ری ـ یانەوخەما،زاور(زاوەر) و بررسی واژەی آن در فرهنگ لغت ها و فرهنگ های جغرافیایی و تاریخی/گردآورندە :همایون محمدنژاد،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 15 دی 1398 توسط همایون محمدنژاد
کوولەکێ کاڵێ بوەردێ!!

کوولەکێ یوەنە چا سەوزەواتا کە دەوڵەمەننەنە بە ڤیتامین c و پۆتاسیۆم و مەگنسیۆم . ئینێچە سوودێ فرەشا هەن پەی بەدٚەنی بە تایبەت ئەگەر ساعبەنە وەریش:

۱ ـ ئانێ نەوەشی شەکرەیشا هەن وەراش، چوونکە قەنوو بەدٚەنی وەزنۆرە.

۲ ـ وەزنەت کەم کەرۆوە، چەربی بەدٚەنی سۆچنۆ.

۳ ــ وەرگە گێرتەی و مدرامانوو بەدەنیت زیادٚکەرۆ، دوورت وزۆوە جە سەرەتانی.

٤ ـ زەختوو ونێ کەم کەرۆوە.

٥ ــ بەدٚەنیت پاک کەرۆوە جە زەهری.

٦ ــ  هەرسوو گەدەی ئاسان کەرۆ
سەرچەمه:هەورامان نیوز



طبقه بندی: زوانی هه‌ورامی، آموزشی، تصاویرومناظرطبیعی وتاریخی، ئه‌مین حاجی زەڵمی،
برچسب ها:هه‌ورامان‌هانه‌به‌رچه‌م-کتابخانه‌هورامان،یانه‌وکتێبووهه‌ورامانی-هه‌ورامان-هۆرامان-اورامان-اورامانات-دزآور(زاوه‌ر)-لهون-تخت-ژاورود-پاوه-نوسودـ نودشه (نۆتشه)زرده-پریان-رێژاو(ریجاب)-شریف‌آباد-زاغه-کندوله-گەورەجوـ ته‌وێڵێ-بیاره-ساور-نودیجه-هه‌ڵه‌بجه-خۆرماڵ-مریوان-سروآباد-کرمانشاه-کردستان-دالانی زاوەرـ سنندج-چهارقلعه‌عبدالملکی(زاغمرز-زینوند-حسین‌آباد-امیرآباد)هورامی های شمال ایران)عکس-شبک-سنجارـ باجلان-کاکه‌یی-یارسان-ساور-نودیجه-زازا-زازاکی-قلعه قروه-چورژی-هومایون موحه‌ممه‌دنژادـ سه‌فه‌ره‌کێ گالیوێری ـ وه‌سیه‌ت په‌ی مه‌زهه‌ری ـ یانەوخەما،http://s6.picofile.com/file/8382859626/IMG_20191226_060612_224.jpg،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 5 دی 1398 توسط همایون محمدنژاد
بررسی برخی واژە های مهم ادبی ،فرهنگی،اجتماعی/صباح جباری


