چندی پیش زنی درروستای ژنین واقع درمنطقه ژاورود

(شهرستان سروآباد)فوت کردند،که به عنوان پیرترین زن

اورامان
وغرب ایران درسایت های خبری ثبت شده است.این زن

اورامی که هنگام فوت138سال سن داشتنددرطول
عمرخودهیچ

گاه ازداروهای پزشکی استفاده نکرده ومدام ازگیاهان طبیعی

ودارویی اورامان مصرف کرده است .



طبقه بندی: اخبار،
برچسب ها:عکس،هانه به رچه م،کردستان،پاوه،هورامان،دزآور،دانلود،فیلم،مریوان،مالمین،سروآباد،نودشه،نوسود،اورامانات،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 2 فروردین 1390 توسط همایون محمدنژاد

این نوشته ازآقای ادمین گرفته شده است، سپاس فراوان ازاین نویسنده بزرگ


در سپیده دم خنک یکی از روزهای پاییزی سال۱۲۶۶ ه-ق در کلبه ی تابستانی محقری که در سایه ی درختان زیبای میوه چون کودک خواب آلوده ای به کاخ مستکبران دهن کجی می کرد ،در دامن مادری زحمتکش کودکی چشم به دنیا گشود .گریه های اولیه او از روح بلندش خبر می داد. ناآرامی او خواب از دیدگان همه گرفته بود .کودک با زبان بی زبانی می گفت که روزی به تنهایی با تمامی ستمگران و کل ستم ، خواهد جنگید و با سلاح زبان بر همه خواهم تاخت . درشب هفتم تولدش زیر نور پاک مهتاب ، جمعی گرد آمده ، او را”عبدالقادر”نام نهادند.

و اولین مرهم راستین را بر زخم روان او نهادند که “الله اکبر-الله اکبر-الله اکبر-الله اکبر- اشهدان لااله الاالله- اشهدان لااله الاالله- اشهد ان محمد رسول الله- اشهد ان محمد رسول الله-حی علی الصلاه- حی علی الصلاه- حی علی الفلاح- حی علی الفلاح- الله اکبر-الله اکبر-لااله الا الله”.و به این ترتیب آن چیزی را که می خواست به او دادند. آرام گرفت و از آن پس آرامش کسی را بر هم نزد.جز بگاه گرسنگی نمی گریست. دریافته بود که خدا یکی است .تنها اوست که شایسته ی پرستش است و اوست که می تواند پناهگاه مطمئن باشد ، پس به او پناه برد-… پدرش کدخدامحمد پسر کدخداجعفر از معتمدین شهر پاوه ،کودک هفت ساله اش را به مکتب سپرد – در مکتب به شیوه ی سنتی قبل از هر درسی قرآن تدریس می شد. بنابراین قادر به تعلیم قرآن پرداخت- استعداد زیاد و اشتیاق فراوانش به یادگیری سبب شد تا در زمان کمی روخوانی قرآن را فراگیرد و همین وضع هم وضعیت او را به خطر انداخت زیرا افکار خرافی آن روزها براین عقیده ی نادرست استوار بود که چنین کودکانی سرانجام دیوانه خواهند شد و به اصطلاح عوام علم  آنها را خواهد سوزاند و مجنون خواهد کرد .

و به همین دلیل پدرش زیر فشار افکار عمومی و فامیل مجبور شد عبدالقادر را از مکتب فراخوانده ، او را از تحصیل منع نماید ، اما قادر بیشتر اوقات مخفیانه به مکتب می رفت تا اینکه پدرش فهمید .قسم خوردن پدر درمورد استفاده نکردن از قلم و دوات مشکل دیگری بر گرفتاری های او افزود – اما مگر می توان عاشق را از دیدار معشوق منع کرد؟ عبدالقادر هم عاشق علم بود و هیچ قدرتی قادر نبود تا او را از رسیدن به آن باز دارد . مدتی سرگردان بود ساعتهای متمادی در دریای اندیشه و تفکر غرق بود تا اینکه سرانجام به نتیجه ای شگفت انگیز رسید.

