وبلاگ فرهنگی،تاریخی،ادبی هورامان هانه‌به‌رچه‌م

  باتبریک قبولی
دکترای تاریخ تخصصی(Ph.D)ایران بعدازاسلام

 
(دانشگاه فردوسی مشهد)

به آقای
مظهر ادوای فعال فرهنگی

 اهل روستای سلین هورامان

 هورامان هانه‌به‌رچه‌م

و

باتبریک قبولی و کسب رتبه 7هفتم کشوری

کارشناسی ارشد رشته باستان شناسی


به
آقای ذکریا نیکرفتار

مسئول اداره ورزش و جوانان شهرستان سروآباد

 
اهل روستای دزآورهورامان

 آرزوی کامیابی وموفقیت روزافزون برای ایشان ودیگرجوانان

وفعالان پرتلاش هورامان را،ازخداوندلایزال خواستاراست.

نویسنده:همایون  محمدنژاد


هورامان هانه‌به‌رچه‌م

آقای ذکریا نیکرفتار
منبع عکس:سایت هورامانات
.......................................................................

په‌لیانۆ فه‌رهه‌نگی،ویه‌رده‌ییی،وئه‌ده‌بی هورامان هانه‌به‌رچه‌م

چه‌نی پێروزومۆباره‌ک واته‌ی قه‌بووڵی

 دۆکتراو ویه‌رده‌و دمائ
ێسلامی زانشتگاو شاروو فردوسی مه‌شه‌دی

به کاکه مه‌زهه‌ر  ئه‌دوای خه‌ڵکوو ده‌گاو سلین وهۆرامانی،

و

چه‌نی پێروزومۆباره‌ک واته‌ی قه‌بووڵی وگێرته‌ی پله‌و7حه‌وتوو

کارشناسی ئه‌رشه‌دی جه رشته‌و باستان شناسی 

به کاکه زه‌کریا  نیک ره‌فتار خه‌ڵکوو ده‌گاو زاوه‌ر(دزآور)هۆرامانی،

ئاواتوویاوای به ئاواته‌کاشا و سه‌رکه‌وته‌ی فڕه‌ته‌ری

 په‌ی ئادێشا و جوانا فڕه‌زانێ هۆرامانی،

جه خۆای هه‌مێشه دیار،ئاوات موازوو.


نویسه‌ر:هۆمایون محه‌مه‌دنژاد



طبقه بندی: فرهنگی و هنری، اجتماعی، تاریخ، اخبار، ده‌گاو زاوه‌ری/روستای دز‌آور، ورزشی، دوکترمه‌زهه‌ر ئه‌دوای، جفرافیا، شهرها و روستاهای هورامان،
برچسب ها:هورامان-هورامان هانه‌به‌رچه‌م-کتابخانه‌هه‌ورامان؛یانه‌وکتێبووهۆ‌رامانی -هه‌ورامان -هۆرامان-اورامان-اورامانات-دزآور(زاوه ر)-لهون- نوسود-هورامان تخت- ژاورود-پاوه-نودشه(نۆتشه)- رێژاو(ریجاب)-کندوله-ته وێڵه(طویله)-بیاره-شاروو هۆرامانی- مریوان-سروآباد-کرمانشاه-کردستان-دالانی- ایلام-کامیاران-روانسر-جوانرود-چهارقلعه عبدالملکی(زاغمرز-زینوند-حسین آباد-امیرآباد هورامی های شمال ایران)عکس-شبک(شه به ک)-سنجار موصل-کاکه یی خانقین-یارسان- ساور-نودیجه-زازا-زازاکی-قلعه قروه،آمبولانس خیریه روستای دزآور،چورژی،هانه‌به‌رچه‌م،هۆمایون محه‌مه‌دنژاد،مظهرادوای،ذکریا نیکرفتار،
نوشته شده در تاریخ شنبه 25 آبان 1392 توسط همایون محمدنژاد

 هورامان هانه‌به‌رچه‌م
پیام بهارستان؛مجله کتابخانه مجلس شورای اسلامی:مظهر ادوای

درادامه نشرمجلات کتابخانه،موزه و مرکزاسنادمجلس شورای اسلامی،نوزدهمین شماره فصلنامه«پیام بهارستان»منتشر شد.کتابخانه،موزه و مرکزاسناد مجلس شورای اسلامی به منظور شناساندن و معرفی اوراق،‌اسناد،متون و مطبوعات نشریات مختلفی اعم ازاسنادبهارستان،مطبوعات بهارستان و نامه بهارستان را منتشر می‌کند.یکی از قدیمی‌ترین مجلات کتابخانه مجلس«پیام بهارستان»است.

درشماره جدیداین مجله مقاله‌ای با عنوان«قرآن غیب‌الله بگ میراث مکتوب هورامان ازدوره صفویه»به چاپ رسیده است.نویسنده این مقاله مظهر ادوای دانشجوی دکتری تاریخ است.همچنان که خوانندگان بزرگوارمستحضرهستند درشماره18این مجله یکی دیگرازآثارمکتوب هورامان بانام«نسخه گربه وموش هورامی(اورامی)»به چاپ رسیدکه آن مقاله درهمین وبلاگ(هورامان هانه‌به‌رچه‌م)برای استفاده خوانندگان گذاشته شد.

آدرس فصلنامه «پیام بهارستان»:

http://www.magiran.com



طبقه بندی: فرهنگی و هنری، ادبیات/شعر، اجتماعی، تاریخ، آموزشی، جفرافیا، دوکترمه‌زهه‌ر ئه‌دوای، اخبار،
برچسب ها:هورامان-هورامان هانه‌به‌رچه‌م-کتابخانه‌هه‌ورامان؛یانه‌وکتێبووهۆ‌رامانی -هه‌ورامان -هۆرامان-اورامان-اورامانات-دزآور(زاوه ر)-لهون- نوسود-هورامان تخت- ژاورود-پاوه-نودشه(نۆتشه)- رێژاو(ریجاب)-کندوله-ته وێڵه(طویله)-بیاره-شاروو هۆرامانی- مریوان-سروآباد-کرمانشاه-کردستان-دالانی- ایلام-کامیاران-روانسر-جوانرود-چهارقلعه عبدالملکی(زاغمرز-زینوند-حسین آباد-امیرآباد هورامی های شمال ایران)عکس-شبک(شه به ک)-سنجار موصل-کاکه یی خانقین-یارسان- ساور-نودیجه-زازا-زازاکی-قلعه قروه،آمبولانس خیریه روستای دزآور،چورژی،هانه‌به‌رچه‌م،هۆمایون محه‌مه‌دنژاد،مقاله شاه مغرب زمین،مظهر ادوای،
دنبالک ها: هورامان هانه‌به‌رچه‌م، پیام بهارستان،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 آبان 1392 توسط همایون محمدنژاد
 هورامان هانه‌به‌رچه‌م

مقاله حاضر با نام «جنگ امام علی علیه السلام با طال،شاه مغرب زمین» در کتاب مجموعه مقالات جشن نامه سید احمد اشکوری از سوی انتشارات علم و به کوشش رسول جعفریان چاپ شده است. مراسم پاسداشت استاد اشکوری در تهران و توسط خانه کتاب در هفته های آتی برگزار خواهد شد.