‍ bawr ī bayān/بَور بیان
ترکیبی است که در ادبیات حماسی و ادب اسطوره ای فارسی و کردی زیاد به چشم میخوردکه  متاسفانه در معنی آن  کج فهمی دیده می شود.این جاندار که در اردوی سوراناهیتا یشت (آبان یشت) که خود به نوعی خدای آبهاست  نام آن آمده  و  اناهیتا را خدایی که جامه ای از بوربه تن دارد نام می برد، در همین یشت آمده است: بور جانوری است که در آب زندگی میکند. 
بیان:
این واژه جمع بَی است.بی تغییر واج یافته ی بغ و بگ باستان است.چنانکه در واژه ی بگستان نیز این دگرگونی رو شاهدیم و پس از بغستان و بغستون اکنون بیستون تلفظ میگردد.
تقریبا تمام شاهان ساسانی در سنگ نوشته های به جای مانده خود را، مزدیسن بَی معرفی میکنند.مزد یسن به معنی ستایش کننده ی مزداست.
و اما اهمیت بور یا همان سگ آبی چیست و چرا تا این اندازه قابل ستایش بوده است چنانکه در وندیداد آمده : اگر سگ آبی در جایی کشته شود خشکسالی و قحطی، قطعی است .
فلات ایران عموما سرزمینی خشک بوده و هست و ساکن شدن در فلات مرکزی پس از حفر قنات امکان پذیر شد، تا پیش از حفر قنات امکان زندگی در بخش های مرکزی ایران ممکن نبود.بدیهی است چنانچه این قناتها به هر دلیل دچار گرفتگی می شدند حیات انسانی در معرض نابودی قرار میگرفت و تنها جانداری که با رفت و آمد در مسیر این قنات ها ، مانع گرفتگی آنها میشد بور یا همان سگ آبی بود.در واقع حیات ساکنان بخش مرکزی ایران وابسته به بور بود و دلیل اهمیت این جاندار به خاطر باز نگه داشتن مسیر آب بود.
جالب اینکه در آیین مزد یسنی شاید سنگین ترین مجازات مربوط به کشتن همین جاندار باشد. بیست هزار تازیانه از دو نوع تازیانه و پس از آن برای برگشت آبادانی به آن منطقه باید کشنده ی بور اعدام شود.
بنا به تقدسی که این جاندار داشت در اسطور هایی چون درفش کاویانی کاوه و جامه ی رستم نیز با پوست بور سروکار داریم.بور بیان یا همان بور خدایان.
تغییر واج "و" میانه به "ب" در فارسی را در بسیاری از واژگان می توان دید مانند: سَوز به سبز یا واران به باران که هنوز در بسیاری از مناطق ایران سَوز و واران گفته میشود . این دگرگونی واجی در واژه ی بور نیز دیده می شود و ببر گفته می شود.
برداشت نادرستی که در این میان هست، اینکه عموما تصور از ببر ، همان ببری است که اکنون میشناسیم.در حالیکه این ببر هیچگاه در فلات ایران نزیسته و زیستگاهش بنگال بوده است.
بور بیان همان سگ آبی است 
دژمەن،دوژمن،دشمن
واژەای است مرکب از دو بخش دژ/دش و من
دژ/دش بە معنی بد، نا پسند است چنانکە در واژەی duŝahva دوش اهوە از ریشەی ahبە معنی نشستن آمدە،دش اهو یعنی مکان نشستن بد و ناپسند.این واژە دوش اخو، دوش اخ،دوژ اخ و نهایتا دوز اخ در آمدە کە دۆزەخ/دوزخ خواندە میشود.دوزخ یعنی مکان ناپسند برای نشستن.
بخش دوم :من
این ریشە از men هندواروپایی رسیدە کە در ایرانی آغازین man و در اوستا بە صورت manahآ مدە است.در پهلوی مێنێشن گردیدە(چنانکەدر آغاز بندهشن آمدە است پد منیشن یزدان/بە اندیشەی ایزدان).
من،منە بە معنی اندیشە است. ازین ریشە در فارسی واژە ای همچون منش ماندە است.
از ریشە menهندواروپایی در لاتینی meminereو در زبانهای نو همچون انگلیسی ، mean، mindرسیدە است.
دشمن، دژمەن،دوژمن یعنی آنکە اندیشەی بد دارد.



ادامه مطلب

طبقه بندی: فرهنگی و هنری، ادبیات/شعر، تاریخ، آموزشی، سه‌باح جه‌باری،
برچسب ها:هه‌ورامان‌هانه‌به‌رچه‌م-کتابخانه‌هورامان،یانه‌وکتێبووهه‌ورامانی-هه‌ورامان-هۆرامان-اورامان-اورامانات-دزآور(زاوه‌ر)-لهون-تخت-ژاورود-پاوه-نوسودـ نودشه (نۆتشه)زرده-پریان-رێژاو(ریجاب)-شریف‌آباد-زاغه-کندوله-گەورەجوـ ته‌وێڵێ-بیاره-ساور-نودیجه-هه‌ڵه‌بجه-خۆرماڵ-مریوان-سروآباد-کرمانشاه-کردستان-دالانی زاوەرـ سنندج-چهارقلعه‌عبدالملکی(زاغمرز-زینوند-حسین‌آباد-امیرآباد)هورامی های شمال ایران)عکس-شبک-سنجارـ باجلان-کاکه‌یی-یارسان-ساور-نودیجه-زازا-زازاکی-قلعه قروه-چورژی-هومایون موحه‌ممه‌دنژادـ سه‌فه‌ره‌کێ گالیوێری ـ وه‌سیه‌ت په‌ی مه‌زهه‌ری ـ یانەوخەما،بررسی برخی واژە های مهم ادبی،فرهنگی،اجتماعی/صباح جباری،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 24 آذر 1398 توسط همایون محمدنژاد
 آداب شعر خواندن و شعر شنیدن/ محمدکاظم کاظمی

