کتاب "خورشید و خرامان "اثر ماندگار نویسنده بزرگ هورامان

"میرزا الماس خان کندوله‌ای" به بازارکتاب آمد

کتاب " خورشید و خرامان " اثر ماندگار "میرزا الماس خان کندوله ای" شاعر بزرگ دوره افشاریه و از بزرگترین شاعران کورد ، با تصحیح فرهاد عزتی زاده و مسعود قنبری، توسط انتشارات دیباچه( در تیراژ ۱۰۰۰ جلد و در ۴۰۰ صفحه) منتشر شد.

 

"خورشید و خرامان" اثری عاشقانه- حماسی، با داستانی زیبا و دل انگیز است که از روی هشت نسخه خطی قدیمی که از مناطق مختلف کوردنشین به دست آمده اند تصحیح شده است. زبان این منظومه مانند دیگر منظومه های کلاسیک کوردی "کوردی گورانی" می باشد و کتاب از نظر ارزش ادبی و هنری و زبان شناختی اثری بسیار ارزشمند می باشد. شکل خیالی و تخیل قوی موجود در اثر و وجود صحنه ها و مجالس سرشار از شکوه و تجمل وزیبایی و قهرمانان و پهلوانانی سرشار از جوانمردی و فداکاری، تنوع و تعدد شخصیت ها، وجود دیو و اژدها و... و نیز زبان روان و اشعار درخشان میرزا الماس خان اثر را بسیار جالب و خواندنی کرده است. کتاب به صورت بیت به بیت لاتین نویسی شده، واژگان و ابیات دشوار منظومه و ظرافت های اثر توسط مصححین توضیح داده شده و در آخر کتاب نیز تصاویری از هشت نسخه ی خطی که کتاب از روی آن ها تصحیح شده، آورده شده است.



ادامه مطلب

طبقه بندی: فرهنگی و هنری، اجتماعی، ادبیات/شعر، تاریخ، میرزا ئه‌ڵماس خان که‌ندوله‌یی، ئارام شه‌کیبایی، زوانی هه‌ورامی،
برچسب ها:هورامان هه‌ورامان‌هانه‌به‌رچه‌م-کتابخانه‌ هورامان؛یانه‌وکتێبووهه‌ورامانی-هه‌ورامان-هۆرامان-اورامان-اورامانات-دزآور(زاوه‌ر)-لهون-نوسود-هورامان تخت ژاورود-پاوه-نودشه(نۆتشه)زرده-پریان-رێژاو(ریجاب)-کندوله-ته‌وێڵه(طویله)-بیاره-ساور-نودیجه-حلبچه(هه‌له‌بجه)-خۆرماڵ مریوان-سروآباد-کرمانشاه-کردستان-دالانی-ایلام-کامیاران-روانسر-جوانرود-چهارقلعه‌عبدالملکی(زاغمرز-زینوند-حسین‌آباد-امیرآباد هورامی های شمال ایران)-عکس-شبک(شه‌به‌ک)-سنجار- کاکه‌یی-یارسان-ساور-نودیجه-زازا-زازاکی)-قلعه قروه-چورژی-هانه‌به‌رچه‌م-هۆمایون محه‌مه‌دنژاد،وه‌سیه‌ت په‌ی مه‌زهه‌ری،سه‌فه‌ره‌کێ گالیوێری،کتاب "خورشید و خرامان "اثر ماندگار نویسنده بزرگ هورامان "میرزا الماس خان کندوله‌ای" به بازارکتاب آمد،
دنبالک ها: وبسایت هه‌ساره،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 19 مهر 1395 توسط همایون محمدنژاد

زبان ما (2) ..... آرام شکیبایی

در بخش اول این مجموعه یادداشتها به بررسی گذرایی از خانواده‌های زبانی و همچنین دوره‌های زبانی زبانهای آریایی پرداخته شد. در این نوشته نیز مانند نوشته قبلی با زبانی ساده و حتی الامکان غیرتخصصی به بررسی موضوع خواهیم پرداخت، آنچه در ادامه خواهد آمد شاید از دید یک زبانشناسی تاریخی و حتی یک زبانشناسی اجتماعی موضوعی ابتدایی، حل شده و کم ارزش جلوه دهد، اما متاسفانه در نزد ما این موضوع هنوز حل نشده باقی مانده و حتی آگاهانه و یا غیرآگاهانه از سوی افرادی نیز دچار انحراف شده‌است. در اینجا به باورهایی که مردم هورامان در مورد زبانشان دارند خواهیم پرداخت. قبل از پرداختن به موضوع اصلی، نظر مخاطب را به یک مثال بسیار ملموس که ممکن است در ادامه بحث کمک شایانی به ما کند، جلب میکنم: (پدری را در نظر بگیرید که دو فرزند همزاد دارد ، فرزند الف شباهتهای ظاهری بیشتری نسبت به پدر دارد، ولی لزوما این فرزند، فرزند بزرگتر(قدیمی‌تر) نیست. در واقع هر دو فرزند متعلق به پدرشان هستند، و پدر نیز متعلق به هر دوی آنهاست، همچنین فرزند الف نمیتواند صرف شباهت بیشتر با پدر، فرزند ب را از ارث پدری محروم کند).