شاه مغرب زمین

(به زبان هورامی)

مظهر ادوای[1]

مقدمه

فرهنگ عوام در زبان فارسی معادل کلمه بین المللی فولکلور گرفته شده است. فولکلور نیز کلمه ای است مرکب از دو جزء: یکی folk و دیگری lore  و معنی آن دانش عوام است. نخستین کسی که این کلمه را اختیار کرد آمبرواز مورتن است که به سال 1885م این عنوان را برگزید. فولکلور در زبان فارسی اصطلاحی است که معانی گوناگونی برای آن ذکر نموده اند، گاهی از آن به عنوان دانستنی های عوام، دانش توده، فرهنگ عامیانه یا فرهنگ مردم یاد کرده اند. برخی از دانشمندان معتقدند که فولکلور مفهومی عینی است از علم مطالعه نژادها و اقوام از نظر روابط و خصوصیات نژادی آنها. نمونه فرهنگ عامه، داستان های عامیانه است که به نظم و نثر باقی مانده اند و بسیاری از آنها امروز جمع آوری و چاپ شده اند. موضوع آنها بیشتر حماسی، عاشقانه، دینی، عیاری و یا مربوط به جانوران است.

از نشانه های پیشرفت هر قوم، توجه به مسائل فرهنگی و ادبیات شفاهی آن جامعه است. به همین جهت نخستین و مهمترین وظیفه سردمداران حوزه ادبیات به ویژه ادبیات هورامی، توجه به فرهنگ و ادبیات شفاهی و شناخت اندیشۀ جمعی و تخصصی کردن مسائل ادبی است. هر چند کشور ما از پیشینۀ فرهنگی غنی برخوردار است ولی متأسفانه در راه شناخت فرهنگ پویا و ثبت و حفظ تفکرات اجتماعی و فرهنگ جمعی به خصوص در مورد اقوام کوتاهی شده است. هر چند نویسندگانی بوده اند که از ادبیات و فرهنگ توده در آثار خود بهره جسته اند اما اقدام اساسی در شناخت فرهنگ شفاهی و ادبیات توده در میان عامه صورت نگرفته است.

 در حوزه ادبیات هورامی تا امروز این مسائل به هیچ گونه طرح نشده است. به این معنی که داستان ها و قصه های عامیانه هورامی چه به صورت نظم و چه نثر جمع آوری نشده اند. و همچنان به صورت شفاهی در بین مردم سیر می کنند. علاوه بر صدها قصۀ عامیانه چون پالوان سور (سرخ رو)، زوراب کچل و ... نسخه های خطی به زبان هورامی وجود دارند که بیشتر در قالب شعر این گونه داستان های عامیانه را مکتوب کرده اند. از آن جمله نسخه شاه مغرب زمین است که با خط نستعلیق، کاغذ فرنگی و نخودی، رنگ جلد صورتی، اوراق مغشوش و با شمارۀ بازیابی (9495-5) در کتابخانه ملی تهران نگهداری می شود. اوراق مغشوش و فاقد شیرازۀ نسخه باعث شده که هنگام اسکن آن کارشناس این بخش بی توجه به این مسئله به اسکن این نسخه بپردازد و این مشکل هنگام تصحیح نسخه دوچندان شده است. نسخه دارای 16 صفحه و در دفتری که بر جلد آن عبارت «دفتر رسم کلاس ششم دبستان فرهنگیان» آمده، کتابت شده است و گویا کاتب آن شخصی به نام خلیل مشایخی بوده است. البته کاملاً مشخص است که جنس کاغذ نسخه با جنس کاغذ جلد نسخه متفاوت است و به نظر می رسد برگه های پراکنده نسخه جمع آوری و داخل این دفتر قرار گرفته اند و احتمالاً کاتب نه خلیل مشایخی بلکه شخص دیگری بوده است. این گمان با توجه به این که صفحات اول نسخه افتاده و کاتب اصلی مشخص نیست، بیشتر تقویت می شود.

در نگاه اول به نظر می رسد این داستان ترجمه ای از داستان های کتاب هایی چون تازیان نامه (خاوران نامه) و یا یکی از داستان های کتاب ادبیات عامیانه ایران باشد. هر چند این مسئله چندان هم دور از انتظار نیست. با وجود این، نمونۀ این داستان ها در ادبیات فارسی زیاد است، اما خود داستان در این گونه کتاب ها نیامده است. این داستان در مورد جنگ امام علی (ع) با طال شاه مغرب زمین است که لات، منات و هبل را پرستش می کرد. هر چند آغاز نسخه افتاده است و چگونگی شروع داستان مشخص نیست. اما از طریق بخش های باقی مانده نسخه می توان حدس زد که طال، امام حسن و امام حسین را به اسارت گرفته است و امام علی برای نجات آنها و همچنین نبرد با طال کافر که بت می پرستید به جنگ او می رود.

خلاصه داستان

گفت ای مرد ساربان چه می گویی من صالح را با دست خودم دو پاره کردم. ساربان گفت ای پادشاهم نگاه کن تا لشکر پیاده و سواره را با چشم خود ببینی. طال از جا برخاست و بر روی یکی از باروهای قلعه اش ایستاد. به کتاب نگاهی انداخت و امام علی (ع) را شناخت. و لرزه بر اندامش افتاد. طال گفت، ای علی که جادوگری را پیشه کرده و مرده ها را زنده می کنی. تا کی می خواهی به زور بازوانت بنازی. تنها آمده ای که قلعۀ من را تصرف کنی. با داشتن این خندق و قلعه، من هیچ نگرانی ندارم. و اگر تمامی لشکرم را جمع آوری کنم. تمامی زمین را تسخیر می کنند. همه دنیا در حکم من است و آذوقه ای برای صد سال دارم. لات، منات و هبل نگهدار من هستند. اما تو تنها در این دشت و صحرا چکار می کنی. بی شک ظرف چند روز از بین می روی. سپس طال دستور داد که دروازه های قلعه را ببندند.

به امر خداوند، روشنی ساکن شد و تاریکی برخاست. و به امر خداوند زنگی ها، امپراتوری روم را سرنگون کردند. پرچم آنها برافراشته شد و خورشید، نامه عزل آنها را خواند. پادشاه خاور به جای پادشاه مغرب نشست و سپاه زنگی ها سر برآورد. پس به این خاطر باید خداوند را سپاس و بر محمد (ص) صلوات فرستاد. حال به معجزۀ امام علی گوش دهید. امام نامه ای برای پادشاه موران نوشت و آن را مهر کرد. تا به امر خداوند، نامه که به دست موران رسید، آنها به کمک بیایند. نامه را به غلامش قنبر داد و به او گفت، به هامون و زیر فلان کوه برو. آنجا چاهی هست. نامۀ مهر شده را در آن چاه بینداز و بدون این که پشت سر خود را نگاه کنی، بازگرد. قنبر این کار طبق گفتۀ امام انجام داد. موران با پیدا کردن نامه در ته چاه، آن را نزد پادشاه خود بردند. پادشاه همه موران را جمع کرد و گفت که امام علی ما را فرا خوانده است و باید با عجله نزد او برویم. تمامی موران نزد امام آمده و آمادگی خود را به وی اعلام کردند.

امام فرمود، دستور من این است که وارد قلعۀ شاه مغرب زمین (طال) شده و در مدت دو ساعت هر آنچه آذوقه در آن قلعه هست، آنرا خارج کنید و در دشت روی هم جمع کنید. سپاه موران تمامی آذوقه را در بیرون قلعه جمع کردند. و سپس نزد امام علی رفته و از او اجازه خواستند تا به خاطر عذابی که فرزندان امام (حسن و حسین) از دست شاه مغرب کشیده اند، آنان به قلعه وارد شده و همه مردان و اسب ها را از بین برده و کسی را زنده نگذارند. امام علی از آنان خواست که برگردند و شاه موران سخن امام را پذیرفت و سپاهش را امر به بازگشت داد.