این یک یادداشت ارتجالی و حاصل یک فرصت یکی دو ساعته است. می‌باید گسترش یابد و چیزهایی به آن افزوده شود.

در هر موقعیتی و در هر مواجهه‌ای با دیگران شعر نخوانید مگر این که از شما بخواهند. در مسیر راه، پشت میز غذا، در موقعی که شخص مقابل مشغول کاری است شعر نخوانید و در هر حال ببینید شخص حوصله دارد یا نه. و اگر خواندید به یک شعر بسنده کنید مگر اینکه مخاطب درخواست کند.

شعر زیاد نخوانید. در هر جایی به خواندن یک شعر ترجیحاً کوتاه بسنده کنید مگر این که از شما بخواهند. اگر قرار است در جلسه‌ای هر شاعری یک شعر بخواند، برای خواندن شعر دوم درخواست نکنید و مجری را در محذوریت نگذارید، به خصوص اگر وقت کم است. حتی اگر کسانی در جلسه سفارش شعری دیگر می‌دهند، مقاومت کنید و در هر حال از مجری اجازه بگیرید.

و اگر مجری برنامه هستید در خلال برنامه زیاد حرف نزنید و شعر نخوانید مگر یکی دو بیت در فاصله‌ای که شاعر به تریبون می‌رسد. به خصوص وقتی وقت کم است و شاعران را به کوتاه خواندن توصیه می‌کنید. شما نیامده‌اید که خودتان شعر بخوانید. شما اینجا فقط مجری هستید حتی اگر شاعر باشید یا دکلماتور یا گوینده صدا و سیما.

اگر پشت بلندگو شعر می‌خوانید همان اول میکروفن را تنظیم کنید. نه به آن دور باشید و نه نزدیک. موقع شعرخوانی به صدای سالن گوش بدهید و اگر پارازیت دارد کمی دور شوید. اگر صوت خوب نباشد شعرخوانی‌تان مالیده.



ادامه مطلب

طبقه بندی: فرهنگی و هنری، ادبیات/شعر، اجتماعی، تاریخ، جفرافیا، آموزشی،
برچسب ها:هه‌ورامان‌هانه‌به‌رچه‌م-کتابخانه‌هورامان،یانه‌وکتێبووهه‌ورامانی-هه‌ورامان-هۆرامان-اورامان-اورامانات-دزآور(زاوه‌ر)-لهون-تخت-ژاورود-پاوه-نوسودـ نودشه (نۆتشه)زرده-پریان-رێژاو(ریجاب)-شریف‌آباد-زاغه-کندوله-گەورەجوـ ته‌وێڵێ-بیاره-ساور-نودیجه-هه‌ڵه‌بجه-خۆرماڵ-مریوان-سروآباد-کرمانشاه-کردستان-دالانی زاوەرـ سنندج-چهارقلعه‌عبدالملکی(زاغمرز-زینوند-حسین‌آباد-امیرآباد)هورامی های شمال ایران)عکس-شبک-سنجارـ باجلان-کاکه‌یی-یارسان-ساور-نودیجه-زازا-زازاکی-قلعه قروه-چورژی-هومایون موحه‌ممه‌دنژادـ سه‌فه‌ره‌کێ گالیوێری ـ وه‌سیه‌ت په‌ی مه‌زهه‌ری ـ یانەوخەما،آداب شعر خواندن و شعر شنیدن/ محمدکاظم کاظمی،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 18 آذر 1398 توسط همایون محمدنژاد
.: Weblog Themes By Abdollah Habibi :.

تعداد کل صفحات : 60 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...