با پیشرفت علم، امکان مطالعات دقیق تاریخی و علمی و فراهم بودن شرایط، بهتر است به خود اجازه داده که از نوشته‌ها و یادداشتهای چند شرقشناس، ایرانشناس و ایرانگرد صده‌های 18 و 19 میلادی،که نسبت به ما شناخت کمتری از زبان و فرهنگ ما دارند فراتر رفته، و خود با شیوه‌های نوین و با تکیه بر دانش روز در مورد زبان خود تحقیق کنیم، لزومی ندارد سخن یک ایرانگرد انگلیسی یا یک شرشقشناس روسی را که لزوما هیچ سررشته‌ای در زبانشناسی نداشته، وحی نازله به شمار آوریم و غیرقابل تغییر.

جایگاه زبان هورامی:

همانگونه که در یادداشت قبلی به آن اشاره شد، زبان هورامی یکی از زبانهای جدید ایرانی است و از مجموعه‌ی زبانهای شمالغربی، این زبان در کنار زبانهای سورانی، کرمانجی، کلهری و زازاکی زبانهای کردی‌تبار حوزه شمالغرب ایران محسوب میشود. در سالهای قبل از ورود اسلام به ایران و حتی تا سالها بعد از آن نیز، زبانی با این شکل و شمایل و خصوصیات وجود نداشته، و اصلا اصطلاحات زبان هورامی، بلوچی، تاتی، گیلکی و سورانی و ... عاری از معنی و مفهوم بوده‌اند، چه بسا بسیاری از این اسامی نیز مرسوم نبوده و در هیچ کتیبه یا نوشته‌ای به آنان اشاره نشده است. چون اجداد سخنوران این زبانها در ایران باستان همگی با زبانی واحد و یا بهتر است بگوییم لهجه‌ها و یا گویشهایی از یک زبان معین (در دوره‌ زبانهای باستانی: مادی، و در دوره‌ میانه: پارتی، پهلوی اشکانی) سخن رانده‌اند و سپس بر اساس تطورهای تاریخی، تغییرات زبانی و شیوه‌های زندگی آنان و همچنین واگرایی زبانی، گفتار آنها از هم فاصله گرفته و امروزه این زبانهای نوین پدیدار شده‌اند و حتی هر یک از این زبانها نیز شامل چندین لهجه و گویش است. در واقع زبان اجداد و نیاکان ما را نه میتوان هورامی نامید و نه سورانی و نه بلوچی و نه گیلکی و ...؛ هر چند که این زبانهای جدید با هم تفاوتهایی دارند و ممکن است یکی از آنها از لحاظ فونتیکی(آوایی) و یا گرامری شباهت بیشتری به زبان نیاکانمان داشته باشد، اما این دلیلی بر قدمت یا اصالت آن زبان نیست، اصلا "اصالت" در اینجا واژه‌ نامسمایی است، شما اصالت یک زبان را در چه میبینید؟  "سره‌ بودن زبان"، "نبود لغات دخیل در آن"، "شباهت گرامری به زبانهای باستانی" و ...؟. هورامی و سورانی و بلوچی و فارسی جدید و لری و طبری و ... همگی همزادانی هستند از یک زبان باستانی، و حال یکی شبیه‌تر، و دیگری با تفاوتهای بیشتر، و این چیزی را ثابت نخواهد کرد (ر.ک. مثال دوقلوها و پدر). حال که گوید که هورامی شبیه‌ترین است؟؟

 

کتێبی زه‌رده‌شت که ئه‌ڤیستایه‌...!

در نزد هورامیها، زبان هورامی شبیه‌ترین زبان به اوستایی است!، حتی پا را فراتر نهاده و برخی از افراد زبان کتاب مقدس اوستا را هورامی بر شمرده‌اند: "(به زمان هه‌ورامی هاته‌ سه‌ر به‌شه‌ر....)"، عده‌ای شباهتهای واژه‌ای را سند قرار داده‌اند و استدلال برخی بر ویژگیهای آوایی یا گرامری است. آنانکه با ذکر شباهت و اشتراک 20 کلمه از زبان عبری با هورامی، آنها را هم ریشه و نژاد میدانند، یقینا با شباهت 200 کلمه‌ای زبان هورامی و اوستایی، اوستایی را نیز زاده‌ هورامی خواهند پنداشت.! و یقینا با بررسی دیوان اشعار مولوی کرد و بیسارانی و ... نیز رای به عربی بودن زبان هورامی هم باید بدهند!.