در این زمان به امر خداوند، مدت حکومت زنگی ها به پایان رسید و پادشاه رومی از خواب بیدار شد. و سپاه زنگی ها را شکست و آنها را فراری داد. در این زمان ناله از گبرکۀ پادشاه خاور هم برخاست و حکومت هفت اقلیم به او داده شد. به امر خداوند از شرق تا غرب همه بشریت بر محمد (ص) صلوات فرستادند. در این هنگام چون طایفه گفتار از خواب بیدار شدند، دیدند که همه آذوقه قلعه به غارت رفته است. با عجله به طال خبر بردند. طال گفت این کار چگونه ممکن است در حالی که موری نمی تواند وارد قلعه شود. طال برخاست و اطراف قلعه را بازدید کرد و متوجه ردپای موران شد. پس بر بالای قلعه رفت و دید که همه آذوقه در بیرون قلعه روی هم انباشته شده است و صالح و قنبر در کنار امام علی ایستاده اند.
طال آواز کرد که ای علی، این کار توست. چون مانند تو جادوگری نیست. تو با علم و سحر و با کمک صالح و قنبر آذوقه را از قلعه خارج کردی. سال ها برای جمع آوری این آذوقه رنج کشیدم. برای چه آن را در این صحرا جمع کرده ای، برای چه آمده ای و رهنمای تو کیست. قسم به لات و منات، این کار تو سحر است. امام علی پاسخ داد ای ملعونِ روسیاه این کار خداوند دانا و کریم است. لعنت بر همه جادوگران. یقین بدان خداوند حق است و از حال همه آگاه است. به خدا ایمان بیاور و از پرستیدن بت ها دست بردار. به خدا و پیامبر ایمان بیاور و گرنه تو را خواهم کشت. اگر به خدا ایمان بیاوری، در بهشت به تو قصری خواهند داد. سخنانم را قبول کن و گرنه تمامی مغرب زمین را با خاک یکسان خواهم کرد.
طال گفت مگر من کودکم که سخن تو را گوش کنم. تو لات و منات را مسخره کردی. اگر راست می گویی، بیا جلو و هر آنچه از تو بر می آید به من نشان بده. لشکرم بسیار زیاد است. امام علی گفت پشت و پناه من خداوند سبحان است و من تنها ذوالفقار را دارم. طال گفت دین من را بپذیر تا حسن و حسین را به تو پس دهم. امام علی چون این سخن را شنید، خروشی برآورد و مانند مرغی تیزبال بر بالای قلعه حاضر شد و باروهای قلعه را در خندق فرو ریخت و صدای الله اکبر برآورد. از هیبت صدای امام علی، سی هزار کافر به جهنم وارد شدند. مانند رعد و برق می غرید و کافران را مانند خزان درختان بر زمین می زد.

وقتی که طال این صحنه ها را دید، غرشی برآورد و وارد میدان نبرد شد. سی هزار تن از سپاهیان به همراه فیل های منکلوسی از چهار طرف امام علی را محاصره کردند تا او را اسیر کنند. امام به جنگ با آنها پرداخت و تا نزدیکی غروب نهصد هزار تن را در خون خود غلطاند. طال که این گونه دید، دستور داد تا دو سرباز به زندان رفته و فرزندان امام (حسن و حسین) را آورده و سر از تن آنها جدا کنند تا شاید این گونه نیروی امام علی کاسته شود. سربازان وقتی به نزدیکی زندان رسیدند، اژدهایی را دیدند که به دور دو فرزند حلقه زده است و از آنها محافظت می کند. اژدها دو کافر را طعمه خود می کند و با یک تکان هر دو را می بلعد. چون این خبر به طال می رسد، بسیار خشمگین شده و می گوید خودم به جنگ علی می روم. پس لباسی از آهن بر تن کرد و سوار بر اسب شد و نیزه ای جان ستان که پنجاه گز دراز بود، به دست گرفت. مانند پسر دماوند دماغش پر از دود بود. مانند اژدها وارد میدان شد و مانند گرازی که از بند رها شده باشد. چون به نزدیکی امام علی رسید، لرزه به اندامش افتاد. به امام گفت هر هنری داری، نشان بده تا معلوم شود که بخت کدام یک از ما زودتر سرنگون می شود. امام علی گفت، ای کافر و ملعون خداوند جای حق نشسته است و به کسی یاری می رساند که بداند، به راه حق است. به خدا و پیامبر ایمان بیاور و گرنه با این شمشیر دو سر (ذوالفقار) تو را به جهنم می فرستم. طال خشمگین شد و به امام گفت، می خواهی به تنهایی چکار کنی. طال مانند کوه البرز از جا برخاست و با نیزۀ زهر آلود به امام حمله برد. به امر خدا، جبرئیل بر زمین حاضر شد و بال خود را سپر امام علی قرار داد. امام علی به طال ضربه ای زد که طال آن را حس نکرد. و با طعنه به امام گفت، این بود ضربۀ تو که من حتی آن را حس نکردم. این بود شمشیر بازی تو. امام گفت ای ملعون تکانی به خود بده تا شدت ضربۀ من بر تو معلوم شود. طال هم به خود تکانی داد، دو پاره شده و بر زمین افتاد.

پس از آن شیطان و هبل بر بالای جسد طال حاضر شده و او را به جهنم بردند. سپاهیان از چهار طرف به سوی امام حمله کردند و امام دست، پا و سر آنها را چون خزان بر زمین می انداخت. از زور و بازوی امام، آسمان به لرزه افتاد. ملک سرگردان شد و صدای صلات از گردون بلند شد. ملائک به دین محمد (ص) و به خاطر زورِ بازوی حیدر کرار صلوات سردادند.


. دانشجوی دکتری تاریخ ایران بعد از اسلام دانشگاه فردوسی مشهد.m_advay@yahoo.com.[1]


ادامه مطلب

طبقه بندی: فرهنگی و هنری، ادبیات/شعر، اجتماعی، تاریخ، آموزشی، جفرافیا، اخبار، دینی ومذهبی، دوکترمه‌زهه‌ر ئه‌دوای،
برچسب ها:هورامان-هورامان هانه‌به‌رچه‌م-کتابخانه‌هه‌ورامان؛یانه‌وکتێبووهۆ‌رامانی -هه‌ورامان -هۆرامان-اورامان-اورامانات-دزآور(زاوه ر)-لهون- نوسود-هورامان تخت- ژاورود-پاوه-نودشه(نۆتشه)- رێژاو(ریجاب)-کندوله-ته وێڵه(طویله)-بیاره-شاروو هۆرامانی- مریوان-سروآباد-کرمانشاه-کردستان-دالانی- ایلام-کامیاران-روانسر-جوانرود-چهارقلعه عبدالملکی(زاغمرز-زینوند-حسین آباد-امیرآباد هورامی های شمال ایران)عکس-شبک(شه به ک)-سنجار موصل-کاکه یی خانقین-یارسان- ساور-نودیجه-زازا-زازاکی-قلعه قروه،آمبولانس خیریه روستای دزآور،چورژی،هانه‌به‌رچه‌م،هۆمایون محه‌مه‌دنژاد،مقاله شاه مغرب زمین،مظهر ادوای،
نوشته شده در تاریخ جمعه 17 آبان 1392 توسط همایون محمدنژاد