بهار دامان و آرزوهای آخرش را برمی چید و دامن کشان می خرامید که طبیعت مهربان دست کمک به سوی او دراز کرد مناظر زیبای کوه و صحرا وباغ و راغ و سبزه و چمن و گل و… هورامان او را در رسیدن به هدف خود یاری می کرد و…

بالاخره کاسه ی چوبی گردو را دوات ، آب شاه توت را مرکب و چوب تاک (مو)را قلم و گوشه ی پایینی باغ را که کمتر کسی از آنجا می گذشت به عنوان مکتب برمی- گزیند.

هر روز چند سطر یا چند صفحه از کتاب گلستان شیخ شیراز را می نویسد و بعد از کتابت آنرا به ملایی یا میرزایی نشان داده ، از او راهنمایی می خواهد ، و سرانجام پس از کتابت گلستان نوشتن را می آموزد .

عبدالقادر در چهارده سالگی به سرودن شعر پرداخته و تا آخر عمر با شعرزیسته است. شعر او در نهایت روانی معنای ژرف دربردارد و همچون بیشتر شعرای کرد زبانش خالی از مدح و چاپلوسی است. شعرش به نسبت حال نافذ بوده، تمام و کمال ، منعکس کننده ی دردهای جامعه ی آن عصر است.-

ضعفها را می شناسد و گاه و بیگاه به مردمش می نمایاند ، اما متأسفانه کسی سخنش را نمی شنود و او را جز شاعر ساده نمی داند که باید با فقر زندگی کند و با فقر بمیرد . این مفهومی است که دیرزمانی می گذرد تا استعمارگران آن را در مغز ملل جهان سوم فرو برده و تاکنون هم گاه و بیگاه روی کریه خود را نشان می دهد .

میرزا بیشتر عمر خود را در سیر و سیاحت سپری کرده و شهرهای مختلف ایران و عراق و ترکیه را زیر پا نهاده و در همین سفرها بود که با زبانهای فارسی و عربی و ترکی آشنا شده در جای جای کلامش چون آرایه ای بر تندیس شعرش خود نمایی کرده، به شعرش آنچنان منزلتی می دهد که فرشته ی شعر کردی و سید بها از شعرای مشهور کرد در نامه ای خطاب به میرزا چنین می گوید :

سولتان سه‌رئیل نازک خه‌یالان                       مه‌تبووع مه‌جلیس گشت که‌مه‌ر لالان  

وه‌حـید زه‌مـان ته‌نیـا شاره‌کـه‌                         شـای شیرین که‌لام شه‌که‌ر رازه‌کـه‌ 

……………………………..                             ……………………………………..

زه‌کاو ده‌رک و فام بێ ئه‌ندازه‌که‌                       ده‌رد بینوو تێژ ره‌و چالاک بازه‌که‌

دیدن دردها و آلام در آن عصر و بخصوص در مأوا و مسکن میرزا آزاد نیست.

نباید دردها را دید زیرا در آنصورت باید به دیگران هم نمایاند و این خود گناهی است بس عظیم ونابخشودنی. اما میرزا هرآنچه را می بیند بازگو می کند و به هر کس می رساند و مسئوایت انسانی خود را به انجام می رساند .و سرانجام پس از ۶۲ سال زندگی پر تب و تاب در جامعه ای حقیقت بینان و متعهدین به وظایف انسانی محکوم به فنا و نابودی هستند همچون هزاران حقجوی این مرزوبوم محکوم به مرگ با فلاکت و گرسنگی شده. در یکی از مسافرخانه های شهر کرمانشاه به دیار ابدی می شتابد و خاک سیاه دیدگان حقیقت جویش را در دل خود پنهان می کند تا سران ظلم و ستم با مرگ او نفسی تازه کنند (که دیواری فروریخته است)… خدایش رحمت کند.

این شاعر دلسوخته ی پرکار آثار بسیاری داشته است که متأسفانه بیشتر آن خاکستر شده و بر باد رفته است ، در حال حاضر تنها اثر او مجموعه شعر “دیوان میرزا عبدالقادر” است که کل آثار او نبوده بلکه آن چیزی است که توان گردآوری آن بوده است.    