شاید هم این چنین بوده که زبان هورامی نسبت به سورانی و فارسی شباهتهای فونتیکی و دستوری و لغوی بیشتری به زبانهای باستانی داشته، و همین سندی شده است برای خیل عظیمی از افراد از شاعر گرفته تا سیاستمدار، کرد و غیرکرد؛ که هورامی را عین اوستایی و اوستایی را عین هورامی برشمارند، شاید هم برخی از جریانات و طرز فکرهای (عموما ناسیونالیست) کردها تشدید کننده این باور بوده‌اند: یافتن یک پیوند اصیل و قوی با ایران باستان و اصالت!؛ شاید تعصبهای هورامیها هم تاثیر داشته‌است: زبان ما اصیل است و قدیمی‌ترین زبان ایران!. و این دلیلی شد بر "دراز کردن دست تصاحب ما هورامیها، بر گذشته‌ای که متعلق به همه‌ی آریاییهاست".

به همان راحتی که من هورامی زبانم را زبان اوستایی میدانم، یک بلوچ، یک فارس، یک کرمانج، تات، آرانی و ... نیز میتوانند این ادعا را بکنند، اما آنها اصلا چنین نمیکنند. چون این انحراف در تاریخ زبانشان، توسط ادبیات و رسانه و کتاب و ... ایجاد و به مجموعه باورهای آنها نیز تزریق نشده است. به همان اندازه که یک هورامی، زبان آثار تورفان یا کتاب اوستا را هورامی میداند، یک تات نیز میتواند این ادعا را بکند.! اما در کتابها و حتی سخنان روزانه‌ی ما بسیار از این ادعاها یافت میشود و در جاهای دیگر نه. این نتیجه به اصطلاح تحقیقات افرادی است که آگاهانه و یا نا آگاهانه به این  باور نادرست در نزد هورامیها دامن زده اند.

برای یک هورامی سخت است که بپذیرد در میراثی همچون اوستا و زبانهای باستانی، برادرانی خواهد داشت، ولی این واقعیتی است که باید پذیرفت. در نزد ما برخی از زبانشناسان و شاید بهتر است بگویم ایرانگردان، همیشه مرجع تحقیقات و ادعاها شده‌اند، ولی برخی را که اتفاقا زبانشناس هستند و نه گردشگر، نه در کتابها و تحقیقاتمان نامشان را میبریم و نه فعل "میفرماید" برایشان صرف میکنیم، و این تنها یک دلیل دارد و بس، آنهم اینکه آن افراد هیچ وقت نگفته‌اند: "وه‌ک باقی کتێب خه‌ڵاتی خوایه، به زمان هه‌ورامی.....". چون خوب میدانند در روزگار نوشته شدن کتاب اوستا و تا سده‌ها بعد هیچ زبانی با نام هورامی وجود نداشته، و آنچه امروزه هورامی مینامیم تنها یکی از زبانهای حاصل از یکی از زبانهای باستانی است. و این زبان از لحاظ تاریخی هم دوره‌ با زبانهای سورانی، فارسی، لری، تالشی، کومزاری و ... است و بس! و قدمت اینگونه‌ی زبانی که ما امروز آنرا "هورامی" مینامیم مانند فارسی جدید، سورانی، بلوچی و دیگر زبانهای جدید کمتر از 13 قرن است.

منبع:http://bisaran.blogfa.com/post/1/ومنبع: سایت کۆمه‌کاڵ




طبقه بندی: فرهنگی و هنری، تاریخ، ادبیات/شعر، جفرافیا، آموزشی، ئارام شه‌کیبایی، اجتماعی، اخبار، زوانی هه‌ورامی،
برچسب ها:هورامان-هورامان هانه‌به‌رچه‌م-کتابخانه‌هه‌ورامان؛یانه‌وکتێبووهۆ‌رامانی -هه‌ورامان -هۆرامان-اورامان-اورامانات-دزآور(زاوه ر)-لهون- نوسود-هورامان تخت- ژاورود-پاوه-نودشه(نۆتشه)- رێژاو(ریجاب)-کندوله-ته وێڵه(طویله)-بیاره-شاروو هۆرامانی- مریوان-سروآباد-کرمانشاه-کردستان-دالانی- ایلام-کامیاران-روانسر-جوانرود-چهارقلعه عبدالملکی(زاغمرز-زینوند-حسین آباد-امیرآباد هورامی های شمال ایران)عکس-شبک(شه به ک)-سنجار موصل-کاکه یی خانقین-یارسان- ساور-نودیجه-زازا-زازاکی-قلعه قروه،همایون محمدنژاد،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 توسط همایون محمدنژاد
.: Weblog Themes By Abdollah Habibi :.