امین رهبر رسوالله هن
شای ساقی کوثر رسول امین
امین عادل جه محشر سالار
خدا و پیغمبر توبکر قبول
تشریف موری پی ماوای سقر
جه روی خشم کین آما به گفتار
مبو چیش کری به تنها سوار
ای مرد عرب دیوانه مجنون
جه زور ملعون زمین نیشت نلرز
حمله برد پری حیدر کرار
جودم جبرائیل آما و زمین

شابال داندم مودای ذوالفقار
ورنه مشکاوا حوت چنی بقر
صلوات بو بدین پاک پیغمبر
ملعون بی دین بویش نزانا
نزانام چون بی ضرب دس تو
اینه ضرب دس شمشیر بازیت بی
نزانام چطور شانای ذوالفقار
ضرب ذوالفقار معلوم [مبو] لیت
جه فوق فرقت چطور کردن کار
بی و دو پاره کفت و روی زمین
لوان بردشان پی ماوای سقر
جوشیان و قهر تمامی و هم
دور شای مردان حصاری کردن
مشانان پی قصت شاه دل آور
دست دانه قبضه مودای ذوالفقار
ریزا چون خزان دست و پا و سر
داش نروی سینه حیدر صفدر
سرسنان ... ... مشو و بند
پنا برو بذات جهان آفرین
ذوالفقار شانا نیزه کرد قلم
قضا جه آسمان شانا بال و پر
جه زور و بازوی علی شای مردان
ماش الله جه زور حیدر پر ذات
نه ضرب حیدر نوینو ضرر
جه هیبت آما ماهی چنی تور
جه زور بازوی امیر صفدر
جه زور بازوی شیر سهمگین
بروی محمد صد هزار صلوات
پی زور بازوی حیدر کرار
بقر لرزیا لیش نبی15 قرار
نه زور بازوی حیدر پر ذات
مودای ذوالفقار نیشت نروی زمین
زمین شکاوا تا پشت بقر
بروی   محمد    صد    هزار    صلوات


پی نوشت

1. اصل: نجم.

2. اصل: ذیحات.

3. اصل: نامه ش.

4. اصل: ذوللنن: لقب یونس نبی یعنی صاحب ماهی.

5.  اصل: اسپ.

6. شَبَر و شُبَیر نام های امام حسن و امام حسین در زبان سریانی.

7. اصل: شادت.

8. اصل: زلیلن.

9. اصل: دارون.

10. اصل: ملائک.

11. اصل: او و ع.

12. اصل: جی.

13. اصل: چودم.

14. اصل: حمله ک و ردن.

15. اصل: نبر.

واژه نامه

«آ»

آخیز: بلند شدن

آرو: امروز

آما: آمد

آهر: آتش

«الف»

ارقم: ج اراقم: خطرناکترین مارها، مارهای سیاه و سفید

اژنی: شنید

اید بو: این باشد

«ب»

باوران: بیاورید

بَبُو کم: کم بشود

بَرز: بلند

بزان: بدان

بشو: برو

بور: زرد کم رنگ

بوزه: بینداز

بویر: بگذر

بویش نزانا: احساس نکرد

بوینو: ببیند

بیداخ: پرچم

«پ»

پری: به سوی، برای

پنت: به تو

پنش: به آن

پیوه: هر دو با هم

«ج»

جلام: نزد من

جیا: جدا

«چ»

چم: چشم

چَودَم: بعد از آن

«خ»

خاو: خواب

خم: غم

«د»

داش: زد

دل رق: بی رحم

دیشان: دیدند

دیجور: تاریکی، سیاهی

دی: دید

«ر»

ریزنا: ریختن، افتادن

«س»

ساکه: وقتی که

سید الکونین: سید دو عالم

«ش»

شند: پرتاب کردن

«ف»

فتات: ریزه و شکسته از هر چیز

«ق»

قورنا: صدای حیوانات، که در زبان هورامی اختصاصاً برای صدای گاو به کار می رود

قین: خشم

«ک»

کُر: پسر

کوسار: کوهستان

کیمان: کدام یک از ما

«گ»

گرت: گرفت

گوران: بزرگان

گیان: جان

 

 

 

 

215. محمد حبیب دوست خدا هن
سید الکونین رب العالمین
شفا خوای امت عاصی شرمسار
ایمان باوره و دین رسول
ورنه به شمشیر برنده دو سر
220. ساکه اید اژنی طال هرزه کار
واتش به علی جه روی قین و قار
تا کی بی دستور موانی افسون
آخیز کرد نجاه چون کوه البَرز
دست برد پی نیزه زهر آلوی آبدار
225. بامر فرمان رب العالمین
بامر قدرت دانای کردگار
جبرائیل شابال کردش در سپر
هر چند خداوند راضی بو جه سر
بو طور
داونش به امر دانا
230. طل وات ای علی باد دس تو
تا ایسه وی طور خود ناز بی
من باکم نین جه میدان کار
علی وات ملعون تکاندر بویت
اوسا مزانی مودای ذوالفقار
235. تکتندا بویش ملعون بی دین
حاضر بی چَودَم13 شیطان هبل
لشکر کفار ویتور بی و جم
سپاه به یکجار حمله کردن14
نه چهار جانب به تیر و تبر
240. شای مردان چودم خروشا بقار
بوطور حمله کرد شاه دل آور
نویت بزور نیزه پر خطر
پنا برو بذات دانای ذالمنن
نوبه کفت به دست علی شیر دین
245. شیرکردگار بازو کرد و خم
نهیب دا دلدل پرنده بی پر
سما لرزیا ملک سرگردان
جه گردون خیزا صدای هی صلات
لعین بی دین دست بر پی سپر
250. کیشا نروی سر سپر وینی هور
ملائک تمتم موات الحضر
جه مه تا ماهی لرزنا زمین
ملائک وانا حمد و روی زات
صلوات دا به دین رسول نازار
255. علی شای مردان دست آورد  بدار
سما سرنگون ملائک بی مات
دانه فوق فرق ملعون بی دین
شندش ذوالفقار برنده دو سر
259.ماش الله جه ضرب حیدری پر  ذات

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: فرهنگی و هنری، ادبیات/شعر، اجتماعی، تاریخ، آموزشی، دینی ومذهبی، دوکترمه‌زهه‌ر ئه‌دوای، جفرافیا، اخبار،
برچسب ها:هورامان-هورامان هانه‌به‌رچه‌م-کتابخانه‌هه‌ورامان؛یانه‌وکتێبووهۆ‌رامانی -هه‌ورامان -هۆرامان-اورامان-اورامانات-دزآور(زاوه ر)-لهون- نوسود-هورامان تخت- ژاورود-پاوه-نودشه(نۆتشه)- رێژاو(ریجاب)-کندوله-ته وێڵه(طویله)-بیاره-شاروو هۆرامانی- مریوان-سروآباد-کرمانشاه-کردستان-دالانی- ایلام-کامیاران-روانسر-جوانرود-چهارقلعه عبدالملکی(زاغمرز-زینوند-حسین آباد-امیرآباد هورامی های شمال ایران)عکس-شبک(شه به ک)-سنجار موصل-کاکه یی خانقین-یارسان- ساور-نودیجه-زازا-زازاکی-قلعه قروه،آمبولانس خیریه روستای دزآور،چورژی،هانه‌به‌رچه‌م،هۆمایون محه‌مه‌دنژاد،مقاله شاه مغرب زمین،مظهر ادوای،
نوشته شده در تاریخ جمعه 17 آبان 1392 توسط همایون محمدنژاد



              هورامان هانه‌به‌رچه‌م      

نسخه گربه و موش هورامی(اورامی):الماس خان کندوله‌ای

داستان گربه و موش، جدیدترین سری به دست آمده از مجموعه داستان‌های موش و گربه ایرانی است که تا امروز 15 داستان از آن‌ها به دست آمده است.