نام نویسنده:ادمین



طبقه بندی: ادبیات/شعر،
برچسب ها:هانه به رچه م،عکس،پاوه،کرمانشاه،هورامان،فیلم،دزآور،اورامانات،کردستان،نودشه،نوسود،مالمین،دالانی،مریوان،
نوشته شده در تاریخ جمعه 27 اسفند 1389 توسط همایون محمدنژاد

دزآور(زاوه‌ر)کجاست و آثار تاریخی و دیدنی آن کدامند ؟

نام روستایی است زیبا و با صفا درپای کوه (دالانی) از توابع بخش نوسود شهرستان پاوه واقع دراستان کرمانشاه قراردارد. دزآوراز غرب با روستاهای(کیمنه وهانی گرمله) ازشرق با شهرنودشه،از شمال وبه موازات کوه دالانی باکوه های زیبای بخش اورامان تخت (شهرستان سروآباد) وازجنوب با شهرهای نوسود و طویله (کردستان عراق) هم مرز می باشد،این منطقه که ادامه اورامان لهون بوده وشهرنوسود و مرکزیت آن رادارا می باشد.این روستا که به ( بهشت اورامان) معروف است به واسطه چشمه وباغ های فراوان وکوهستان ها ومکان های سرسبزاین شهرت را پیدا کرده ، تاریخی به قدمت اورامان دارد که با ذکرآثار تاریخی وباستانی سابقه تاریخی دزآوربیشترمشخص می شود:

1- آثارتاریخی و به جا مانده (شهرترتیبا) درحد فاصل این روستا وشهرطویله (کردستان عراق) ازیادگارهای دوران مادها.

2- آرامگاه بزرگ مرد دین اسلام،شیخ شهاب الدین بغدادی(741ه.ق-)ازشاگردان بزرگ حضرت غوث عبدالقادر گیلانی (غوث الاعظم) که جهت تبلیغ اسلام وشریعت پیرو مراد خود به دزآور آمده  و با زنی دزآوری ازدواج کرده که حاصل آن 3 دختر بوده است . که درمطالب تاریخ بزرگان بیشترتوضیح داده می شود.ایشان استاد و پدر زن سید مصطفی اورامی مشهور به ( پیرشالیار) و جد آیت الله مردوخ کردستانی می باشند.

3- آرامگاه بزرگان واولیاالله ازجمله: پیرمحمد-ادالوپیرا(مادرپیرمحمد وبزرگان دیگر) – و صوفی سیرالی( سید باباعلی) که به عقیده حاج محمدعبدی پور دزآوری ،ایشان جد بزرگ  پدربزرگم صادق محمدنژاد می باشد.

4- چشمه مالمین(معلمین) محل درس وکتابت وارشاد مریدان وشاگردان شیخ شهاب الدین  بوده است ،که درجوارآرامگاه شیخ قرار دارد و به گفته مردم دزآور که سینه به سینه نقل شده است،هرچند دربرخی ازسالها وآن هم درماه های پایان تابستان آب چشمه کم شده ، ولی تا حال این چشمه خشک نشده ودرچهارفصل آب ازآن  جاری می شود.

5- مکانی سرسبز وباغ دار به نام (دره ومه ری) که محل مشورت انجمن وبزرگان  و زیرکان روستا به نام های ژیرلا بوده است که مردم براساس انتخابات سالم  افراد (ژیر) یعنی زیرک وعاقل را جهت اداره مطلوب روستا برمی گزیدند ( گویند شیخ  به  همراه شاگردان و ژیرلا درهمین مکان جهت اداره امور به شور و تبادل فکری اهتمام داشتند.

6- قلعه ها وآثار تاریخی در( قه لاو را- قه لاو گاورا - قه لاوه روبیرا ) که حکایت ازرواج دین زردشت که درقلعه گاورا ( همان گوریاگبر زردشتی) که همان مغ ها وموبدان زرشتی بوده  وبه عنوان مبلغان و روحانیون زردشت تعالیم آیینی را برای پیروانشان بازگوکرده و برای روشن داشتن آتش قلعه ها وترویج دین به همراه امشاسپندان و نگهبانان آتش،تلاش  می کردند.