به واقع گربه و موش اثری از الماس‌خان کندوله‌ای (شاعر و سردار سپاه نادر شاه افشار)، در 213 بیت و در دو بخش سروده شده است. این منظومه به زبان هورامی است که به اعتقاد دیوید نیل مکنزی، زبان‌شناس برجسته آلمانی زبان هورامی، زبان کاملاً متفاوت و مستقل از زبان کردی و فارسی است. مقاله حاضر می‌کوشد به بررسی زندگانی سیاسی شاعر، اعتقادات و آثار وی و به ویژه داستان گربه و موش که جدیدترین اثر به دست آمده از این شاعر برجسته هورامی زبان است، بپردازد.

زندگانی سیاسی الماسخان

از کندوله شاعران برجسته هورامی و فارسی گوی برخاسته اند که از آن جمله الماس‌خان کندوله ای شاعر بزرگ اورامی زبان است که اهالی، اصل او را از روستای پلنگان (روستایی از شهرستان کامیاران) می‌دانند.2 وی در سال 1118هـ.ق در روستای کندوله از توابع کرمانشاه چشم به جهان گشود.3 او اهل کندوله بیلوار بود و از اهالی تیره‌های محله وسط «سِمایله». الماس‌خان از شاعران برجسته عصر نادری است که با در هم آمیختن رزم و بزم آثار جاویدانی را خلق کرده است. الماس تمامی آثار خود را به صورت منظوم سروده است.

به استناد نسخه‌ای به نام «رستم و اسفندیار» که به تازگی از دانشگاه برلین به دست آوردیم، و سال 1012هـ.ق بر آن ثبت است، نام پدر وی رضا خان بوده است.4 طبق این نسخه پدرش هم شاعر بوده و احتمالاً قبل از الماس، پدرش شاهنامه نویسی به زبان هورامی را شروع کرده است. و به احتمال فراوان الماس‌خان راه پدر را ادامه داده است. این موضوع همچنین این نکته را در مورد زندگی الماس رد می‌کند که او، پس از خلع شدن از سپاه نادر به شعر و موسیقی روی آورده است. بلکه الماس‌خان احتمالاً قبل از ورود به سپاه نادر و حتی در زمانی که در سپاه هم حاضر بوده، شاهنامه‌نویسی می‌کرده و شعر می‌سروده است. به ویژه که خود وی با حضور در میدان جنگ با تورانیان،5 حس شاهنامه‌نویسی را در خود تقویت کرده و آن را در آثارش به زیبایی ترسیم کرده است.

علاوه بر این، سبکی را که الماس‌خان در نوشتن آثار خود به ویژه در جنگ نامه نادر به کار گرفته، به صورت شگفت‌انگیزی، شباهت تامی با سبک جهانگشای نادری اثر میرزا مهدی خان استرآبادی دارد، تشبیهات، استعاره و مواردی از این دست، تقریباً در هر دو اثر یکی است، به ویژه در آخرین جنگی که نادر با اشرف افغان انجام داد، هم الماس‌خان و هم میرزا مهدی خان در آثار خود به خونین شدن دشت و رود ‌هامون همچون دشت گل لاله اشاره کرده‌اند. به نظر می‌رسد که این شباهت تصادفی نبوده و الماس‌خان، با میرزا مهدی خان و سبک نویسندگی وی آشنایی داشته است. به این دلیل و آن گونه که الماس خود در داستان گربه و موش نقل می‌کند، وی در این جنگ که در جمادی الثانی 1342 هـ.ق رخ داد، حضور داشته است.

شرح حال الماس‌خان در چندین کتاب به صورت بسیار کوتاه آمده است. از آن جمله محمد علی سلطانی در آثارش با نام حدیقه السلطانی و جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان و صدیق بوره‌که‌ای در کتاب میژووی ویژه کوردی و مردوخ در کتاب تاریخ مشاهیر کُرد، از وی نام برده‌اند. از کودکی الماس‌خان هیچ سندی در دست نیست، اما به احتمال فراوان در حجره‌ها به طلبگی و در مکتب‌خانه‌ها به فراگیری علوم زمان پرداخته است.

باید گفت محققان و پژوهشگران، در آن چند برگی هم که در مورد زندگی و آثار  الماس‌خان نوشته‌اند، چندان پیرو خط همدیگر نبوده و مطالب ضد و نقیض زیادی نوشته‌اند. از آن جمله درباره نام الماس‌خان است. وی را با نام الماس‌خان کندوله‌ای، خان الماس، الماس‌خان کردستانی، سرهنگ الماس‌خان، میرزا الماس‌خان، الماس‌خان بن خسرو خان کلهر و ... یاد کرده‌اند. از جمله این افراد صدیق بوره‌که‌ای است که الماس‌خان کردستانی و الماس‌خان کندوله‌ای را به عنوان دو فرد جداگانه نام می‌برد. الماس‌خان کردستانی در دوره قاجاریه بوده است، اما به نظر می‌رسد غیر از خان الماس، مراد از بقیه افرادی که نام برده می‌شوند، همان الماس‌خان کندوله‌ای است.

محمد علی سلطانی در کتابش درباره الماس‌خان می‌نویسد که میرزا الماس‌خان، سرهنگ الماس‌خان یا الماس‌خان کردستانی، فرماندهی تیپ سنندج (تیپ اردلان) را در سپاه نادر شاه (1148 – 1160هـ.ق) بر عهده داشت. الماس در جنگی که در 7 ماه صفر سال 1146هـ.ق بین سپاه نادر و توپال عثمان پاشا روی داد، شرکت داشت. سپاه نادر در این نبرد شکست خورد و ظاهراً عقب نشینی بی موقع الماس‌خان یکی از دلایل این شکست بود. یا به قول سرجان ملکم این کار باعث شکست نادر شد و یا طبق اظهارات میرزا مهدی خان در کتاب جهانگشای نادری از استقرار نظم مجدد عاجز ماندند. به همین دلیل نادر او را از سپاهش خلع می‌کند؛ البته گویا خلع وی برابر با مجازات شدید و حتی اخته شدن الماس‌خان بوده است.6 الماس‌خان پس از بازگشت به کندوله روی به شعر و موسیقی آورد. وی در نواختن تنبور مهارت بسزایی داشت. الماس در طی سال‌های 1190 تا 1200 هـ.ق دار فانی را وداع می‌کند.7 این در حالی است که بوره‌که ایی سال‌های زندگانی وی را بین سال‌های 1118 تا 1198 هـ.ق می‌داند.

البته مرگ جهانگشای افشار در روحیه معاصرینش که دارای احساسات رزمی بودند، تأثیر بسزایی داشت که الماس‌خان هم ولو اینکه اشد مجازات را از وی دیده بود، شیوه فتوتی را که خاص سپاهی‌گری بود، نگذاشت بی‌نصیب بماند، چنان‌که دریای جوشان طبع غرایش سلک دُر نادرنامه (جنگ‌نامه نادر) را به ساحل وفا و ساحت شعراء هدیه نموده است که امروز شاهد بر طبع بلند و فطرت پاک و توانایی قدرت خلاقه اوست.8

پس از وفات الماس‌خان، او را در دامنه کوه پیرافته که کوهی است مقابل روستای کندوله که مقبره شاهزاده محمد حسین معروف به پیرافته بر روی این کوه چشم‌انداز زیبایی دارد، دفن کردند، اما امروزه محل دقیق دفنش مشخص نیست.9

سرانجام اینکه میرزا شفیع از یاران و شاعران هم‌عصرِ الماس‌خان پس از مرگ وی مرثیه‌ای درباره او سروده و در آن به انقطاع نسل الماس اشاره کرده است.

 

میرزام خاموشان میرزام خاموشان

 

مبارکت بو مأوای خاموشان

 
 

نوشت بو باده بیهوشی هوشان

 

رفیق مجلس جرگه می نوشان

 
 

سرای سنگ و گل ونت با نبو

 

روحت نه دیوان شرمسار نبو

 
 

هانام بو اعجاز دعای خاصان بو

 

سزای گور افشار ونت آسان بو

 
 

نوخت سوال پرسای خیر و شر

 

قادر و قدرت لیوت کروتر

 
 

بینای بی زوال شای پشت پرده

 

ببخشود گنای کرده ویرده ...10

 

اعتقادات الماسخان

الماس‌خان پیرو مذهب شیعه اثنی عشری بوده و به خاندان پیامبر (ص) ارادت خاصی داشته است. این اعتقاد آنقدر شدید بوده که در بیان آن، شاعر اسطوره را با روایات دینی و مذهبی آمیخته است. ذکر نمونه‌هایی که در آن ارادت الماس‌خان به پیامبر (ص) و ائمه اطهار آشکار است، خالی از فایده نیست:

 

هر کس صلواتی باورو و دم

 

شراره دوزخ نوینی و چم11

 
 

هر کس صلواتی بدی و حیدر

 

جامی منوشو و حوض کوثر

 
 

امیدواریم که اثنای عشر

 

شفا خواهان بو و روژ محشر

 
 

یاران‌هام دم وعده صلواتن

 

محمد شفیع روی کائناتن

 
 

یاران یاوران واده عرضمن12

 

صد صلوات و دین امام حسن

 
 

یاران به حاجت پیامبران گِشت13

 

ببخشه گُنای فقیر زیبا زشت

 
 

یا رب به حاجات نام محمد

 

به شرافتی الله الصمد

 
 

هر کس باورو صلواتی نَکار

 

نَه روز محشر نَبو شرمسار

 

 همچنین الماس‌خان آن چنان که در برخی اشعارش مشاهده می‌گردد، نسبت به امور دنیوی بی‌تفاوت است و اعلام می‌دارد که این دنیای فانی ارزش آن را ندارد که به آن دل خوش نمود:

 

آخر ندارو ای دنیای فانی

 

منزل گای آخر سرای جاودانی

 
 

اگر گدایی اگر شاهنشاه

 

مبو هر بوی و خاک سیاه

 

این جنبه از عقیده و نظر الماس‌خان را می‌توان در جنگ‌نامه‌اش و حتی در دیگر آثار او به وضوح مشاهده کرد، حتی در داستان گربه و موش هم، الماس این عقیده خود را آشکار می‌کند.

آثار  و تألیفات الماسخان

آثار و تألیفات زیادی را به الماس‌خان نسبت داده‌اند. در این میان آقای امین گُجری مصحح شیرین و فرهاد آن‌ها را با تفصیل بیان نموده است؛ از آن جمله: خورشید و خرامان، بیژن و منیژه، لیلی و مجنون، یازده رزم (سیاوش نامه، برزو نامه، نادر و توپال، خاوران، علی و ناتل، رستم و اسفندیار، رستم و سهراب، ضحاک و کاوه آهنگر، فرامرز و سهراب شاه، برزو و فولادوند، رستم و نهنگ جم جم) و ...

محمد علی سلطانی هم در کتاب جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان می‌گوید: اهالی اثر الماس‌خان را که به نام خمسه الماس‌خان معروف است، چنین ذکر می‌کنند: «یوسف و زلیخا، شیرین و فرهاد، لیلی و مجنون، زرد آهنگ کنیزک و یازده پسر».

با وجود اینکه بسیاری از این آثار امروزه تصحیح شده‌اند و درباره آن‌ها مطالب فراوانی نوشته شده است، ولی من مناسب دیدم که برخی از این آثار را از روی نسخه خطی‌ای که در دسترسم بود، معرفی کنم.

1. شاهنامه:  این شاهنامه که بیش از یازده نسخه بوده، در قالب کتابی جداگانه چاپ شده است.14 داستان‌های رستم و کوی کهزاد، هفت خان رستم، سیاوش، برزو فولاوند، منیژه و بیژن، جنگ هفت لشکر، رستم و زردهنگ،15 رستم و اسفندیار، رستم و شغاد و همچنین بهمن، فرامرز و آذربرزین را در بر می‌گیرد.

2. منظومه هفت لشکر: این نسخه با نام هفت لشکر با شماره ثبت 86972 و شماره قفسه 13689 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است. این نسخه دارای 4859 بیت است که توسط سید بهاءالدین پسر سید قطب‌الدین در 304 صفحه و در روز پنج شنبه 20 جمادی الاخر سال 1391 هـ.ق کتابت شده است. این نسخه را یک بار دیگر در سال 1359 هـ.ق بهاءالدین کتابت کرده بود.

3. منظومه هفت خان رستم: این نسخه که ادامه نسخه جنگ‌‌نامه نادر از کتابخانه ملی است، با ابیات 2707 و 2708 شروع می‌شود.

 

بنام بیچون بینای بهترین

 

پادشای بی‌باک جهان آفرین

 
 

شکافنده شوق شکوفه کلان

 

نوازنده دنگ صدای بلبلان

 

و با صلوات بر پیامبر (ص) و امام علی (ع) طی ابیات 3209 و 3210 نسخه به پایان می‌رسد.16 و در پایان نسخه کاتب می‌نویسد: «تمام شد کتاب هفت خوان در یوم شنبه هیجدهم رجب به خط حقیر فقید سید صفر علی سید موسوی ساکن قریه عباس آباد».

4. منظومه جنگ کیخسرو با عدیم شاه: این نسخه با نام مثنوی شاهنامه با لهجه‌ای خاص و با شماره ثبت 207724 و شماره قفسه 16559 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی نگهداری می‌شود. مراد از لهجه‌ای خاص در این نسخه زبان هورامی است. این نسخه دارای 96 صفحه و 1470 بیت است. با توجه به صفحات نسخه مشخص می‌شود که هفت صفحه اول آن افتاده است. به این دلیل چگونگی شروع نسخه مشخص نیست.

  نسخه با سلام و درود بر پیامبر (ص) تمام می‌شود.17 این نسخه در روز پنج شنبه 14 شهر شوال المکرم 1288 هـ.ق توسط خالد رنجور کتابت شده است.

5. منظومه رستم و ببر بیان: این نسخه با شماره ثبت 86418 و شماره فقسه 9773 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی نگهداری می‌شود که دارای 72 صفحه و 883 بیت است. این نسخه با بیت «بنام داور بنای بی مثال / پادشای قدیم برد بلند بال» شروع می‌شود و با درود و سلام بر پیامبر (ص)، امام علی (ع) و دیگر امامان شیعه پایان می‌یابد. این نسخه را شخصی به نام یارالله رستمی در اول فروردین 1347 هـ. ش کتابت کرده است.

6. منظومه شیرین و فرهاد: منظومه شیرین و فرهاد با شماره‌های قفسه856 و ثبت 14960 در کتابخانه مجلس سنا موجود است و مهر کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی را با شماره 7595 در صفحات آغازین خود، داراست. این نسخه دارای 224 صفحه و حدود 2822 بیت است. و با توجه به افتادگی آغاز و پایان نسخه، نمی‌توان کاتب و تاریخ کتابت نسخه را مشخص کرد.