7- وجود سنگ قبرهای دوران اسلامی دراطراف چشمه مالمین ،که گویند گذشته خطوط  میخی و پهلوی اشکانی درآن ها وجود داشت ، لیکن اکنون زبان کوفی وعربی وآن هم بسیارناخوانا ماندگار است و کتیبه تاریخی مسجد دزآور(سنگ نوشته)تعمیرمسجددزآورباقدمت 238سال.
                                                                                                                                                              
                                                         همایون محمدنژاد/بهمن ماه 1389


                                                              هورامان هانه به  رچه م









طبقه بندی: اجتماعی، تاریخ، جفرافیا، آموزشی، شهرها و روستاهای هورامان،
برچسب ها:عکس،هانه به رچه م،کردستان،دانلود،فیلم،دزآور،کرمانشاه،
نوشته شده در تاریخ جمعه 27 اسفند 1389 توسط همایون محمدنژاد

هورامان هانه به رچه م

بیوگرافی مختصری از«کاک اشرف یوسفی»اززبان خودش:

 نام :اشرف نام خانوادگی:یوسفی  نام پدر:غفارتاریخ تولدبه سال 1335(مندرج درشناسنامه)لیک تاریخ درست تولدم 1332می باشد.خاطرات خوب دوران دبستان راهیچ گاه فراموش نمی کنم،معلمان من دردوره ابتدایی به شرح ذیل بودند:

    نام معلم     

   نام  پایه تحصیلی

ملاعبدالله نعمتی-نصرالدین  یوسفی

                کلاس اول

حاج   ظاهرصادقیانی

               کلاس دوم

محمدیوسف      کریمی

              کلاس سوم   

محمدجعفر     کریمی

              کلاس چهارم

محمدجعفر     کریمی

              کلاس پنجم







باتوجه به این که مشکلات خانوادگی ودوری مسافت ومشکلات دیگری که مجال بیان آن راندارم تاکلاس ششم ابتدایی قدیم درس خواندم ونتوانستم جهت ادامه تحصیل به شهرنوسودبروم،واین برایم یک خاطره ی بدی بودلیکن باشغل بنایی ساختمان امرارمعاش خانواده ام راتأمین می کنم صاحب 3فرزندکه 2تای آنهاپسرودیگری دختر،پسربزرگم آوات دانشجوی ترم 8کارشناسی اقتصادکشاورزی دانشگاه پیام نورمریوان وپسردیگرم آزاد دیپلم فنی وحرفه ای وتنهادخترم دانشجوی ترم 8کارشناسی جامعه شناسی دانشگاه پیام نورمریوان می باشند.اولین جرقه وتمرین خوانندگی به دوران کلاس دوم دبستان برمی گرددکه مرحوم حاج ظاهرصادقیانی ازمن خواست سرودی رادرکلاس بخوانم وبه من اعتمادبه نفس حضوردرجمع،وخوانندگی رایاد داد که این اولین باری بودکه درجمع سرودرااجراکنم البته پدرم وپدربزرگم حاج یوسف وعمویم علی محمد آوازه خوانان مشهوری بودند،که به خصوص حاج یوسف درخوانندگی استادوصاحب سبک وشیوه مخصوص دراورامان می باشدْلیکن تازمان فوتشان به خاطراحترام وشرم وحیانتوانستم باایشان آوازبخوانم امادرروستای خودمان وجاهای دیگربابزرگان ودوستان هنرمنددیگرآواز محلی به خصوص سیاچمانه خوانده ام که عبارتنداز:


ادامه مطلب

طبقه بندی: فرهنگی و هنری،
برچسب ها:عکس،هانه به رچه م،کردستان،دزآور،پاوه،فیلم،دالانی،مالمین،هورامان،نوسود،مریوان،نودشه،سروآباد،اورامانات،کرمانشاه،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 17 اسفند 1389 توسط همایون محمدنژاد
.: Weblog Themes By Abdollah Habibi :.

تعداد کل صفحات : 10 :: ... 3 4 5 6 7 8 9 ...