7. منظومه خسرو و شیرین: از نسخه‌های برلین که دارای 2950 بیت و 282 صفحه است. الماس‌خان در ابیاتی، نام خود را هم آورده؛ از آن جمله در ابیات زیر که نمونه‌ای از اشعار این نسخه هستند، شاعر دنیا را دمی می‌داند که خود به توصیف آن پرداخته است؛ دنیایی که نزد انسان‌های خاص، خریدار دارد.

 

بشکافون صندوق مهر مرواری

 

ارزان کرد دُر دانه دیاری

 
 

بخروشون به سنگ حکاکان چین

 

صرافان صفت کننده نگین

 
 

دنیا دمی بو جه واته الماس

 

خرید بو جه لای خواصان خاص

 

8. منظومه جنگنامه نادر: الماس‌خان در این منظومه از زبان قلعه‌ای خرابه داستان عصر حمله افغان‌ها به ایران و برآمدن نادر شاه را به تصویر می‌کشد. الماس از خرابی ایران پس از این حمله سخن می‌گوید و اینکه نادر در پی پس گرفتن ایران از دست افغان‌ها بر می‌آید؛ سپس به هند حمله کرده و پس از آن، وارد نبرد با عثمانی‌ها می‌شود، در نبرد با عثمانی‌ها پیروزی‌ها و شکست‌هایی را متحمل شد و در آخر هم با آن‌ها صلح‌نامه‌ای را امضا کرد. نادر علاوه بر این در داغستان با لزگی‌ها درگیر شد و آن‌ها را شکست داد. او حتی پس از حمله به هند در بازگشت با افغان‌ها و اوزبک‌ها نبرد می‌کند و آن‌ها را شکست می‌دهد. پس از نبرد با عثمانی‌ها، نادر با شورش‌های داخلی مواجه شد، ولی او موفق شد بر بسیاری از این شورش‌ها غلبه پیدا کند. سرانجام او که با افغان‌ها برای قتل عام سرداران ‌ایرانی نقشه‌ای را طرح‌ریزی کرده بود، شبانگاه از سوی سرداران ایرانی سپاهش کشته می‌شود.

تا امروز از این جنگ‌نامه، 5 نسخه به شرح زیر به دست آمده است: 2 نسخه از مجلس شورای اسلامی، 1 نسخه از کتابخانه ملی، 1 نسخه از کتابخانه شخصی میبدی در کرمانشاه و 1 نسخه از دانشگاه برلین. همچنین دکتر شکر مصطفی این نسخه را با نام نادرنامه در کردستان عراق به نوشتار کردی در آورده و چاپ کرده و ایرج بهرامی هم آن را در جلد دوم شاهنامه کردی چاپ کرده است.

9. مجموعه اشعار پراکنده: الماس‌خان علاوه بر منظومه‌هایی که سروده، اشعار پراکنده با مضمون‌های مختلف هم دارد که تا امروز جمع‌آوری و چاپ نشده‌اند. البته نام وی در پاره‌ای از این نسخه‌ها وجود دارد، اما با سبک‌شناسی اشعار الماس می‌توان گفت که این ابیات تعلق به وی دارند.

10. منظومه خورشید و خاور: این منظومه نزدیک 2300 بیت شعر در قالب مثنوی یا 10 هجایی که قالب اختصاصی هورامی است، دارد. ساختار این منظومه عاشقانه درباره دو یار شاهزاده به نام‌های خورشید و خرامان است که خورشید پسر عادل شاه پادشاه خاوران و خرامان دختر خاقان چین است. خورشید برای رسیدن به معشوقه خود به مدت چند سال دچار مشکلات جنگ و جدال‌هایی می‌شود تا اینکه به وصلت خرامان می‌رسد.

منظومه گربه و موش

این منظومه تا به امروز ناشناخته مانده است، به حدی که در میان نسخه‌هایی که از آثار الماس‌خان چاپ شده و مصححانی که آثار الماس را نام برده‌اند، از این اثر نامی برده نشده است. این منظومه، در حقیقت مکمل جنگ‌نامه نادر است و برای شناخت هر کدام از آن‌ها نیاز داریم که دیگری را هم بشناسیم؛ همچنین این دو اثر (جنگ‌نامه نادر و گربه و موش) جزء معدود آثاری هستند که الماس، آن‌ها را منطبق با واقعیت‌های زمان خود نوشته است و برای آشکار کردن زوایای تاریک این دوره از تاریخ ایران، بسیار مهمند.

نسخههای گربه و موش

از منظومه گربه و موش، سه نسخه موجود است:

1. نسخه برلین: این نسخه در مجموعه کتابخانه برلین، اموال فرهنگی پروس در بخش شرقی آن قرار دارد.18 نسخه دارای 173 بیت و 17 برگ است. آن گونه که از اول و آخر نسخه بر می‌آید، در این نسخه داستان گربه و موش در یک مجموعه از اشعار هورامی قرار دارد. آغاز آن با «بسم الله الرحمن الرحیم» شروع می‌شود و با بیت «یه الماس واتن بار غم نه دوش / تالان زده دست سپای موش» یعنی این را الماس‌خان گفته است، کسی که باری از غم بر دوش داشت و کسی که از سوی سپاه موشان غارت شده بود. پایان می‌یابد و ادامه آن اشعار دیگری است. در مقایسه با دو نسخه دیگر این نسخه کامل است و به همین دلیل ما آن را برای تصحیح داستان گربه و موش اصل قرار دادیم و دو نسخه دیگر را با این نسخه تطبیق داده‌ایم.

2. نسخه اول مجلس: این نسخه که گویا در دست یکی از برادران کُرد عراق بوده و به دست ما رسیده، به گفته خودش، این نسخه را از مجلس شورای اسلامی ایران گرفته است، اما تلاش ما برای پیدا کردن این نسخه در فهرست‌های منتشر شده از مجلس بی‌فایده بود. با این وجود، نسخه دارای 130 بیت و 10 برگ است. البته باید گفته شود که در آغاز نسخه مانند نسخه برلین، نامی از الماس‌خان نیامده است؛ این در حالی است که در داستانی که خود الماس راوی و قهرمان آن است، نام وی آمده است.

از میان8 بیت صفحه اول این نسخه، فقط سه بیت آن به طور کامل قابل خواندن هستند و بقیه را به خاطر افتادگی نسخه نمی‌توان خواند. به این صورت:

 

تا سر ندرون دریا هوش

 

... ... ... ... ... ...

 
 

روژی نیشته بیم به خاطر ز کار

 

واده هور ... ... ... ...

 
 

چنی خیالان مینت گرفتار

 

دیم نیره موش آمـ ... ... ...

 
 

مدرا برابر و تند و غراب

 

جولاندا بویش سویل ... ...

 
 

غرا و هیبت و آواز برز

 

نه چریکه او اعضام نیشت نلرز

 
 

لرزام ستیزام هوریزام نجا

 

به شرط ادب من مدرام و پا

 
 

نیره موش غرا نروی قین و قار

 

به شرط ادب من مدرام و پا

 
 

واتش مترسه کارم نین لیت

 

اول و صلاح ... ... ... ...

 

این 8 بیت غیر از بیت 5 که در نسخه برلین نیامده است، به ترتیب برابر با ابیات 2، 3، 4، 6، 7، 5 و 8 نسخه برلین هستند. بیت 9، 10، 1911، 2012، 13، 14 در این نسخه برابر با ابیات 10، 12، 11، 13، 14 و 18 نسخه برلین اند. ابیات 2115 و 2226 این نسخه در نسخه برلین نیامده‌اند. همچنین ابیات 16، 17، 18 و 19 قابلیت خواندن ندارند، به این صورت:

 

یکجار نوا نوت ملا ابراهیم

 

نوا ... ... ... ... ...

 
 

واتم نیره موش من ... ...

 

... ... ... ... ... ...

 
 

آمان شیر ... ... ... ...

 

... ... ... ... ... ...

 
 

... ... ... ... ... ...

 

... ... ... ... کرو قایم

 

ابیات 20، 2321، 22، 23، 24، 25، 27، 28، 2429، 2530، 2632، 2733، 34، 35، 36، 37 28، 2939، 3040، 3141 این نسخه برابر با ابیات 21، 22، 25، 19، 24، 25، 68، 51، 52، 7، 54، 59، 60، 61، 62، 44، 45، 41 و 43 هستند. ابیات 38، 55، 56، 57 و 60 این نسخه، در نسخه برلین وجود ندارند.

 

دزد کم فرصت نه مرد نه ژنن

 

دستا ژوی ژنان چکاو لپنن

 
 

خیلی فکرم برد نه حجره درون

 

واتم روی درد موشان چون برون

 
 

جه داغ خریک بیم خجل

 

آخر شای گربه آوردم و دل

 
 

لوام به خدمت گربه عالیجاه

 

چون غارتگر یاه پی عرض درگاه

 

ابیات 42،  3243، 44، 45،  3346، 47، 3448، 49، 50، 3551، 52، 53، 54، 58، 59، 61، 3662، 3770، 71،  3873، 74، 3975، 4076، 4177، 4280، 81، 82، 83، 4388، 89، 90، 91، 92، 96،  4497، 98، 4599، 100، 46101، 105، 106، 107، 108، 109، 110، 112، 116،47119، 120، 121، 122، 123، 48125، 49126، 50127، و 128 این نسخه، به ترتیب برابر با ابیات 63، 39، 40، 37، 38، 46، 47، 49، 65، 64، 66، 58، 67، 70، 71، 73، 74، 80، 81، 78، 77، 82، 83، 85، 92، 91، 87، 88، 94، 95، 96، 97، 98، 99، 119، 101، 102، 103، 105، 106، 107، 108، 109، 111، 113، 114، 127، 120، 121، 122، 123، 129، 133، 134، 135، 136 و 110 نسخه برلین است.

ابیات 63 تا 69، 72، 78، 79، 84، 85، 86، 87، 93، 94، 95، 102، 103، 104، 111، 113، 114، 115، 117، 118، 124، 129، 130 و 131 این نسخه در نسخه برلین وجود ندارند. این ابیات را به ترتیب در زیر می توان مشاهده کرد.

 

چند گربه دلیر چنگ تیز چون الماس

 

صاحب زور و ذات پادشاه شناس

 
 

مدران نروی تخت شیر هنرمن

 

به سام هیبت وینه پیلتن

 
 

خان خوانین وزیر و ناظر

 

صاحب صفتان نه خدمت حاضر

 
 

چند جه سرداران آزموده جنگ

 

مدران نه خدمت سردار سرهنگ

 
 

فراشُ غلام خانُ میر غضب

 

مدران نه خدمت شای عالی نصب

 
 

جه دور دیار دام کفتم نروی خاک

 

جه داغ موشان یقه کردن چاک

 
 

عرض کردم و شاه دلیر بی باک

 

واتم فدات بام شیر سهمناک

 
 

شاه حاطم خو یه فرهادم رس

 

نیره موش یانه من کردن دروس

 
 

جه قهر غیرت او مرنا یقین

 

چنگ دا نه دیوار دُمدا نه زمین

 
 

فرما و جارچی جار دا نه شاران

 

و لای دلیران سرهنگ سرداران

 
 

هی بیانن غزای موشانن

 

غزای قتل قین دل پر جوشانن

 
 

تمامی گربه جوشیان آمان

 

صف کیشان نه طرح سپای بی سامان

 
 

خروشان آمان سرهنگ سرداران

 

نه قاپی کاوان سنجق وناران

 
 

واتن فدات باین چه امری داری

 

غزای قتل کی پیمان51 مسپاری

 
 

نیره موش کریم سپاش دین شکست

 

تخت شای موشان باورین و دست

 
 

و مردی مصاف حربه قار و قین

 

نیلین تخماقه موش نه سرزمین

 
 

کاری بکرین و موش بد خو

 

دایارالبشر لیشان بر نشو

 
 

تمور و کمتار موش خرماهی

 

جوشان جه زمین تا گاو ماهی52

 
 

خروشان آمان سپای ستمکار

 

نکنای زمین نه درز دیوار

 
 

یا نه یکایک جم بستن نو جا

 

کردشان آخیز نه پی رزمگاه

 
 

گوربه چکارن پشی جه53 پیشن

 

لشکر گوربه داخل و چیشن

 
 

با بدین نه تیپ54 گربه بد نظر

 

مردیون روژیون چه زود چه دیرتر

 
 

کاری کین و تیپ گوربه دیاران

 

هر شهنامه بو تا روزگاران

 
 

شکست دین55 و تیپ گربه بی حیا

 

یادگاری بو تا قرن دنیا

 
 

شاه جه نیره موش شنفت ای هوال

 

جه شوق شادی شانا پروبال

 
 

در دم شای موشان جمشدا سپاه

 

آما روبروی گربه کینه خواه

 
 

شاه موشان واتش یه چه طور کریم

 

دوره لشکر گربه چون بریم

 
 

نیره موش واتش شاه عالیجاه

 

هیچ صلا نین به غیر از رجا

 
 

بکیانیم چند کس کتیخدا بیو

 

با ولی بدین تا پشی نیو


ادامه مطلب

طبقه بندی: فرهنگی و هنری، اجتماعی، تاریخ، ادبیات/شعر، جفرافیا، اخبار، آموزشی، دوکترمه‌زهه‌ر ئه‌دوای، میرزائه‌ڵماس خان که‌ندوله‌یی،
برچسب ها:هورامان-هورامان هانه‌به‌رچه‌م-کتابخانه‌هه‌ورامان؛یانه‌وکتێبووهۆ‌رامانی -هه‌ورامان -هۆرامان-اورامان-اورامانات-دزآور(زاوه ر)-لهون- نوسود-هورامان تخت- ژاورود-پاوه-نودشه(نۆتشه)- رێژاو(ریجاب)-کندوله-ته وێڵه(طویله)-بیاره-شاروو هۆرامانی- مریوان-سروآباد-کرمانشاه-کردستان-دالانی ایلام-کامیاران-روانسر-جوانرود-چهارقلعه عبدالملکی(زاغمرز-زینوند-حسین آباد-امیرآباد هورامی های شمال ایران)عکس-شبک(شه به ک)-سنجار موصل-کاکه یی خانقین-یارسان- ساور-نودیجه-زازا-زازاکی-قلعه قروه(قه لا)،همایون محمدنژاد-گورانی- ماچو-امیری- پرنیان-پالنگان(پالنان)،الماس‌خان کندوله‌ای،مظهر ادوای،
دنبالک ها: کتابخانه‌هه‌ورامان؛یانه‌وکتێبووهۆ‌رامانی،
نوشته شده در تاریخ شنبه 23 شهریور 1392 توسط همایون محمدنژاد
.: Weblog Themes By Abdollah Habibi :.

تعداد کل صفحات : 9 :: ... 6 7 8 9